تبليغاتX
نخبگان ترشيز

مراجع در کنار شما هستنند، به تجمع های خود ادامه دهید

مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم با صدور بیانیه‌ای با ابراز نگرانی از مورد تعرض قرار گرفتن انقلاب، و با اعلام اینکه مراجع تقلید هم از حوادث اخیر نگران و ناخشنودند و نظر توجیه‌گران در خطابه‌های نماز جمعه، نظر مراجع بزرگوار و علمای بزرگ و مدرسین حوزه‌ها نیست، از مردم خواست با تکیه بر اصول قانون اساسی که بر آزادی های مشروع و حق تجمع تاکید دارد به تجمع های خود ادامه دهند.

به گزارش نوروز، متن کامل این بیانیه به شرح زیر می باشد:

بسمه تعالی


إِيَّاكَ وَ الدِّمَاءَ وَ سَفْكَهَا بِغَيْرِ حِلِّهَا فَإِنَّهُ لَيْسَ شَيْ‏ءٌ أَدْعَى لِنِقْمَةٍ وَ لَا أَعْظَمَ لِتَبِعَةٍ وَ لَا أَحْرَى بِزَوَالِ نِعْمَةٍ وَ انْقِطَاعِ مُدَّةٍ مِنْ سَفْكِ الدِّمَاءِ بِغَيْرِ حَقِّهَا. (نامه 53 نهج البلاغه)

از خون‌ریزی ناحق پرهیز کن، هیچ چیز به اندازه خون ناحق کیفر الهی را نزدیک نمی‌کند و مجازات را شدت نمی‌بخشد و نعمت‌ها را نابود نمی‌کند و خون ناحق زوال حکومت را نزدیک نمی‌سازد.


ملت بزرگ ایران این روزها به مصائب بزرگی مبتلا هستند که شنیدن آنها دل هر مسلمان و انسان آزادیخواهی را به لرزه در می‌آورد.
انقلاب اسلامی برای حراست از حقوق مردم بود، و اجرای قانون برای آزادی‌های مشروع جامعه و از بین بردن زندان‌های غیر قانونی و غیر شرعی و شکنجه‌های غیر انسانی و تهمت‌زدن‌های ناروا، و بالاخره برای اجرای احکام اسلام بود. حضرت امام رحمة الله علیه در اوائل شروع نهضت در سال 1342 به شاه نصیحت می‌کرد که قانون اساسی را عمل نماید و از مرز قانون خارج نشود که اگر او به قانون عمل می‌کرد، سرنوشت حکومتش غیر از آن بود که رقم خورد.
امروز پس از سالیان دراز مبارزه ملت ایران که حاصل خون دهها هزار شهید و شکنجه و زندانی شدن مردان آزاده و تلاش‌های مراجع بزرگ به ویژه رهبری داهیانه رهبر کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی (ره) است، اهداف مقدس انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی مورد تعرض قرار گرفته است و عده‌ای جز به نابودی دستاوردهای نظام به چیزی راضی نمی‌شوند.
هر روز خبر شهادت یکی از فرزندان این مرز و بوم را می‌شنویم و با کمال وقاحت اعلام می‌کنند، دستگیرشدگانی که پس از مدتی جسم بی‌جان آنها تحویل خانواده‌ها داده می‌شود. زندان‌های غیر قانونی و بدون امکانات اولیه و رعایت اصول انسانی دایر شده است.
خبرهای شکنجه غیر انسانی و ناجوانمردانه هر روزبه نوعی فاش می‌شود، برای دفن کشته‌شدگان و برگزاری مراسم عزاداری اجازه نمی‌دهند و همه اینها به نام اسلام و قرآن و ولایت فقیه انجام می‌گیرد.
عده‌ای مدیحه‌سرا بدون توجه به آثار تخریبی آن به توجیه این همه جنایات پرداخته‌اند، ملت عزیز ایران باید بدانند که نظر توجیه‌گران در خطابه‌های نماز جمعه یا غیر آن اگرچه به نام حوزه‌ها باشد، نظر همه مراجع بزرگوار و علمای بزرگ و مدرسین معظم حوزه‌ها نیست. بلکه قلوب بزرگان از حوادث اخیر نگران و ناخوشنود است و در کنار ملت بزرگ ایران و دردکشیده‌ها خواهد بود.
ملت ایران حرکت خود را بر مدار قانون اساسی استوار و برطبق اصول مصرح در آن که تضمین آزادی‌های مشروع است و تجمع‌های آنها را تضمین نموده است، ادامه دهند و در کنار داغداران، یاد و خاطره‌ی مبارزان در راه حق را پاس بدارند.
نصیحتی هم به حاکمان و دولت و قوه قضائیه از زبان امیرالمومنین داریم:

وَإِنَّمَا يُؤْتَى خَرَابُ الاَْرْضِ مِنْ إِعْوَازِ أَهْلِهَا،إِنَّمَا يُعْوِزُ أَهْلُهَا لاِِشْرَافِ أَنْفُسِ الْوُلاَةِ عَلَى الْجَمْعِ، وَسُوءِ ظَنِّهِمْ بِالْبَقَاءِ وَقِلَّةِ انْتِفَاعِهِمْ بِالْعِبَرِ. (نامه 53 نهج البلاغه)

زمین جز با فقر ساکنانش خراب نمی‌گردد. مردم زمانی به فقر دچار می‌گردند که والیان به جمع مال برآیند و به بقای حکومت خود مطمئن نباشند و از تجربه‌ها عبرت نگیرند.


مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم

+ نوشته شده در  شنبه دهم مرداد 1388ساعت 8 قبل از ظهر  توسط مانی  | 


قدرت بنا به تعریف خود در لغت بدین معنی است:«مجموعه منابع و ابزارهايي است، براي به انجام رساندن کارهاي ويژه حکومت.» .

اما در اسلام تعریف قدرت بسیار فراتر از آن است حتی تا آنجاست که عقاید حکومتی امامان و اندیشه های سیاسی آنان نیز به سان تعاریفی است که ارسطو و افلاطون و دیگر آرمان گراها از آن دارند .اما در اندیشه مولای متقیان امام علی تعریف قدرت چنان که که در نامه ای به مالک اشتر می فرماید:قدرت ابزار رسيدن به سعادت و کمال جامعه است نه آن چه که ما امروز می پنداریم و می بینیم .

خلیفه های قبل از امام علی قدرت را بدور از اندیشه سیاسی امام معنی کرده بودند . آنها قدرت را وسیله ای برای بقای خود و جامعه مسلمین بنا کرده بودند و راه را برای آنچه آزادی خواهی و آرمان خواهی که در آن دوران امام علی بسط دهنده ان بود بسته بودند .

در اندیشه سیاسی امام علی قدرت سیاسی قدرتی است الهی که در دست مردم قرار دارد تا بتوانند با و بوسیله آن به اهداف خود برسند . در اندیشه امام علی قدرت ابزاری الهی در دست حاکمان نبود بلکه در دستان مردم بود برای بهبود جامعه خویش بطوریکه اگر امروز امام علی بود حکومتی با مردم سالاری بالایی را در اختیار مردم قرار می داد .

در شیوه حکومت امام علی قدرت در ذات خود دارای شر و بدی نیست بلکه استفاده نابجا یا سو استفاده از آن به سان خیانت در امانت می داند چونان که می بینیم چگونه وقتی افراد در قدرت بالایی قرار می گیرند چگونه در حق این هدیه الهی که از طرف مردم بر آنها واگذار شده خیانت می کنند .

از گفتار امام علی چنان بر می آید که به شهادت کتب متعدد به تواتر گفته شده است که در صورت بکارگیری قدرت در مسیری به جز مسیر متعالی آن که هدف آن محسوب می شود ، آن به استبداد ، فساد و تباهی آن جامعه منتهی می شود و در سرآنان استفاده افرادی معدود را از حکومت و قدرت می اندازد .

اما امروز افراد و گروه هایی سعی در این دارند تا اندیشه امام علی را چنان مخدوش کنند تا دیگر کسی را توان آن نباشد تا در پی حقیقت رود و بسیاری سعی در عدم اجرای بسیاری از شیوه های مدرن و مردمی حکومتی را دارند .بر پایه قرآن شورا و گردهم آری اندیشه ها و سلایق گوناگون یکی از اساسی ترین گفته های خداوند در قرآن است اما این مهم تابحال و اجرای جمهوری اسلامی چقدر تابحال اجرایی شده و پس از گذشت چه زمانی به مرحله اجرا در آمده است سخنی است که وقتی دیگر را می طلبد .

اما باید به این موضوع پرداخت و بزرگان این فن سوالاتی را مطرح کرد تا بتوان دید که حکومت اسلامی آیا با همین شیوه هاست ؟ و یا شاید حکومت اسلامی خود ترجمان دیگر از دیکتاتوری دیرپایی باشد که مردم با آن دست و پنجه نرم کرده اند .

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم مرداد 1388ساعت 5 بعد از ظهر  توسط مانی  | 


امام علی ( ع ) می فرمایند :

               چهار چیز موجب سقوط دولت هاست : 

 از بین بردن ریشه ها ،

              پرداختن به مسائل جزئی ،

                               سپردن مسئولیت ها به فرومایگان ،

                                                              کنار زدن شایستگان

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم تیر 1388ساعت 5 بعد از ظهر  توسط مانی  | 


+ نوشته شده در  جمعه یکم خرداد 1388ساعت 8 بعد از ظهر  توسط مانی  | 


 

با نزدیک شدن به انتخابات ریاست جمهوری و حمایت اکثریت اصلاح طلبان کاشمر از جناب آقای مهندس میر حسین موسوی عده ای معلوم الحال  در صدد هستند تا بر چهره تابناک دیار ترشیز جناب آقای دکتر خباز خدشه وارد نموده و ایشان را تخریب نمایند به همین خاطر مرتب در بوق و کرنا کرده اند که خباز بی طرفدارشده و تنها از آقای کروبی حمایت می کند . اینان بدانند که گرچه اصلاح طلبان از جناب آقای موسوی حمایت می کنند اما ذره ای از ارادت و علاقه قلبی خود به فرزند دیارشان جناب دکتر خباز نکاسته اند و برای ایشان و همچنین جناب آقای کروبی احترام بسیار قائل هستند و هیچ گاه یاران خود را فراموش نمی کنند هر چند حمایت آقای خباز از جناب آقای کروبی از نظر شرعی و اخلاقی به لحاظ عضویت در حزب اعتماد ملی پسندیده و جایز است و همگان بر این نکته واقف هستند اما امروز تقدیر بر این است که هر کدام در سنگری جداگانه اما برای هدفی مشترک حضور داشته باشند که این تصمیم مورد قبول آقایان کروبی و موسوی نیز قرار گرفته است .

اصول گرایان این روزها به خاطر عملکرد نادرست دولت و عدم اقبال عمومی به سمت آنان و همچنین موج سبز حامیان موسوی به وحشت افتاده و در اضطراب و نگرانی به سر می برند . به خصوص در دیار ترشیز کهن به اصلاح طلبان باتمام امکانات مادی و معنوی خود حمله ور می شوند اما درایت جناب آقای خباز و هوشیاری اصلاح طلبان هیچ وقت نخواهد گذاشت رویای نادرست آنان به سوی واقعیت سوق پیدا کند و اصلاح طلبان همه با هم با برگ سبز اعتماد به موسوی در بیست و دوم خرداد ماه پاسخ محکمی به تمامیت خواهان خواهند داد این فریاد را در جامعه طنین انداز خواهند نمود که :

صد واقعه چون دوم خرداد بسازیم .      

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388ساعت 7 قبل از ظهر  توسط مانی  | 


هزار باده ناخورده در رگ تاک است

چه بپذيريم، چه نپذيريم، چه خوش مان بيايد، چه خوش مان نيايد، جايگاهي که خاتمي بر آن تکيه زده، جايگاه ممتازي است. متمايز بودنش هم دليل روشني دارد. هيچ يک از رجال سياسي ايران تجربه آمدن و انصراف خاتمي را نداشته اند اما باز به اندازه رهبر اصلاحات محبوب نيستند. فرآيند پذيرش نامزدي خاتمي و بعد انصراف او از نامزدي اگر براي هر رجل سياسي اتفاق مي افتاد تا اطلاع ثانوي او را بازنشسته سياسي مي کرد اما تنها خاتمي بود که توانست اين تهديد را به يک فرصت طلايي براي اصلاحات تبديل کند.خاتمي اين روزها فراتر از جغرافياي ايران در جست وجوي راهي براي پژواک صدايي متفاوت از جمعيت يک و نيم ميلياردي جهان اسلام است؛ صدايي که اگر مجال يابد مي تواند تا سال ها در گوش جهان طنين انداز شود.

اینک پیام خاتمی به ملت ایران این است که : 

من معتقدم اکنون کساني که بتوانند خواست هاي اکثريت را (در حد امکان) برآورده کنند در صحنه هستند به خصوص با آمدن جناب آقاي مهندس موسوي با آن سابقه کاري و شخصيت ديني و انقلابي و برخورداري از روشن بيني و راه تامين نظر مردم باز است. وظيفه من و شما - و به خصوص نامزدهاي موجود- عبارت است از آگاه کردن مردم و برانگيختن حسن تعهد و مسووليت براي شرکت گسترده در انتخابات که اگر چنين شود با همت خود مردم آنچه مورد خواست آنان است تحقق خواهد يافت و من هم در جاي ديگر و به گونه يي ديگر و به ياري خدا در خدمت اسلام، ايران و مردم خواهم بود.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388ساعت 10 قبل از ظهر  توسط مانی  | 


سيد محمد خاتمي          محبوب ايرانيان و جهانيان

نواندیش: بیانیه انصراف سید محمد خاتمی از ادامه حضور در عرصه انتخابات به عنوان نامزد دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری شامگاه 26 اسفند ماه منتشر شد.

به گزارش نواندیش ،  حجت الاسلام والمسلمین خاتمی در این بیانیه آورده است با وجود انصراف، به حضور فعال خود در صحنه برای تشویق مردم به شرکت در انتخابات ادامه خواهد داد.

  محوراین بیانیه "تصمیم اخلاقی فراتر از کسب قدرت"است و خاتمی با تاکید بر این اصل، کناره‌گیری خود را از ادامه حضور در رقابتهای انتخاباتی اعلام کرده است.

در این بیانیه سید محمد خاتمی به حضور فعال خود در صحنه انتخابات و تلاش برای اجماع نامزدهای انتخاباتی تاکید دارد.

رئیس دولت اصلاحات تاکید کرده است که همچنان برای تشویق مردم به شرکت در انتخابات، حضوری فعال خواهد داشت.

به گزارش روابط عمومی دفتر سید محمد خاتمی متن کامل بیانیه انصراف وی از حضور در انتخابات ریاست جمهوری دهم به عنوان نامزد انتخابات بدین شرح است:


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387ساعت 7 قبل از ظهر  توسط مانی  | 


خاتمي پاينده       رئيس جمهور آينده

خاتمي پاينده       رئيس جمهور آينده

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387ساعت 11 بعد از ظهر  توسط مانی  | 


حضور آقاي خاتمي در انتخابات رياست جمهوري آينده كه استقبال اكثر افراد و گروههاي جناح اصلاحات را به دنبال داشته، از سوي برخي ديگر از گروههاي حاضر در اين جناح، با پرسشها و ابهاماتي مواجه شده و پاسخهايي در خور مي طلبد. اصلاح طلبان مخالف حضور خاتمي يا خود كانديدايي دارند و براي رياست جمهوري او برنامه ريزي و تلاش مي كنند، يا به دوران رياست جمهوري خاتمي انتقاداتي دارند و يا معتقدند كانديداتوري خاتمي براي جريان اصلاحات نه تنها سودبخش نيست، بلكه مضر نیز هست و آمدن او حتي ممكن است به تداوم حضور اقتدارگرايان در قوه مجريه كمك كند و از اين رو حضور وي را توصيه نمي كنند. طيف اخير بر اين باور است كه خاتمي واجد ظرفيت هايي است كه حساسيت اقتدارگرايان را برميانگيزد و حضور او اختلافات پردامنه و روزافزون طیف مخالفان اصلاحات را به نفع كانديدايي كه خود ايشان در تلاشند تا به نحوي كنارش بگذارند موقتاً پايان ميدهد. بنابراين تدبير حكم ميكند خاتمي نيايد تا تشتت طیف رقیب به اتفاق نگرايد و تكثر كانديدا در آن، بتواند زمينه شكست افراد ناكارآمد و پايان دوران ناكارآمدي را فراهم كند. آمدن خاتمي انتخابات را دو قطبي ميكند و اين اتفاق به سود اقتدارگرايان است. آنان با بسيج امكانات مباح و غيرمباح و بهره گيري از تمام ظرفيتهايي كه در رسيدن به قدرت ياري گرشان بوده است در كارزاري دوقطبي هر حريفي را شكست ميدهند. خاصه اگر آن حريف خاتمي باشد كه لذت مغلوب ساختنش مضاعف است و در اردوي اقتدارگرايان انگيزه و تحرك بيشتري را ايجاد ميكند.
در پاسخ به اين تحليل بايد گفت اتحاد جناح راست حول كانديداتوري رئيس كنوني دولت، در صورت حضور خاتمي كاملاً قابل پيش بيني است. چه در غير اين صورت راستها در شرايط تكثر كانديدا شكست خود را تضمين كرده اند و در صورت كنار نهادن احمدي نژاد و اعلام حمايت از كانديدايي ديگر به بزرگترين ضد تبليغ براي كليت جناح خود دست زده اند، چرا كه اين حركت اعترافي ضمني به شكست احمدي نژاد در اداره كشور و ناكارآمدي دولت او محسوب ميشود. بنابراين حضور خاتمي به تقويت نسبي همگرايي ها در جناح راست كمك ميكند و يك انتخابات دوقطبي را رقم ميزند، به نحوي كه دو جناح سياسي ايران با حفظ تمام مرزبندي ها و خطوط قرمز خود در اين انتخابات به مصاف يكديگر مي آيند. اين مساله همانطور كه اشاره شد – از ديد دوستان منتقد، «زيان» حضور خاتمي محسوب ميشود. در حالي كه در تحليلي دقيقتر «فايده» حضور اوست.
براي انتخابات رياست جمهوري در ايران دو مرحله پيش بيني شده است كه اگر هيچ يك از نامزدها راي نصف به علاوه يك را به دست نياورند، دو تن كه بيشترين راي را اخذ كردهاند به مرحله دوم مي روند. اگر انتخابات آتي با غيبت آقاي خاتمي و در نتيجه با تكثر نامزدها و حضور چهره هاي مطرحي چون حداد عادل، ولايتي، پورمحمدي، قاليباف، رضايي و... همراه باشد به احتمال فراوان دو مرحله اي خواهد بود و با توجه به حمايتهاي بيدريغ مقامات عالي نظام از رئيس فعلي دولت و برنامه ريزي و تكاپوي گسترده جريان حاكم براي جلب حمايتهاي مردمي از طريق روشهايي چون توزيع مستقيم وجوه نقدي بين مردم در سفرهاي استاني، راهيابي احمدي نژاد به مرحله دوم چندان دور از ذهن نيست. در اين شرايط، دو حالت براي نامزد ديگري كه با احمدي نژاد به مرحله دوم ميرود متصور است. او يا از متحدین سابق احمدی نژاد خواهد بود كه در اين صورت نتيجه براي اصلاحطلبان تفاوت چنداني نخواهد داشت و يا اصلاح طلب خواهد بود كه در اين صورت يك مصاف دو قطبي حاصل ميشود و همان اتفاقي رخ ميدهد كه موافقان تكثر كانديدا و نيامدن خاتمي از آن گريزان هستند. به اين ترتيب كه كليت جناح راست يكپارچه و متفق (دست كم در ظاهر) در مقابل كانديداي اصلاح طلب به حمايت از احمدي نژاد مي پردازد. به عبارت ديگر انتخابات آتي در غياب خاتمي و در صورت تكثر كانديدا يا به محركه رقابت درون جرياني راستها بدل خواهد شد و يا يك نامزد اصلاح طلب به همراه احمدي نژاد به مرحله دوم خواهد رفت كه در اين صورت نقض غرض دوستان منتقد حضور خاتمي اتفاق افتاده و جناح راست مرزبندي هاي سياسي و هويتي خود با جناح چپ و اصلاح طلب را فداي اختلافات سطحي با جريان حاكم نخواهند كرد و حمايت از كانديداي نزديك به خود را به هر تصميم ديگري ترجيح خواهد داد.
طبق آنچه گفته شد صرف نظر از آمدن يا نيامدن خاتمي انتخابات آتي در مطلوب ترين حالت و در واپسين مرحله دو قطبي خواهد بود و مضار احتمالي يك پيكار دوقطبي را خواهد داشت. بنابراين مدبرانه است با تمهيد مقدمات نامزدي فردي كه آمدنش انتخابات را در همان مرحله اول دوقطبي ميكند ابتكار عمل و طراحي زمين بازي را از دست ندهيم و در مصافي تمام عيار با جناح راست قضاوت در مورد عملكرد خاتمي و احمدي نژاد را به جامعه بسپاريم.

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آذر 1387ساعت 6 بعد از ظهر  توسط مانی  | 


هرچه به برگزاري انتخابات دهم رياست جمهوري نزديكتر مي شويم، جريانات مختلف سياسي در عين كسب آمادگي بيشتر در جنبه هاي مختلف براي حضور در صحنه انتخابات ، مواضع سياسي خود را به منظور كسب قدرت و جذب آرای هواداران خود شفاف تر می کنند و می کوشند از اين رهگذر، ضعفهايشان را تبديل به قوت کرده و تهديدهائي را كه متوجه آنها ست به فرصت بدل سازند، در این میان جناح سیاسی حاکم که برای متقاعد کردن رای دهندگان، حتی هواداران خود نیز دلایل قانع کننده ای ندارد، تلاش می کند تا با ابزارهای مختلف پنجه در چهره رقباي اصلي و تاثير گذار انداخته و با تخريب و خطرناك جلوه دادن آنان به هر نحوي كه مي تواند رقيب را از صحنه رقابت حذف کند.
جريان حاميان دولت احمدي نژاد تحت عنوان رايحه خوش خدمت كه با تمام توان رسانه اي اقتصادي و سياسي خود را براي انتخابات رياست جمهوري دوره دهم آماده مي كند، عليرغم تمام شعارها، بزرگ نمائي ها و ادعاهاي زيادی كه داشتند، امروز با يك واقعيت غير قابل كتمان مواجه شده كه همان ناكارآمدي و ضعف مديريت است كه بحران هاي زيادي براي كشور در داخل و خارج ايجاد كرده است. ناتوانی و بي كفايتي در اداره امور مملكت و حكومت به قدري آشكار شده كه حاميان احمدی نژاد نه تنها قادر به كتمان آن نيستند بلكه احساس مي كنند در صورت پنهان کاری دچار ريزش بيشتري در بدنه هواداران خواهند شد، لذا به ناچار درصدد توجیه ناکارآمدی ها برآمده اند .آنان به خوبي دريافته اند كه مردم در سه ساله اخير در مسائل مختلف به يك مقايسه دست زده اند و به همين دليل استقبال از اصلاح طلبان رو به فزوني است و اصلي ترين رقيب آنها اصلاح طلبان هستند. گرچه دلايل زيادي براي اين استقبال وجود دارد كه در ادامه مقاله به آن پرداخته خواهد شد اما آنچه حاميان دولت را براي انتخابات آتي بیشتر نگران می کند، دفاع و استقبال چهره هاي شاخصي از جناح راست از حضور آقاي خاتمي در انتخابات دهم است كه دولت فعلي را نيز از انتقادات خود مصون نگذاشته اند. با اين حساب حاميان دولت ناچار شده اند با خلق يك تئوري جديد یعنی برانداز جلوه دادن اصلاح طلبان ترجيح يك جريان بي كفايت (دولت احمدي نژاد) به يك جريان برانداز(اصلاح طلبان) در ايام انتخابات هواداران را به حمایت از خویش وادارند.
اين دستور كار جديدي است كه نظريه سازان پشت پرده ستاد احمدي نژاد در حال پمپاژ آن به بدنه هستند تا شايد كساني را كه با هزاران اميد به احمدي نژاد راي دادند و امروز دچار سر خوردگي شده و ديگر اميدي به او ندارند دوباره به صحنه حمايت از او بازگردانند.
البته لزومي ندارد به اين موضوع بپردازيم كه روش فوق با اخلاق و ارزش هاي اسلامي كه حضراتمدعي آن هستند چقدر فاصله دارد زيرا در سنوات گذشته بويژه در موضوع انتخابات به وضوح در يافته ایم كه اخلاق اسلامي، ارزش ها،
شرع مقدس، قانون ، عرف اجتماعي و سياسي تنها سر پوشي براي توجيه منافع آن ها ست چنان که اگر همين اصلاح طلبان برايشان خطري نداشتند، حضورشان در انتخابات يك واجب شرعي و ...... تلقي مي شد لذا در شرايط كنوني كه جريان اصلاحات با استقبال عمومي مجدد مواجه شده، در صددند تا با اتهامات تكراري مانند براندازي و سازماندهي انقلاب مخملي ، ارتباط با بیگانگان و جاسوسي براي آنها مانع حضور اصلاح طلبان در قدرت شوند.
با عنايت به مراتب فوق نكات قابل توجهي در تئوري "بی عرضه- برانداز" وجود دارد كه ذيلا " به آن اشاره خواهيم كرد :
1- کسانی که در آغاز كار دولت احمدي نژاد ادعاي داشتن برنامه براي اداره جهان داشتند و مدعي بودند در شانزده سال گذشته در اين كشور خيانت شده است و پيشنهاد كارشناسانه اقتصاد دانان دانشگاه راحرف بيگانه و موجب کارشکنی مي ناميدند و گراني كمر شكن مسكن و ارزاق عمومي مردم را توطئه احزاب سياسي مي دانستند، امروز ناچارند به بي كفايتي خود تلویحاً اعتراف كنند و در مقابل اعتراض مردم چاره اي هم جز پذيرش آن ندارند ،ولی اين" بهترين دولت بعد از مشروطه" تا كنون به جاي اصلاح امور و جستجوي راه جديد براي حل معضلات تنها به تخريب رقيب خود مي پردازد .
2- به راستی برانداز كيست ؟ اصلاح طلبان سال 76 در شرايطي كشور را تحويل گرفتند كه تهديدات خارجي جدي بود. هر لحظه امكان در گيري نظامي و هجوم بيگانه احساس مي شد رزمناوهاي آمريكائي در خليج فارس آرايش نظامي گرفته بودند سفراي كشورهاي قدرتمند غربی ايران را ترك كرده بودند وضعيت اقتصادي مطلوب نبود. درآن شرايط ايران در دادگاههاي بين المللي بعنوان تروريست محكوم شده بود وبه این ترتیب شرایط برای براندازی مهیاتربود اما با مجاهدت و تدبير و خردورزي اصلاح طلبان همه امواج بحران از سر ايران گذشت و اصلاح طلبان موفق به تحكيم پايه هاي نظام شدند و وبا خروج از انزوا در سياست خارجي كشور در شرايطي قرارگرفت كه كلينتون آمادگي خود را براي مذاكره با ايران بدون پيش شرط اعلام كرد . بعد از حادثه 11 سپتامبر ودر زمان ریاست جمهوری بوش نیزكه ايران محور شرارت ناميده شد، هيچ تهديدي ايران را منزوي نكرد حتي يك بيانيه عليه ايران صادر نشد .
اگر اصلاح طلبان برانداز باشند قاعدتا" بايد جريان هائي نظير سلطنت طلب ها ومنافقين و ديگر ضد انقلاب هاي ماهواره ای نشين، خواستار آمدن خاتمي به صحنه انتخابات باشند، ولي منافقين، جريانات اصلاحات را "فتنه خاتمي" كه موجب دوام جمهوري اسلامي شده مي دانند و ديگر جريان های برانداز هم در مخالفت با خاتمی چیزی کم نگذاشتند. آن ها همگی معتقدند خاتمي نظام را بيمه مي كند وشاهد بوده ایم در انتخابات ها هم به گونه ای تبلیغ کرده اند که از توان خاتمی و اصلاح طلبان کاسته شود و جناح رقیب در عمل تقویت گردد با اين وصف بايدمنصفانه قضاوت کرد كه كدام مديريت مورد تاييد براندازان است، مدیریت خاتمي يا احمدي نژاد ؟
3- در حوزه اقتصاد اصلاح طلبان كشور را در شرايط سخت با قيمت پائين نفت و انبوه بدهي خارجي تحويل گرفتند. مطابق آمار و ارقام و عليرغم همه جو سازي ها عليه اصلاحات، 70% لوايح مجلس ششم اقتصادي بود كه در تمام ادوار گذشته بي سابقه است. براي اولين بار لايحه خود ا ظهاري مالياتي عملياتي گرديد؛ توليد محصولات پتروشيمي 4برابر و سرمايه گذاري در بخش صنعت دو برابر گرديد؛ مسكن به ثبات نسبي رسيد و رويكرد اشتغال به سوي اشتغال مولد و پايدار قرار گرفت همه اينها در سايه طوفاني حاصل گردید كه هر روز عليه اصلاح طلبان در كشور بپا مي خاست و با هدايت رسانه اي تاثير گذار مديريت مي شد تا ناكارآمدي آنان را ديكته كند. بر خلاف امروز كه سفرها و سخنراني هاي رئيس جمهور با هزار آب و تاب از كانال هاي مختلف پخش مي شود، برنامه هاي اصلي و موفقيت هاي اصلاح طلبان در اخبار حاشیه ايبه طور بی رنگ گنجانده می شد. امروز طوفان ها خوابيده و عملكرد دولت نهم هم روز به روز شفاف تر مي شود و مردم ازنتیجه کارها، خود قضاوت خواهند كرد كه براندازان چه كساني هستند .
4- در بخش سياست خارجي و در روابط بين الملل همانطور كه در آغاز سخن اشاره شد حركت اصلاح طلبان و خاتمي موجب عزت و اعتبار بين المللي جمهوري اسلامي گرديد. كشوري كه به عنوان حامي تروريسم محكوم شده بود و از هر طرف آماج حملا ت و خطرات بود، به عنوان سردمدار و پيشنهاد دهنده ایده گفتگوي تمدن ها در دنیا مطرح و بدون حتي يك راي مخالف در مجمع عمومي سازمان ملل، نظر همه جهانيان را تغيير داد. به این ترتیب در تحكيم پايه هاي جمهوري اسلامي بسيار موثر و در كاهش تنش و خطرات براي كشوربسيار موفق عمل كرد. اين عملكرد در روابط بين الملل باعث اعتماد سازي و در حوزه اقتصاد موجب افزايش چشمگیر سرمايه گذاري خارجي شد .

حال بايد از كساني كه حضور اصلاح طلبان را در قدرت مساوي با براندازي مي دانند سوال كرد آيا جرياني كه در دوره مديريتيش جمهوري اسلامي را در دنيا يك نظام منطقي، معقول، خردورز، اهل گفتگو و در عين حال مدافع منافع ملي معرفي مي كند برانداز است يا جرياني كه در سطح بين الملل رفتار خود را طوري تنظيم می كند كه جهانیان جمهوري اسلامي را دشمن خطرناك خود بدانند و در تلاش براي جلوگيري از اين خطر براي براندازي و حذف نظام مشتركا" هم قسم شوند؟ آيا صدور قطعنامه هاي مكرر عليه ايران و تحميل هزينه هاي سنگين به مردم و نظام كه هرروز بيشتر هم مي شود و نتيجه اش انزواي بيشتر بين المللي است، اقدامي براندازانه به حساب نمی آید ؟
طراحان نظريه "بی عرضه – برانداز" بهتر می دانند که اصلاح طلبان نه تنها گامي در مسير براندازي برنداشتند بلكه دوراني كه آنها در قدرت بودند، يكي از درخشانترين دوران نظام جمهوری اسلامي بوده به طوری كه تمام شاخص ها علامت رشد و تعالي و تحكيم و ثبات نظام را نشان مي دهند .
با عنايت به مراتب فوق همانطور كه در ابتدا ازآن سخن گفتيم اشاعه دهندگان نظريه (( برتري بي كفايتي بر براندازي )) قبل از هر چيز به اين موضوع اعتراف دارند كه دولت احمدي نژاد بي كفايت است، لذا در ادامه بحث رابطه بين براندازي و بي كفايتي را بررسي خواهيم كرد .
امام صادق (ع) فرموده اند :
(( فرقی نیست که کار به دست فردی بی کفایت یا انسانی خائن سپرده شود ))
((الكافي جلد 5 ص 300 ))
در مقابل استدلال نظريه (( برتري بي كفايتي بر براندازي )) سوالات زيادي مطرح مي شود از جمله اينكه آيا بي كفايتي در مديريت اقتصادي كشور موجب تقويت نظام است يا تضعيف نظام ؟
آيا افزايش بيكاري ، بلاتكليفي در نظام بانكي كشور ، تورم بالا ، گامي به سوي براندازي است يا تحكيم پايه هاي نظام ؟
آيا بي برنامگي در مسائل فرهنگي و روزمرگي در مسائل اجتماعي ، اعمال روش هاي آزمون و خطا در طرح هاي مختلف امنيت اجتماعي و بدبين كردن نسل جوان براندازي محسوب مي شود يا خير ؟
آيا افزايش آمار فرار مغزها ، بازنشستگي اجباري استادان دانشگاه ، تعويض مكرر مديران ، دادن وعده هاي غير عملي كه نارضايتي شديد مردم را در پي دارد، براندازي را شتاب نمي دهد ؟
توهين به مرجعيت ، حمله به بزرگان و استوانه هاي انقلاب ، تائيد صریح و شتابزده اسرائيل و اصرار برآن، پس از یک دوره انکار هولوکاست ، تغيير مديران كارآمد و به كارگيري افراد بي تجربه در نظام مديريتي كشور آن هم از حلقه بسيار نزديك دوستان وآشنايان علامت براندازي نيست ؟
آيا درآمد سرشار نفت و موجودي بالاي حساب ذخيره ارزي را هزينه واردات ميوه و مواد مصرفي و سنگ قبر كردن كه نتيجه آن تعطيلي توليدات داخلي، از كار افتادن كارخانجات، افزايش بيكاري و بن بست اقتصادي، كاهش توليد و بالا رفتن قيمت ارزاق و مسكن و بنزين است و همه، محصول بي كفايتي دولت و مديرانش ميباشد، حركت به سوي براندازي نيست ؟
اظهارات بي مورد و ايجاد تنش هاي پر هزينه و مكرر بين المللي و طرح موضوعاتي كه هيچ ارتباطي با حوزه كاري دولت ندارند تا جائي كه رئيس سابق سرويس موساد بگويد : (( احمدي نژاد براي ما نعمتي بود )) آيا نظام را به سوي براندازي نمي برد ؟
جا دارد تا اظهارات يكي از جاسوسان سازمان سيا ( CiA) را كه در روسيه دستگير شد ياد آوري كنيم تا رابطه بي كفايتي و براندازي روشن تر گردد او گفته بود : (( تنها كار من گذاشتن آدم هاي بي عرضه بر مصدر مديريت بود تا سيستم از هم بپاشد )) مهم تر از آن رهنمود مولاي متقيان(ع) است كه سفارش فرمودند :
(( كارهاي بزرگ را به انسان هاي كوچك مسپار )).

با اين اوصاف به وضوح مي توانيم ببینیم که بی کفایتی، آن روی سکه براندازی است و اميدواريم كساني كه به بهانه جلوگيري از براندازي نظام به دنبال تداوم حاکمیت مسئولین بي كفايت در مديريت عالی كشور هستند از گذشته اي كه كارنامه اي سراسر فقر و فساد و تبعيض به جاي گذاشته، درس عبرت بگيرند و بيش از اين به كشور هزينه تحميل نکنند .

+ نوشته شده در  جمعه یکم آذر 1387ساعت 5 بعد از ظهر  توسط مانی  | 


با وجود جثه كوچك، احمدي نژاد آنقدر بزرگ هست كه آدمهايي خيلي مهم و پر خدم و حشم و مسائلي بسيار بزرگ را پشت خودش پنهان كند. اين مرد ريز نقش – كه مثل دايره كوچك و وسطي ميانه سيبل زير نگاه همه ايرانيها و ناظران خارجي است – همه نگاهها را به سوي خود جلب كرده است تا خيلي چيزها ديده نشود؛ نه اميال و برنامه هاي استبدادپيشگان و نه خطاها و اشتباهات اصلاح طلبان. همه پشتسر آقاي "رئيس جمهور" پنهان شده اند.
در اوايل خروج اصلاح طلبان از قوه مجريه، هنگامي كه دولت احمدي نژاد وارد آوردن خسارات هنگفت اقتصادي به كشور را تازه آغاز كرده بود، ارزيابي سران مخالف اصلاحات تازه از كابوس اصلاحات رها شده اين بود كه خسارات ناشي از رفتار دولت مورد تاييدشان در مقابل كم شدن شر اصلاحات هزينه سنگيني نيست. اين حرف پوشش و رويه اي بود براي جناحی از مخالفان اصلاحات(اقتدارگرایان) حقيقتي مستور است: يكدست كردن حكومت و راندن هر كس كه سر بر آستان استبداد در حال تكوين نسائيده است هزينه اي به بار مي آورد كه قبلاً در هر جا كه استبداد مراحل تكويني را گذرانده ناگزير بوده است. سپرده شدن امور حكومتي به عناصر كم مايه و كم سواد، فاسد و دروغگو و ماجراجويان فرصت طلب – نگاهي به ماجراي آن فرومايه اي كه با مدرك جعلي تحصيلي به مناصب بالاي حكومتي و استادي دانشگاه دست يافته بيندازيد – نتيجه قطعي ميل به تشكيل حكومتهاي فردي خودكامه است.
اين البته يكسوي ماجرا است. با گذشت زمان، ميتوان وضعيتي را فرض كرد كه استبداد پشت سر دستاورد خود پنهان ميشود و از نظر دور ميماند. در چنين وضعيتي، جامعه با دستاورد اقتصادي – اجتماعي استبداد سياسي روبروست و نه خود آن و براي خلاص شدن از اين وضعيت ميكوشد.
مثلاً مردم كوچه و بازار تلاش ميكنند نان كم شده به خاطر تورم را به سفره برگردانند و به اينكه تورم و نابسامانيها حاصل كدام علت سياسي است چندان كاري ندارند.
نابسامانيهاي اقتصادي و اجتماعي مانند فقر، بيكاري، گراني، بي كفايتي مقامات و شاهكارهاي آنان (مثل همان وزير و معاون دارنده مدارك جعلي كه ماجراي اجتماعي جذابي هستند) پرده اي ضخيم بر علل بروز خود مي افكنند و جامعه فلكزده را به دنبال تازه وارد ديگري كه شعار عدالت واقعي و مبارزه جدي با فساد و واريز مستقيم پول به حساب فقرا و مانند آن بدهد مي دواند. عاشقان حكومت مطلقه و غيرمشروطه اين وسط چه كيفي ميكنند!!
اما كار به اين نقطه ختم نميشود. نيروهاي پيشرو اجتماعي و فعالان سياسي و احزاب نيز ميتوانند چنان در پشت سر اين مسائل بمانند كه از عرصه عمل واقعي سياسي جدا بيفتند و نتوانند وظايف خود را انجام دهند. در ايران، اين موضوع در عرصه سياست روز كاملاً قابل تشخيص است. برخي از اصلاح طلبان فكر ميكنند هدف تلاش آنها براي ايجاد يك تغيير در جريان انتخابات رياست جمهوري، بركنار كردن احمدي نژاد و همراهان او با اين هدف است كه زيانهاي حاصل از رفتار و منش او و همكارانش كاهش يابد و در اين ميان، هر كس بيايد بهتر از اوست، چنين بحث ميشود كه انتخاب حتي يك كارپرداز ديگر اقتدارگرا يا يكي از مدعيان رنگارنگ اصلاح طلبي براي بيرون آمدن از اين وضعيت امري مثبت و راهگشا است. اين موقعيت روحي بستر مناسبي شده است براي اجراي سمفوني «نيا، نيا» در مقدم آقاي خاتمي توسط گروهي متنوع از حاضران مخالف حضور آقاي خاتمي در انتخابات رياست جمهوري. به اين ترتيب، اين برخي از اصلاح طلبان نيز پشت احمدي نژاد پنهان مانده و يا نتوانسته اند از وراي او صحنه واقعي را ببينند و متناسب با آن تصميم بگيرند. اين صحنه واقعي كدام است؟
صحنه و عرصه واقعي سياست در ايران كنوني، آوردگاه دو گرايش متقابل در پيكره نظام جمهوري اسلامي است. يكي از اين گرايشها ميل به مطلقه و غيرمشروط كردن حكومت و شكل دادن يك ساختار اداري – سياسي هرمي منفرد براي آن است كه گردش قدرت در آن وجود ندارد و قدرت سياسي حتي از نظر شكلي نيز دچار دست به دستي معمول در نظامات مبتني بر راي اكثريت مردم نميشود. در كشور ما اين گرايش را اقتدارگرا و يا به قول خود اهل گرايش اصولگرا ناميده اند. گرايش دوم كساني را در برميگيرد كه به صورتي بنيادين به ناايستايي وضعيت حكومتها و تغير وضعيت و ماهيت آنها در طول زمان باور دارد و معتقد است تحولات درونزا و كنترل شده يك نظام سياسي به تكامل و ماندگاري آن ياري ميرساند. اين گرايش معتقد است امتزاج آگاهانه سنن حكومتي، اقتضائات فقهي و نظامات اجتماعي نوپديد يا مدرن (دموكراسي مبتني بر آزادي انتخاب و حق راي) بر بستر آداب و اخلاق و فرهنگ اجتماعي ما ميتواند سنتز مناسبي براي يك نظام حكومتي بومي و مناسب به دست دهد. اين گرايش خود را تحت نام اصلاح طلب جمهوري اسلامي تعريف كرده است. بديهي است اين تعريف همه نيروهاي بيرون از دايره اين دو گرايش در خارج و داخل ايران را مغفول نميگذارد، اما آنان را عوامل موثر يا درگير در آوردگاه ذكر شده نميداند.
اين عرصه و آوردگاه اصلي جمهوري اسلامي پديده اي تازه و يكي دو ساله نيست. بسيار پيش از ظهور خاتمي در عرصه موثر سياست، اين گرايشهاي دوگانه حيات واقعي داشتند. در دوران امام خميني حتي به نمود و ظهور ابتدايي رسيده بودند و با توجه به اينكه ايشان در جايگاهي بالاتر از جبهه گيريهاي جاري سياسي يا لغزشهاي فردي نفساني قرار داشتند به اين گرايشها فضاي تنفس و باليدن ميدادند. بروز پديده دوم خرداد و ظهور گرايش اصلاح طلب جمهوري اسلامي بر اريكه قدرت اجرايي و سپس قدرت قانونگذاري نيز، حاصل موافقت رهبر وقت با تداوم اين تقابل سازنده در يك نظام دو حزبي بود. البته اين امر مانع از بهم خوردن برنامه شكل گرفته در جهت تبديل جمهوري اسلامي به يك حكومت مطلقه يك دست نشد.
تعادل جمهوري اسلامي به هم خورده بود و عليرغم حضور خاتمي اصلاح طلب و يارانش در راس قدرت اجرايي و مقننه، مقدمات سلطه يك گرايش منفرد بر حيات و ممات جمهوري اسلامي چيده ميشد. اينكه ميگويند خاتمي در دوران هشت ساله اش فقط حرف زد و نصيحت كرد و كاري نكرد و... در واقع بيان واقعيتي است كه گوينده گويا بدان آگاه نيست! در تمام آن هشت سال، نيرويي مخوف جمهوري اسلامي را از ماهيت انتخابي بودن خود تهي ميكرد و كرم اقتدارگرايي مغز قانون اساسي آن را در زمينه گردش قدرت ميخورد و نابود ميكرد.
از خاتمي كه عمده ترين دغدغه ذهني و ماموريت سياسي اش جلوگيري از اين اضمحلال بود چه كاري جز آنكه كرد برمي آمد؟ سالها بعد، در جريان شكرهايي كه آقای جنتي فقيه شوراي نگهبان، ارگان حافظ بنيادهاي جمهوري اسلامي، در زمينه موفقيتش براي راندن مخالفان سياسي از حكومت ميكرد و صدها نشانه ديگر كه از بهم خوردن تعادل نهاد عالي بيطرف حكايت ميكرد، بسياري به اين اطمينان رسيدند كه هرچند اصلاح طلبان در جلوگيري از سلطه گرايش اقتدارگرا شكست خورده اند، اما تشخيص آنها از اينكه آوردگاه آنها كجاست و بر سر چه ميجنگند، درست بوده است: جلوگيري از ذوب شدن جمهوري اسلامي در بوته حكومت يكدست كه مقدمه اي برای شكل گيري يك نظام مطلقه و استبدادي است. واضح است كه اين جلوگيري مثل هميشه صلح آميز و همراه با نصيحت و مدارا است.
حالا، اصلاح طلبي كه دنبال برگرداندن اصلاح طلبان به حكومت براي جلوگيري از خرابكاريهاي دولت كنوني است، يا به دنبال پيشبرد برنامه تنش زدايي با جهان است، يا به دنبال اصلاح اقتصاد و نجات مردم از گردابهاي معيشتي است و... البته كار درستي ميكند و خروجي يك دولت اصلاح طلب نيز جز اين نيست خروجي دولت خاتمي را در زمينه شاخصهاي اقتصادي و حفظ ذخاير يا استحكام قوانين به ياد آوريد اما يادمان باشد اصلاح طلبان جمهوري اسلامي وظايف بنيادين خود را به عنوان بستري كه هرگونه كاميابي ماندگار اقتصادي نيز بر آن شكوفا ميشود، عمل در عرصه سياست ميدانستند و اين عمل را به پيشوايي كسي انجام ميدهند كه بالاترين اعتقاد را به چنين باورهايي نشان داده است. فاجعه است كه به دنبال كارپردازاني ابن الوقت (از هر طرف كه باشند) بدويم تا در انتخابات نامزدي داشته باشيم. اتفاقاً اتهامي كه هم عملهجات اقتدارگرايان و هم برخي طلبكاران مدعي اصلاح طلبي مطرح ميكنند داير بر اينكه طرفداران حضور خاتمي دنبال برگشتن به مقام و منصب هستند به آنهايي چسبيده تر است كه دنبال «نامزد» ميگردند. اصلاح طلبان و خاتمي در صورتي كه مجاز به حضور و ظهور شوند، به خاطر هدفي كه دنبال ميكنند جز فشار و ايذاء و لعن رقيب و طعن دوست نصيبي نخواهند برد.
***
در طول سه سال گذشته، خطا و ناكارآمدی حكومت يكدست و ناداني دولت محبوب آن، اقتصاد را از هم پاشيده و بسياري بنيانهای مهم اداره جامعه را عملاً نابود كرده است. طبيعي است گرايش مطلقه و حكومت يكدست ناكارامدی خود را پشت عملكرد خراب دولت ناتوان پنهان كند و با فداكردن آن از توجه جامعه به اينكه حكومت يكدست و بدون رقيب فاسد ميشود، جلو بگيرد. جامعه ممكن است فريب بخورد ولي دولت احمدي نژاد و اعمال او نبايد جلوي چشمان اصلاح طلبان را بگيرد.
تجربه تلخي كه جزء اقتدارگرایی نظام، در حال فرودادن آن است شايد مانع از بي ميلي اش به گشودن پنجره اي به هواي تازه و تجربه روشي ديگر براي تداوم حكومت نشود و مصرانه بر پيمودن بيراهه سه سال گذشته پاي بفشارد. احتمال آن كم است، ولي اگر برعكس، كسي در آن بالا مثل دوراني كه در تيرماه 78 به وسوسه كودتاانديشان تن نداده و تدبير به خرج دهد، آن وقت است كه اصلاح طلبان بايد رداي ايده هاي اصيل خود را در قامت بلند كسي عرضه كنند كه مردمان به لبخند و راستگويي اش باوري زمان خورده و ماندگار دارند.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم آبان 1387ساعت 12 بعد از ظهر  توسط مانی  | 


چندي پيش آقاي احمدي نژاد در مصاحبه اي گفت كه چون مجلس به علت انتخابات دوره جديد و كمبود وقت در تصويب و تخصيص اعتبار ارزي لازم براي واردات اقلام ضروري تعلل كرد از مقام رهبري كسب مجوز شد و 2/1 ميليارد دلار واردات صورت گرفت. اخيراً هم وقتي در معرفي وزير اقتصاد در مهلت مقرر قانون اساسي تاخير شد، باز هم از رهبري كسب مجوز شد و مهلت ظاهراً تمديد گرديد. اينها مواردي است كه رسماً اعلام شده. بدون شك موارد نقض قانون و تمسك به اذن رهبري يا آنچه كه حكم حكومتي خوانده ميشود، بيش از اينهاست، اما همين دو فقره كافي است كه بگوييم مجلس و قانون اساسي از اعتبار و موضوعيت افتاده و خواهد افتاد.
مي توان در حسن نيت كساني كه براي اداره كشور به روشهاي فراقانوني تمسك ميكنند ترديد نكرد، اما نميتوان نسبت به بدعت گزاريهايي كه جايگاه قانون اساسي را مخدوش ميسازد، اعلام خطر نكرد.
قانون اساسي فصل الخطاب و ميثاق مشترك ملت است. ممكن است كسي بگويد كه نظريه اي فقهي وجود دارد كه اختيارات ولي فقيه را بسيار فراتر از آنچه كه در اصل 110 احصاء شده است، ميداند. در مقابل نيز ميتوان به بسياري نظريات فقهي استثناء كرد كه درباره اختيارات ولي فقيه حتي در مورد حسبيه هم با احتياط سخن ميگويند.
حقيقت آن است كه قانون اساسي به مثابه ميثاق ملي و مبناي نظم نظام حدود اختيارات و مسئوليتهاي كليه بخشهاي نظام از جمله رهبري را مشخص كرده است. ارائه تفاسيري از قانون اساسي كه اين نقش را منتفي ميكند نهايتاً به بلا موضوع شدن قانون اساسي مي انجامد.
قانون براي تعيين حد و مرزها است ابراز چنين سخني كه اختيارات مطرح در اصل يك صد و دهم قانون اساسي از باب مثال يا به عنوان كف و حداقل اختيارات ذكر شده است، با بديهي ترين قواعد حقوق در تعارض است و در واقع اصل حقوق و التزام به قانون را مخدوش ميسازد. ذيل اصل يكصد و هفتم قانون اساسي جمهوري اسلامي مقرر ميدارد: «رهبر در برابر قوانين با ساير افراد كشور مساوي است» معناي صريح اين جمله آن است كه در جمهوري اسلامي هيچ قدرت و اختيار و امتيازي فراتر از قانون وجود ندارد و همه ملتزم به قانون هستند.
اصل پنجاه و دوم و پنجاه و سوم قانون اساسي تصريح دارد كه هيچ دريافت و پرداختي از خزانه و تغيير در ارقام آن بدون قانون مصوب مجلس و خارج از سيستم خزانه و قضاوت ديوان محاسبات مجاز نيست. همچنين مهلت سه ماهه رئيس جمهور براي سرپرستي وزارتخانه بي وزير، صراحت و وضوح دارد و تخلف از آن، تخلف از قانون است.
رئيس جمهور استدلال ميكند نميشود به دليل عدم تخصيص به موقع بودجه، مردم را از كالاهاي اساسي محروم كرد يا به هر دليل اگر وزير معرفي نشود. نميشود اقتصاد كشور را معطل نهاد.
درحالی که اين قبيل امور مشخص و توجيهات مذكور تنها نوعي بهانه تراشي براي نقص قانون است قابل پيش بيني است، بر فرض پذيرش اين بهانه ها، باز هم مساله راه حلهاي قانوني دارد. و ضرورتي براي تشبث به رهبري و سوءاستفاده از ايشان در نقض قانون نيست و به قول سعدي:
اگر ز باغ رعيت ملك خورد سيبي
برآورند غلامانش آن درخت از بيخ
در بند 8 همان اصل يكصد و دهم آمده است: «حل معضلات نظام كه از طرق عادي قابل حل نيست، از طريق مجمع تشخيص مصلحت نظام...» اگر عدم معرفي وزير در موعد مقرر يا عدم تخصيص ارز موجب ايجاد معضل براي نظام شده است، استفاده از بند 8 اصل 110 قانون اساسي ميتوانست رافع مشكل باشد و ضرورتي به نقض قانون اساسي نبود. تكرار اين قبيل قانون شكنيها، اين نگراني را تشديد ميكند كه جماعتي عالماً و عامداً قصد دارند برخي از اصول قانون اساسي را نقض و بي اعتبار كنند تا زمينه بي اعتبار كردن كل آن خصوصاً اصول مربوط به جمهوريت و حق حاكميت مردم فراهم شود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم آبان 1387ساعت 6 بعد از ظهر  توسط مانی  | 


ظاهراً اقتدارگرایان خواهان شکست جمهوری‌خواهان در انتخابات ریاست جمهوری آینده آمریکا و پیروزی اوباما بر مک کین هستند. آنان در اظهارنطرها و مواضع علنی خود بوش و جمهوری‌خواهان را جنگ‌‌افروز و مسئول جنگ‌ها و بحران‌های جهان می‌دانند. آنها می‌گویند بوش دنیا را به آتش کشیده است. گوانتانامو و ابو غریب را نماد دروغگویی و فریبکاری جمهوری‌خواهان در ادعای طرفداری از حقوق بشر معرفی می‌کنند. آنان همواره بر این نکته تأکید می‌کنند که حضور آمریکا در افغانستان و عراق جز کشتار و نا امنی چیزی برای منطقه به ارمغان نیاورده و به بهانه مبارزه با تروریسم این کشورها را به کانون تروریسم در جهان تبدیل کرده است. اقتدارگرایان با تأکید بر حقایق فوق خواهان خروج فوری آمریکا از منطقه هستند و اعلام می‌کنند تا بوش و جمهوری‌خواهان در آمریکا قدرت را در دست دارند جهان روی صلح و آرامش نخواهد دید.
خوانندگان و ناظرانی که عبارات و تصریحاتی شبیه جملات فوق را هر روزه از اقتدارگرایان می‌شنوند متعجب خواهند شد اگر دریابند در سمینار اخیر سفرای جمهوری اسلامی ایران تحلیل رسمی ارائه می‌شود که به موجب آن پیروزی مک کین بر اوباما به نفع ایران ارزیابی شده است. تحلیلی که البته با آنچه که در ظاهر و علن گفته می‌شود کاملاً در تضاد است. علت این دوگانگی در گفتار چیست؟
حقیقت آن است که تأکید اقتدارگرایان بر جنایات جمهوری‌خواهان و جنگ طلبی ایشان و ابراز امیدواری نسبت به پایان دوران قدرت جمهوری‌خواهان در آمریکا و شکست مک کین از اوباما یک موضع مصلحت اندیشانه و ظاهری است. «صورتی در زیر دارد آنچه در بالاستی» بدیهی است که مواضع خصمانه آمریکا نسبت به ایران و رهبری و هدایت اقدامات ضد ایرانی در مواردی نظیر پرونده هسته‌ای و صدور قطعنامه‌های شورای امنیت و تحریم جهانی توسط آمریکا از یک سو و متقابلاً مواضع و اقدامات شعاری و ستزه‌جویانه و آنچه که دیپلماسی فعال و تهاجمی خوانده می‌شود، درسوی دیگر، اقتضا می‌کند اقتدارگرایان در قبال انتخابات ریاست جمهوری آمریکا موضعی اینچنین داشته و خواهان شکست جمهوری‌خواهان باشند. اما چنان که گفتیم این حقیقت وجه و صورت ناپیدای دیگری دارد. همان وجه و صورتی که اقتدارگرایان را به تداوم قدرت رهبران کنونی کاخ سفید متمایل می‌سازد. تمایل و گرایشی که البته به علت مواضع خصمانه جمهوری‌خواهان جنگ طلب و مواضع ستیزه‌جویانه و شعاری سابق الذکر نمی‌تواند به صراحت و آشکارا اعلام اعلام شود. اما آن صورت ناپیدا چیست؟
تردیدی نیستکه دموکرات‌ها و جمهوری‌خواهان به رغم اختلاف‌ها و تفاوت‌های کوچک و بزرگی که با یکدیگر دارند، دست‌کم در مورد ایران و به ویژه مسئله هسته‌ای ایران موضعی یکسان دارند. آنان هر دو دستیابی ایران به فناوری غنی سازی اورانیوم را مغایر با منافع منطقه‌ای آمریکا ارزیابی می‌کنند. آنان هردو به منافع اسرائیل در منطقه متعهدند و ایران را به دلیل حمایت از فلسطینیان و عدم به رسمیت شناختن رژیم صهیونیستی در نقطه مقابل سیاست خود در منازعه فلسطینی اسرائیلی می‌دانند. آنان هر دو ایران را مانعی برای پیشبرد سیاست‌های خود در عراق و افغانستان ارزیابی می‌کنند. آنان هر دو خواهان استقرار شرایطی در ایران هستند که اعمال فشار و سیاست‌های خصمانه آمریکا علیه ایران را در نظر جهانیان موجه سازد. اعلام موضع مشترک جمهوری‌خواهان و دموکرات‌ها در مورد ایران در سفر اخیر احمدی نژاد به نیویورک و توافق اوباما و مک کین مبنی بر خارج شدن موضوع ایران از مناظره و رقابت‌های دو طرف و تأکید هر دو بر الزام ایران به اجرای قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل بیانگر این واقعیت است. آنان به رغم این اشتراک موضع تفاوت‌هایی با یکدیگر دارند که از نظر اقتدارگرایان وطنی بسیار مهم است. جمهوری‌خواهان و دموکرات‌ها در اصل رویکرد سیاست خارجی خود در قبال ایران اختلاف نظر ندارند ، اختلاف ایشان تنها در اهرم‌های فشاری است که علیه ایران می‌توان از آن بهره برد. و عرصه منازعه‌ای است که علیه ایران باید سامان داد.
اقتدارگرایان به خوبی می‌دانند رویکردهای جنگ طلبانه و سیاست‌های یکجانبه گرایانه جمهوری‌خواهان نه تنها خشم اعتراض افکار عمومی جهان را برانگیخته‌، بلکه موجب ناخشنودی شرکای اروپایی آمریکا را نیز در پی داشته است. متقابلاً شعارها و مواضع انتقادی دموکرات‌ها به ویژه اوباما نسبت به سیاست‌های جنگ طلبانه جمهوری‌خواهان موجب افزایش محبوبیت دموکرات‌ها و شخص وی در سطح جهان شده است.
آنان همچنین به نیکی می‌دانند دموکرات‌ها برخلاف جمهوری‌خواهان در سیاست خارجی خود بر اهرم حقوق بشر تأکید بیشتری دارند. بنابراین از نظر اقتدارگرایان اوباما در اعمال سیاست‌های خصمانه علیه ایران در مقایسه با رقیب جمهوری‌خواه خود از ظرفیت‌ها و امکانات بیشتری برخوردار است. او با اتکا به محبوبیت خود و با استفاده از شعار حمایت از حقوق بشر که برخلاف شعار جنگ با تروریسم، مورد تأیید جامعه جهانی است، برای اعمال فشار برایران دست بازتری خواهد داشت.
متقابلاً اقتدارگرایان تغییر میدان رویارویی از هسته‌ای به حقوق بشر و یا دستکم محور شدن حقوق بشر در منازعه میان ایران و آمریکا را کاملاً به ضرر خود ارزیابی می‌کنند. آنان که در سیاست داخلی بر روش‌های اقتدارگرایانه و متمرکز تکیه می‌کنند، منتقدان خود را از داشتن حداقل امکانات تضمین کننده آزادی بیان و قلم محروم ساخته و حتی حاضر به برگزاری انتخاباتی با حداقل استانداردهای لازم نیستند در رویارویی با آمریکا در این عرصه موقعیت خود را سخت آسیب‌پذیر می‌یابند.
آنان به خوبی می‌دانند برخلاف موضوع هسته‌ای که می‌تواند حمایت کشورهای جهان سوم را به علت احساس خطر و یا منافع مشترک ، موجب گردد، موضوع حقوق بشر فاقد چنین ظرفیتی است و کمتر کشوری درجهان حاضر خواهد شد از کشوری که متهم به نقض حقوق بشر و آزادی‌های شهروندی است حمایت کند.
مجموعه واقعیات فوق اقتدارگرایان را به این نتیجه رسانده است که از ادامه حضور جمهوری خواهان جنگ طلب در کاخ سفید استقبال و برای پیروزی مک کین دعا می‌کنند.
اگر مواضع دو طرف طی سال‌های اخیر به خوبی تحلیل شود، همین واقعیت در طرف دیگر معادله به وضوح خودنمایی می‌کند. افراطیون جمهوری‌خواه برای توجیه سیاست‌های جنگ‌طلبانه خود به حضور افراطیون در کشورهای هدف نیاز دارند. درک این حقیقت که وجود افراطیون و ستیزه جویان به یکدیگر وابسته است و آنان برای ادامه حیات به یکدیگر نیاز دارند، کار چندان مشکلی نیست.

+ نوشته شده در  جمعه دهم آبان 1387ساعت 11 قبل از ظهر  توسط مانی  | 


در دفاع از اصولگرايي/ راست بي ريشه را بهتر بشناسيم 

( سرمقاله عصر نو شماره ۸۷ )

در فروع راه اي مانده ز غول
لاف كم زن از اصول اي بي اصول
مولوي
يكي از ابزارهایي كه راست افراطي براي تصاحب قدرت و تداوم آن به خدمت گرفته، اصرار بر سخن گفتن از اصول، دستاويز قراردادن مفاهيم ارزشي و تشبه به چهره هاي خوشنام تاريخ – خصوصاً تاريخ انقلاب اسلامي است. اينان بيش از متحدین محافظه كار خود به استفاده از اين ابزار علاقه نشان مي دهند. پربسامدترين واژه در دايره واژگان اين طيف، «اصولگرايي» است. بدون آنكه به خود زحمت تبيين جامع اين مفهوم را بدهند صرفاً با توسل به چند شعار، سخنراني و شوی تلويزيوني عنوان جعل كرده اند و خويش را اصولگرا مي خوانند.
لازم است كه تبيين مختصري از مفهوم اصولگرايي ارائه و منشأ آن مشخص شود. طبعاً منظور از «اصول» نزد فعالان سياسي مسلمان ايران چيزي جز آموزه هاي فردي و اجتماعي اسلام نيست و مي دانيم كه اهداف انقلاب اسلامي در همپوشاني با اين آموزه ها قرار دارد و صاحب نظراني كه دستي در تحليل انقلاب دارند اين رخداد را اقدامي در جهت احياي آن آموزه ها ارزيابي مي كنند. بنابراين منظور از «اصول»، آموزه ها، ارزشها، ضوابط و اهدافي است كه دين به آنها تصريح كرده و ايرانيان در زندگي و مناسبات اجتماعي و سياسي پيش از انقلاب فقدان آن را احساس كرده اند و به همين علت انقلابي را بر پايه آن آموزه ها سامان داده و به پيروزي رسانده اند. به عبارت ديگر معيار تشخيص اصول انقلاب اسلامي مطالباتي است كه رژيم سابق آنها را برآورده نساخته است.
يكي از اين مطالبات «آزادي» است. استيلاي استبداد و فقدان مولفه هايي چون آزاديهاي سياسي و مدني، مشاركت در اداره كشور، حق انتقاد از مسوولان حكومت، عزل، نصب و نظارت بر عملكرد آنان، در واداشتن جامعه به قيام عليه رژيم سابق براي استقرار نظامي مردمسالار و قائل به آزاديهاي سياسي و مدني نقش مهمي ايفا كرد. از اين رو جمهوريت و حاكميت مردم در شمار «اصول» انقلاب اسلامي تعريف مي شود. عدالت طلبي و مقابله با علل به وجود آورنده فقر، تبعيض و فساد – به ويژه فساد مسوولان – انگيزه و «اصل» ديگري است كه مردم ايران را با انقلاب اسلامي همراه كرد. و انتظارات ديگر ايرانيان از انقلاب، چون «اصل» استقلال در عرصه سياست خارجي و...
حال اگر مطابق با شاخصه هاي فوق به تشخيص افراد و جريانهاي معتقد به اصول در فضاي سياسي كشور پرداخته شود با توجه به آنچه در كارنامه و برنامه هاي اقتدارگرايان وجود دارد نمي توان آنها را «اصولگرا» ناميد يا اداي اصولگرايي شان را باور كرد. چه ايشان از اساس مفاهيمي چون آزادي را برنمي تابند، با صراحت مردم سالاری و دموكراسي را مهوع مي خوانند و رفتارشان در برخورد با مطبوعات، خبرگزاريها و سايتهاي مستقل، برنامه هاي تلويزيوني و راديويي منتقد، احزاب و گروههاي سياسي، دانشجويان و دانشگاهيان و عملكردشان در برگزاري انتخابات شوراهاي سوم و مجلس هشتم و اعمال نفوذشان در برگزاري انتخابات مجلس هفتم و رياست جمهوري نهم نشانه بي اعتقادي آنها به شأن آزادي بخشي و مردم سالاری انقلاب اسلامي است. جايگاه و اختيارات رهبري و ولايت فقيه از ديدگاه اين جريان – و كما بيش از نظر محافظه كاران – صرفاً خلعتي شرعي است كه بر قامتي سلطاني و عاري از هرگونه مشخصه دموكراتيك مي نشيند. اين جريان نصب ولي فقيه را نه از ناحيه مردم كه از جانب خدا مي داند و مشروعيت ديگر مسئولين و اركان نظام را نيز به اذن و رضايت ولي فقيه مشروط مي كند. صاحبان اين ديدگاه بدون پرده پوشي به قيموميت و استبداد ولي فقيه قائلند و هشدار دردمندانه مرجع تقليدي كه بر يكي از انحرافات نظام انگشت نهاده و اعلام كرده «معصومين نيز هرگز خود را قيم مردم ندانسته و طريق استبداد نپيموده اند» را با هتاكي پاسخ مي گويند.
از نظر اين جريان نمي توان و نبايد بر عملكرد رهبري نظارت داشت و شخص صاحب این مقام را مورد پرسش قرار داد. پرسش و نقد عملكرد رهبري به تضعيف اين جايگاه تعبير و شخص يا جريان پرسشگر به وسيله اي باید خاموش شود. بدين ترتيب مناسبات سلطنتي كه با ضربه انقلاب اسلامي مواجه شده بود با برنامه ريزي و تلاش اين جريان در لعابي ديني در حال بازتوليد است و اين يعني مسخ يكي از مهمترین «اصول» انقلاب اسلامي، یعنی جمهوریت و مردم سالاری.
عملكرد و اهداف اقتدارگرايان در مقوله عدالت نيز جز به مسلخ بردن يكي ديگر از اصول انقلاب عايدي ديگر ندارد. به رفتار و پندار آنان در زمينه عدالت سياسي مختصراً پرداخته شد. اگر به حوزه هاي ديگر چون عدالت جنسيتي نيز به اجمال نظري بيفكنيم با برنامه هاي چون اعمال پذيرش جنسيتي در كنكور و لايحه حمايت از خانواده مواجه ميشويم كه اولي حق تحصيل را براي جامعه دختران و زنان كشور سهميه بندي كرده و ديگري شرط رضايت همسر اول براي ازدواج دوم مرد را فسخ نموده و آن را به اجازه دادگاه، تمكن مالي و تعهد او در اجراي عدالت بين همسران منوط كرده است. اين برنامه ها با حقوق و نقش اجتماعي زنان در تعارض كامل قرار دارد و فروپاشي نهاد خانواده را در پي خواهد داشت. اموري كه انقلاب خلاف آن را وعده ميداد.
عدالت اقتصادي و اجتماعي و رفع فقر و فساد و تبعيض يكي از شعارهاي محوري اقتدارگرايان در انتخابات مجلس هفتم و رياستجمهوري نهم بود. مجلس هفتم به پايان رسيد و سه سال از عمر دولت نهم گذشت. در اين مدت ناكاميها و شكستهاي فراواني به اقتصاد كشور تحمیل شد. از طرح تثبيت قيمتها در مجلس هفتم گرفته كه شكست آن توسط طراحان خود آن طرح اعلام گرديد تا بنگاههاي زودبازده، سهام عدالت و صندوق مهر رضا كه اعتراف به ناكارآمديشان اولين بار توسط همفكران دولت صورت گرفت. ديگر عملكرد پرهياهوي اقتدارگرايان در حوزه اقتصادي سفرهاي استاني دولت نهم است كه سزاوارانه به فعاليتهاي اقتصادي صدقهاي و گداپرور موسوم شده است. اين فعاليتها نه تنها عدالت را به بار نمينشاند كه ناقض كرامت انسانی است و وابستگي مردم به دولت را از طريق اعطاي وجوه بلاعوض و يارانه هاي مستقيم افزايش ميدهد. در اين رفتارها نميتوان نشاني از عدالت يافت. حاصل كار، نه تقويت زيرساختهاي اقتصادي و كمك به توانمندي و خودايستايي شهروندان كه وفور جمعيت مستمري بگير از دولت مستظهر به پول نفت است كه با نوسانات قيمت نفت و كاهش شديد آن معلوم نيست به چه سياستي متوسل ميشود و مشخص نيست كه توان مهار تبعات آن در عرصه اقتصاد و اجتماع را خواهد داشت يا خير. دولت نهم شديداً علاقمند است تا از سخاوت و بريز و بپاش هاي پولي در جامعه، به «احياي گفتمان عدالت پس از 16 سال حاكميت تفكر اقتصاد ليبرال» تعبير كند و ژست عدالتپيشگي بگيرد. مسالهاي كه با آموزههاي اسلام و اهداف انقلاب مغايرت دارد.
از رفتار اقتدارگرايان در طي سالهايي كه قدرت را به دست داشته اند پيداست اعتقادي به اصول و اهداف اصيل انقلاب ندارند، نه به آزادي و جوهره ضداستبدادي انقلاب وقعي مي نهند و نه براي راي مردم اعتباري قائلند. تعريفي كه از عدالت ارائه ميدهند و روشهايي كه تحقق و اجرای براي آن به كار ميگيرند، مقدمه جور و بهره كشي است. آنها سنگ كدام اصول را به سينه ميزنند؟ اصول ادعاييشان از كدام فرهنگ و آموزهها نشات می گیرد! محدوديتها و محروميتهاي سياسي و حقوقي در عرصه جامعه و نابسامانيهاي مهيب در اقتصاد كشور و معيشت مردم آیا براي شعار عدالت آنان آبرويي باقي گذاشته است؟
ترجيع بند ستايش هاي اقتدارگرايان در وصف دولت نهم، پاكدامني و پاكدستي مديران آن است. اينان چنان در اين توصيف بي پروا ميتازند كه گويي خصيصه رجال جمهوري اسلامي تا قبل از روي كار آمدن آقای احمدي نژاد ناپاكي آنها بوده است. دولتي كه رييس آن به همراه چند تن از دوستان همواره همراهش نقشي پرمساله در يكي از پرونده هاي سازمان همياري شهرداريهاي استان اردبيل دارد، و در دوران چيرگيشان بر شهرداري تهران – به گفته شهردار و رييس فعلي شوراي شهر پايتخت – 350 ميليون تومان هزينه فاقد سند به چشم ميخورد، روشن است كه چه تعريفي از پاكدامني و پاكدستي دارد.
فردي چون علی كردان كه تخلف 525 ميليارد توماني در سازمان صدا و سيما در دوران معاونت او اتفاق افتاد توسط رييس دولت به عنوان وزير كشور به مجلس هشتم معرفي ميشود. مجلس هشتم براي اينكه به يكي از افتخارات مجلس ششم (افشاي تخلف مالي در سازمان صدا و سيما) استناد نكند، به نقش كردان در آن ماجرا اشارهاي نميكند. اما برخي از چهرههاي موسوم به اصولگرا زواياي ديگري از گذشته و حال او را به آفتاب مي افكنند. يكي از جعلي بودن مدرك تحصيلي او خبر ميدهد و اينكه كردان در جلسهاي خصوصي به دروغ به اخذ مدرك دكتراي افتخاري از دانشگاه آكسفورد اعتراف كرده است و زماني كه از او سوال شده با مدرك جعلي حقوق وي تاكنون چگونه پرداخت شد پاسخ داد: «با اطلاع و مجوز لاريجاني» و ديگري براي طرح پارهاي مسائل درباره سوابق اخلاقي كردان از هيات رئيسه مجلس تقاضاي برگزاري ادامه جلسه به صورت غيرعلني ميكند. انگيزه برخي از چهره هاي اصولگراي مجلس در مخالفت با كردان را شايد نتوان به درستي تحليل كرد، اما مهم از بام افتادن تشتت رسوايي مدعيان سلامت است، كه توسط «اصول گرایان» صورت ميگيرد. "دستان پاكي" كه اكنون به وزارت كشور رسيده پيش از اين به اذن رئيس دولت قائممقامي وزارت نفت را در اختيار داشت. همان حوزهاي كه احمدي نژاد شعار مبارزه با مافيايش را سرمی داد. كردان "دست پاك" اقتدارگرايان براي انجام كارهايي است كه در شمار وظايف وزارت كشور آمده است. او تصريح كرده در نظام ولايي انتخابات معنا ندارد. اگر اين ديدگاه را در كنار سوابق او بنشانيم به پيشبيني عملكرد او در وزارت كشور بهويژه در مورد برگزاري انتخابات دهم رياست جمهوري چگونه خواهد بود؟ تعريف دولت احمدينژاد و حاميان او از سلامت و پاكدستي با كدام اصل از كدام فرهنگ مطابقت دارد؟
اقتدارگرايان در سياست خارجي مدعي اصولگرايياند. آنان رفتار خود را در اين عرصه «ديپلماسي تهاجمي و به چالش كشيدن نظم جهان» مي خوانند و آن را پاياني بر انفعال و سازشكاري و ذلت دولتهاي گذشته تبليغ ميكنند. گرچه اعتقاد به چنين رويكردي در سیاست خارجي خصوصاً در دوران نظم تك قطبي جهان به ماجراجويي تعبير ميشود و زيانآور است. اما اخلاق حكم ميكند كه بين رويكرد باورمندانه و از سر اخلاص به اين نوع ديپلماسي و تظاهر به آن تفاوت قائل شويم، تفكر بنيادگرا كه تعريفي حداكثري از اصول و ارزشها در سياست خارجي ارائه ميكند و در عمل نيز به لوازم و تبعات مخاطره آميز آن پايبند است، بي ترديد بر كلبي مسلكي و اعوجاع شرف دارد. ديپلماسي تهاجمي از ابتدا براي اقتدارگرايان يك استراتژي كور بود كه جز در چند سخنراني آتشين و سطحي نمودي نيافت. به تدريج در نتيجه سياستهاي دولت مشكلات عديدهاي در عرصه هاي اقتصادي، فرهنگي، اجتماعي و سياسي در داخل كشور بروز كرد و به موقعيت اقتدارگرايان در نزد افكار عمومي بيش از گذشته لطمه وارد آورد. قابل پيشبيني بود كه اقتدارگرايان در چنين حالتي به حمايت خارجي نيازمند شوند و از مواضع شعاري خود عدول كنند. با نزديك شدن به انتخابات رياست جمهوري سال آينده اين خط پررنگتر پي گرفته خواهد شد. در ماههاي اخير احمدي نژاد و دستگاه ديپلماسي اش به هر وسيله اي متوسل شده اند تا امريكا را به پاي ميز مذاكره بكشانند. تلاشي كه با بياعتنايي مقامات كاخ سفيد مواجه شده است. در چارچوب همين برنامه در روزهاي اخير از سوي اقتدارگرايان مواضعي اتخاذ شده كه پرداختن به آن ضروري است.
اسفنديار رحيم مشايي معاون احمدي نژاد، از نزديكترين اطرافيان او تاكنون در دو نوبت با اصرارو تاكيد فراوان ايران و جمهوري اسلامي را دوست مردم اسرائيل خوانده است. شواهد و قرائن حاكي از آن است كه صحبتهاي مشايي نه صرفاً ديدگاه او كه پالسهاي دولت نهم و رييسجمهور آن به جهان خارجي براي كاهش حساسيتهاي ایجاد شده در سه سال اخير است. احمدي نژاد چند روز بعد از اظهارنظر مشايي و زماني كه او به خاطر مواضع غريبش، آماج انتقاد افراد و جريانهاي سياسي غيراقتدارگرا و مراجع تقليد قرار گرفته بود، او را در سفر خود به ترکیه همراه كرد و طوري در تمام برنامه هاي سفر با او نمايش نزديكي و الفت داد كه انگار نه انگار مشايي يكي از بديهيترين شعارهای انقلاب را منسوخ دانسته و براي يهوديان ساكن در سرزمينهاي اشغالي مليت قائل شده است. حمايتهاي احمدي نژاد از مشايي با همراه ساختن او در مراسم پرتاب ماهواره سفير اميد و مراسم افتتاحيه بازيهاي پارالمپيك چين كامل شد و احمدينژاد اين پالس رابراي بازيگران عرصه بين الملل خصوصاً يهوديان تاثيرگذار بر سياست خارجي امريكا ارسال كرد كه حرفهاي مشايي در حقيقت حرف احمدينژاد و اقتدارگرايان ايران است. ماجرا از اين قرار است كه دولت از طريق مشايي با فردي به نام هوشنگ اميراحمدي رئيس انجمن دوستي ايران و آمريكا ارتباط برقرار ميكند. مشايي علاوه بر معاونت رئيس جمهور و رياست سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري، رياست مركز مطالعات جهاني شدن و شوراي عالي ايرانيان خارج از كشور را نيز برعهده دارد. او با استفاده از منصب اخير از طرف دولت ماموريت يافته كه به هوشنگ اميراحمدي – كه ازسالها پيش تمام طيفهاي راست او را دلال رابطه ايران و امريكا مي خواندند و سخت مورد حمله قرار مي دادند – نزديك شود و از او براي ترغيب آمريكا به اجابت درخواست ايران براي مذاكره مشاوره و كمك بگيرد. اميراحمدي در ماههاي اخير در چند نوبت ظاهراًبه دعوت مشايي و در حقيقت به درخواست احمدينژاد به ايران مسافرت كرده است. اميراحمدي خود در گفت وگویي شرح مفصلي از آشناي با احمدي نژاد، دعوت او و كيفيت اولين مراجعت خود به ايران پس از 10 سال را بيان ميكند: «در جلساتي كه با آقاي احمدي نژاد داشتم و خصوصاً در آخرين ديدار ما كه در سپتامبر گذشته و در سفر ايشان به نيويورك صورت گرفت، در اين باره گفتوگوهايي شد تا اينكه چندي پس از آن سفر، آقاي احمدي نژاد طي يادداشتي از من خواستند كه به كشور بازگردم و هماهنگيهاي لازم را با برخي مقامات نيز انجام دادند... وارد كشور كه شدم از هنگام خروج از هواپيما تا ديدار خانواده تنها 10 دقيقه طول كشيد و هيچ مشكلي نداشتم همه به من محبت داشتند... ملاقاتهاي بسيار خوبي داشتهام، دوستان دولتي و افراد موثري را ديدم و گفتوگوهاي خوبي داشتيم... احمدينژاد را چهار پنج مرتبه در نيويورك ديدم. هم در جلسات عمومي و هم در جلسات خصوصي. در آخرين سفر هم بعد از سخنراني در دانشگاه كلمبيا كه رييس دانشگاه به آقاي احمدينژاد اهانت كرده بود من يك جلسه خيلي پرباري براي آقاي احمدي نژاد گذاشتم» (گفت وگو با ويژه نامه نوروزي مجله شهروند امروز، اسفند 86).
اميراحمدي در اين گفت وگو حضور خود را در ايران «معنيدار» دانسته بود و تصريحاًاشاره كرده بود كه اسراييل يكي از موانع برقراري روابط ايران و امريكاست. جالبتر اينكه او قبل از يكي از مسافرتهاي اخير خود به تهران در نيويورك با "شائول موفار" وزير سابق جنگ و معاون نخستوزير اسراييل ديدار و گفت وگو كرده بود.
از مطالبي كه بدان اشاره شد ميتوان به اين تحليل رسيد كه اقتدارگرايان ايران براي پايان دادن به بي اعتنايي امريكاييها و مجاب ساختن آنها براي مذاكره با ايران به دلجويي از يهوديان تاثيرگذار بر سياست خارجي امريكا روي آورده اند، چه آنها را مانع برقراری اين مذاكرات و روابط تشخيص داده اند. دولتي كه با طرح مساله هولوكاست به شكلي غريب لطمه هاي فراواني بر جايگاه ايران در نظام بين المللي وارد آورد و با دعوت از فرقههاي نئونازي براي حضور در اجلاس رسمي وزارت خارجه نام سترگ انقلاب اسلامي را در رديف جريان ها نژادپرست و منفور تاريخ معاصر جهان نشاند، اينك که موقعيت داخلي خود را از دست رفته مييابد، چرخشي 180 درجهاي را به نمايش ميگذارد و دست به دامان همان جرياني ميشود كه روزي شعار حذف آن از صفحه روزگار را سر داده بود.
خطدهي اميراحمدي به دولت نهم در فراز ديگري از صحبتهايي مشايي ديده ميشود. او در همان اظهارات مردم امريكا را برترين مردم جهان در ارتباطات دانسته بود . قصد تحليل محتواي اين ديدگاه در كار نيست غرض صرفاً كشف قرينه اين افاضات است كه در همان گفتگوي شهروند با اميراحمدي ديده ميشود: «امريكا كشور بزرگي است نميتوان دنياي 150 سال گذشته را بدون امريكا تصور كرد. برق، تلفن، اتومبيل ، كامپيوترو تمام مظاهر مدرن دنياي امروز را آمريكاييها به صحنه آوردهاند. اين كشور در 200 سال گذشته تمدن ساخته است. بايد به امريكا به اين نگاه نگريست».
اتفاق ديگري كه باور به شعار اصولگرايي اقتدارگرايان در عرصه سياست خارجي را سختتر ميكند انتصاب حميد مولانا به عنوان مشاور رئيس جمهور است. او مدرس دانشكده ارتباطات دانشگاه امريكن و شهروند (Citizen) امريكاست. شرط پذيرش يك فرد متقاضي شهروند در نظام حقوقي امريكا اداي سوگند در مقابل پرچم اين كشور است. متقاضيان سوگند ميخورند: «تمامي وفاداري خود به هر پادشاه يا دولتمرد و دولت و حكومت و و مملكتي كه تاكنون شهروند آن بودهام را طرد كرده و در برابر كليه دشمنان داخلي و خارجي به دفاع و حمايت از قانون اساسي و قوانين ايالات متحده امريكا پرداخته و به آن ايمان و وفاداري واقعي بورزم و هنگاميكه قانوناً لازم باشد براي دفاع از ايالات متحده تفنگ به دست خواهم گرفت... من اين تعهد را آزادانه و بدون هيچگونه تحفظ يا نيت طفرهرو ميپذيرم. خداوندا به من كمك كن...».
اين سوگند بر زبان جناب حميد مولانا ستوننويس ثابت روزنامه كيهان و مشاور احمدينژاد جاري است. در فاهمه كدام عقل سليمي انتصاب يك شهروند امريكا به عنوان مشاور رئيس جمهور ايران به معناي اصولگرايي و عزتمندي در سياست خارجي است؟ بي اطلاع بودن مقامات كشور از «شهروند امريكا بودن» مولانا محال است. او سالهاست كه براي كيهان مطلب مي نويسد، در برنامه هاي صدا سيما و حضور مي يابد و در محافل و مراسم راستگرايان از او به عنوان «يكي از استراتژيستهاي جبهه مقاومت جهان اسلام» ياد ميكنند. حميد مولانا عنصر گمنامي نيست و هدف احمدينژاد از انتصاب او به عنوان مشاور خود منطقاً با «ديپلماسي تهاجمي» سازگاري ندارد.
سال گذشته كه احمد ينژاد با علم به اينكه از طرف مقامات دانشگاه كلمبيا مورد حمله قرار خواهد گرفت به اين دانشگاه رفت و پذيراي هتاكي آنها شد. جريان اقتدارگرا با هياهوي رسانه اي آن را در داخل كشور به فتحالفتوح تعبير كرد و از مردم خواست به مساجد بروند و نماز شكر به جاي بياورند. اين اتفاق اما در خارج از كشور تصويري كاملاً معكوس داشت و آن شكست حيثيتي ايران بود كه رئيسجمهورش عالماً و عامداً و صرفاً براي استفاده تبليغاتي در داخل مرزهاي كشور خود را در معرض هتاكي رئيس يك دانشگاه قرار داده است. در روزنامههاي اخير شنيده شد كه حضور و سخنراني احمدي نژاد در دانشگاه كلمبيا به رغم تهديد رييس اين دانشگاه، با توصیه و همفكري جناب حميد مولانا انجام گرفته است و اين به معناي هويداشدن منشا شكست ما در آوردگاه كلمبياست. محال است از جانب شهروندي كه تمام تعلقات به دولت و مملكت خود رانفي كرده و به امريكا اعلام وفاداري نموده است آبي براي نظام جمهوري اسلامي گرم شود. محال است دولت نهم بتواند با استشاره و استخدام عناصر مجهول الهويه و مشكوك الحال سياست عزتمندي در عرصه خارجي را دنبال كند، از آنها براي طرح ماجراي هولوكاست و حذف اسراییل خط بگيرد، از عنصري ديگر ضرورت تلطيف فضا و تنشزدايي با اسرائيل را بياموزد و ديگري را براي نزديكشدن به آمريكا به كار بگيرد.
برپايه آنچه مختصراً اشاره شد به صراحت ميتوان گفت متاسفانه اقتدارگرايان به بسياري از اصول انقلاب اعتقادي ندارند و بر كتمان اين بي اعتقادي اصراري هم نمي ورزند و از ديگر اصول انقلاب تعريفي متضاد ارائه ميكنند و حتي به آنچه كه در دوران حاکمیتخودشان، اصولگرايي عنوان كرده اند نيز اعتقادي ندارند و به محض تنگ آمدن قافيه و دشوارشدن شرايط عملاً آن را پايمال ميكنند. «بی اعتقادي» و «تعلق نداشتن» به هيچ «اصل» و «مبنا»يي بارزترين خصيصه اين جريان است. اقتضاي اقتدارگرايي اين است كه به هيچ اصلي چنگ نزنند، به هيچ موضعي پايبند نباشند و خود را متعهد و مقيد به دفاع از هيچ سنگري ندانند. گياه هرز اقتدارگرايي فقط به يك اصل باور دارد و براي آن از هر خط قرمزي عبور ميكند: «قدرت و تداوم آن».
حال كه به انتخابات رياستجمهوري سال آينده نزديك ميشويم و اصلاحطلبان و همه افراد و گروههايي كه به ماهيت هولناك اقتدارگرايي و خطرات آن براي كشور پي بردهاند موظفند در افشاي اصولگرايي دروغين اقتدارگرايان بكوشند و مفاهيم سترگي چون «اسلام»، «اصولگرايي»، «انقلاب اسلامي» و « خط امام» را كه بواسطه تقرب جویي اقتدارگرايان در سالهاي اخير مخدوش شده، تطهير و تبرئه كنند. متاسفانه بايد گفت در هياهوي رسانه اي اقتدارگرايان و با حمايت مقامات عالي رتبه نظام بخش هايي از جامعه پذيرفته اند كه تجسم مفاهيم ارزشي، اصولي و آرماني مذكور عيناً همان چيزي است كه در رفتار و گفتار احمدي نژاد و اطرافيان او بروز مييابد و نسلي كه ستاره هاي فروزاني چون مهدي باكري، محمدعلي رجايي و ديگر فرزندان خودساخته امام و انقلاب را نديده تشبه عناصر پرورده كانون قدرت به ايشان را باور ميكند. شيوع اين باور زهر كشنده اي است كه انقلاب اسلامي را از پاي درمي آورد. برقراری تجانس بين اقتدارگرايي و انقلاب اسلامي، تحريف و خيانت تاريخي بزرگي است كه جريانهاي مخالف اقتدارگرايي تاكنون در مقابل آن چندان با صلابت عمل نكرده اند. انتخابات دهم رياستجمهوري و فضاي تبليغاتي آن بستر مساعدي براي افشاي ماهيت اقتدارگرايان و خلع آنها از شعار «اصولگرايي» است. فرصت مناسبي است كه از موضع انقلاب اسلامي به «راست بيريشه» بتازيم. اين فرصت را از دست ندهيم.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم مهر 1387ساعت 11 بعد از ظهر  توسط مانی  | 


از این پس آخرین اخبار و اطلاعات راجع به جناب آقای دکتر خباز نماینده مردم ترشیز کهن در مجلس شورای اسلامی را در پایگاه اختصاصی ایشان به نشانی

 www.khabbaz.ir

مطالعه فرمایید و نظرات و پیشنهادات و انتقادات خویش را بیان فرمایید .

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم مهر 1387ساعت 9 بعد از ظهر  توسط مانی  | 


مخبر کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی

 

 

مخبر كميسيون اقتصادي مجلس شوراي اسلامي از تدوين طرح دو فوريتي استقلال بانك مركزي در كميسيون اقتصادي مجلس براي تصويب در صحن علني خبر داد.

«محمدرضا خباز» در گفت و گو با خبرگزاري ايرنا، با بيان اين كه اين طرح طي هفته جاري آماده ارائه به مجلس خواهد بود، اظهار داشت كه كميسيون اقتصادي مجلس از تغيير و تحولات سريع بانك مركزي نگران است.وي افزود: نبض اقتصاد در دست بانك مركزي است و قلب تپنده اقتصاد كشور محسوب مي شود و نبايد دستخوش حوادث غيركارشناسي شود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم مهر 1387ساعت 1 قبل از ظهر  توسط مانی  | 


      دکتر خباز نماینده مجلس شورای اسلامی      

 خباز درگفت‌وگوباايسنا:
چگونگي آماده كردن زيرساخت‌ها براي اجراي نظام ماليات بر ارزش افزوده بررسي شد

مخبر كميسيون اقتصادي مجلس شوراي اسلامي با بيان اين‌كه رييس سازمان امور مالياتي كشور با حضور در مجلس پيرامون چگونگي آماده كردن زيرساخت‌هاي مورد نياز براي اجراي نظام ماليات بر ارزش افزوده توضيحاتي داد، گفت: عرب‌مازار گفت كه براي 10 هزار نفر دستگاه‌هاي الكترونيكي تهيه شده كه به طور خودكار ميزان ماليات را تعيين مي‌كند و اين دستگاه‌ها در سطح كشور توزيع شده است.

محمدرضا خباز در گفت‌وگو با خبرنگار پارلماني خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، افزود: قرار بر اين بود كه با اجراي نظام ماليات بر ارزش افزوده در وضعيت مالي رايج افزايشي رخ ندهد، اما آنچه الان مي‌بينيم اين است كه 3 درصد ماليات بر مبالغ پيشين افزوده شده است و ما از اين جهت احساس نگراني مي‌كنيم.

نماينده‌ي مردم كاشمر، بردسكن و خليل‌آباد در خانه ملت ادامه داد: هدف قانون‌گزار ايجاد منابع جديد مالياتي بوده و قرار بر اين نبوده كه بر قيمت‌هاي رايج، 3 درصد ماليات افزوده شود.

وي اظهار كرد: يقينا در اجراي اين نظام اشكالاتي وجود دارد، اما قرار بوده كه دولت طي شش ماه زيرساخت‌هاي اجراي طرح را اماده كند تا به نارضايتي مردم نينجامد.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم مهر 1387ساعت 7 بعد از ظهر  توسط مانی  | 


دکتر خباز

نماينده كاشمر با تاكيد بر اينكه دولت بايد براي منتقدانش لوح تقدير بفرستد، يادآور شد: بهتر است دولت انتقادات سازنده احزاب و گرو‌‌ه‌‌هاي سياسي اصلاح‌‌طلب را كه عموماً همراه با راهكارهاي رفع معضلات موجود است، جدي بگيرد و از آن به عنوان تخريب ياد نكند. محمدرضا خباز عضو شوراي مركزي حزب اعتمادملي در گفتگو با ايلنا، در واكنش به اظهارات اخير رئيس‌‌جمهور و سخنگوي دولت مبني بر تخريب تشكيلاتي دولت از سوي برخي گروه‌‌هاي اصلاح طلب اظهار داشت: مجموعه حزب ما و دوستان ما معتقد به تخريب نيستند بلكه همواره به انتقاد سازنده از دولت پرداخته‌‌اند.وي با انتقاد از اينكه دولتمردان، كوچكترين انتقادي را به منزله تخريب مي‌‌دانند، گفت:‌‌ اين در حالي است كه بسياري از انتقادات وارده به دولت، سازنده بوده و بر اساس معيارها و قوانين موجود است.مخبر كميسيون اقتصادي مجلس با اشاره به نطق اخير خود كه طي آن به بررسي انحرافات دولت در تصميمات اقتصادي‌‌اش نسبت به قانون برنامه چهارم و سند چشم انداز بيست ساله پرداخته بود، ‌‌ادامه داد:‌‌ درآنجا گفتم كه هر گونه اظهارنظري نسبت به عملكرد دولت بايد بدون هيچ حب و بغضي باشد و تنها بر اساس مسائل كارشناسي بيان شود. در چنين رويكردي بايد از عملكردهاي منطبق دولت با قوانين تشكر كنيم و اگر انحراف و خلافي ديديم، تذكر دهيم. كما اينكه در نطق پيش از دستور اخير خود نسبت به تورم، افزايش اتكا به بودجه‌‌هاي نفتي و غيره كه در تضاد با قوانين بودجه سنواتي و قانون برنامه چهارم بود، تذكر دادم.وي افزود:‌‌ اگر ما نمايندگان كه وظيفه نظارت بر عملكرد دولت را بر عهده داريم نسبت به انحرافات دولت از قوانين مصوب تذكر ندهيم، پس چه كسي بايد اين موارد را به دولت متذكر شود؟ به نظر مي‌‌رسد آقايان آنقدرتاب و تحمل ندارند كه هر انتقادي را تبديل به تخريب مي‌‌كنند.

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم مهر 1387ساعت 7 قبل از ظهر  توسط مانی  | 


محمد رضا خباز

مخبر كميسيون اقتصادي مجلس شوراي اسلامي گفت: كسري بودجه كنوني دولت حاصل واقعي تنظيم نشدن لايحه بودجه و عجله مجلس هفتم در تصويب آن است.

محمدرضا خباز در گفت‌وگو با خبرنگار پارلماني خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، افزود: مجلس هفتم در آستانه انتخابات مجلس لايحه بودجه را تحويل گرفت و ظرف پنج روز آن را تصويب كرد و همين باعث شد كه بودجه به صورت غيرواقعي تنظيم شود.

نماينده مردم كاشمر، بردسكن و خليل‌آباد در مجلس با بيان اين‌كه ظاهرا دولت تصميم دارد تنها 70 درصد بودجه 24 هزار ميليارد توماني بخش عمراني را در اين بخش هزينه و 30 درصد مابقي آن را كه حدود 7 هزار ميليارد تومان است، به بودجه جاري تزريق كند، اظهار كرد: دولت مي‌خواهد با اين روش بخشي از كسري بودجه را جبران كند.

اين عضو فراكسيون خط امام (ره) ادامه داد: دولت بايد براي جبران كسري بودجه راهكاري كه به تورم نينجامد، را انتخاب كند كه آن هم تشويق بدنه اجرائي به صرفه‌جويي در هزينه‌هاست.

خباز گفت: دولت بايد راهكار صرفه‌جويي را در پيش بگيرد، تا نياز به ارائه متمم بودجه نداشته باشد، در حالي‌كه صرفه‌جويي راهكار مشكلي براي دولت خواهد بود.

وي با بيان اين‌كه دولت‌هاي نفتي ترجيح مي‌دهند، به جاي راه‌هاي سخت براي جبران كسري‌ها به درآمد نفتي تكيه كنند، گفت: پشت دولت به حساب ذخيره ارزي گرم است و البته اين راحت‌ترين راه براي حل مشكل كسري بودجه است كه حتما مي‌تواند اثرات تورمي به همراه داشته باشد.

+ نوشته شده در  شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 8 قبل از ظهر  توسط مانی  | 


امروز مديريت اجرايي كشور در بعضي مواقع به 30 سال گذشته برگشت مي‌نمايد. اگر اين برگشت از بعد انقلا‌بي و خلق روحيه ايثار و فداكاري و نوع‌دوستي باشد، جاي قدرداني دارد ولي متاسفانه از بعد بي‌تجربگي مي‌خواهد همه چيز را خودش تجربه كند بنابراين ناديده گرفتن موفقيت‌هاي گذشته و طرد مديران باتجربه خسارتي جبران‌ناپذير است. به عنوان نمونه، اشتباه به ظاهر كوچك سال 85 به معضل بزرگ امروز سيستم بانكي تبديل شده است و آن دخالت مقامات سياسي در امور بانكي است.رد كردن بديهي‌ترين اصل اقتصادي كه افزايش نقدينگي باعث افزايش تورم مي‌شود، سبب شد سيستم بانكي كه در سال حداكثر 18 هزار ميليارد تومان توان پرداخت تسهيلا‌ت دارد به دليل فشار غيركارشناسي دولت به آن در سال 86 مبلغ 70 هزار ميليارد تومان تسهيلا‌ت پرداخت كند، به همين دليل اولا‌ بدهي بانك‌ها به بانك مركزي افزايش پيدا كرد و تراز بعضي از بانك‌ها قرمز شد و ثانيا از بانك‌ها نقدينگي در اختيار پروژه‌هاي توليدي جمع‌آوري شد كه در نتيجه به كاهش توليد و نيروي كار انجاميد.

لذا بر ما نمايندگان مردم واجب است براي نظارت سالم و خارج از هرگونه حب و بغض سند چشم‌انداز 20 ساله و قانون برنامه پنج‌ساله توسعه چهارم را نصب‌العين خود قرار دهيم. به عنوان مثال در سند چشم‌انداز و قانون برنامه آمده است: 1- مهار تورم و افزايش قدرت خريد گروه‌هاي كم‌درآمد و محروم و مستضعف و كاهش بين دهك‌هاي بالا‌ و پايين جامعه و.. و اجراي سياست‌هاي اجرايي جبراني؛ سوال اينجا است چرا دولت تورم را مهار نكرد؟ مگر سياست عدالت‌محوري با تورم در تضاد نيست؛ از دري كه تورم وارد شد از در ديگر عدالت فرار مي‌كند.2- حمايت از تامين مسكن گروه‌هاي كم‌درآمد و نيازمند؛ قضاوت را به شما نمايندگان عزيز مي‌سپارم. ظرف 3 سال گذشته قيمت مسكن و اجاره مسكن چقدر افزايش يافته؟

3- ارتقاي سطح درآمد روستاييان و كشاورزان و رفع فقرو ... با تاكيد بر اصلا‌ح قيمت‌گذاري محصولا‌ت در 3 سال گذشته؛ با اجراي برنامه توسعه روستاييان فقيرتر شده‌اند، به‌ويژه امسال كه خشكسالي و سرمازدگي آنان را از هستي ساقط كرده و هنوز از اعتبار مصوبه مجلس حتي يك ريال به دست اين افراد بي‌پناه نرسيده است. حتي قيمت خريد گندم را 280 تومان در كيلو اعلا‌م كردند در صورتي كه قيمت آن 400 تومان بود.

4- تلا‌ش براي قطع اتكاي هزينه‌هاي جاري به نفت؛ هر سال اتكاي بودجه به نفت بيشتر مي‌شود به طوري كه بيش از 80 درصد بودجه كشور از طريق نفت تامين مي‌گردد. گوشه‌اي از انحراف در سند چشم‌انداز و برنامه توسعه را عرض كردم تا هم مجلس و هم دولتمردان خود را با اين معيار بسنجند و دچار خودباختگي نشوند. چرا دولت محترم آيين‌نامه اجرايي مديريت خدمات كشوري را ابلا‌غ نمي‌نمايد؟ اگر مانند دولت شهيد رجايي حقوق وزرا در پايين‌ترين حد ممكن بود، زودتر آيين‌نامه را اجرا كرده و كارمندان و بازنشستگان را از اين وضع نابسامان اقتصادي نجات مي‌دادند.

همه نمايندگان عزيز خبر دارند دفترچه بيمه روستاييان از ساعت 8 صبح تا ساعت 2 بعدازظهر روزهاي اداري اعتبار دارد و در بقيه ايام بي‌اعتبار است زيرا سرانه درمان در كشور براي شهري‌ها 5500 تومان و براي روستاييان 1820 تومان است. اين بي‌عدالتي چگونه قابل توجيه است؟ مگر ما به شهروند درجه يك و دو قائل هستيم كه چنين تصميمي گرفته شده است؟

نماينده كاشمر ، بردسكن و خلیل آباد و مخبر كميسيون اقتصادي

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387ساعت 7 قبل از ظهر  توسط مانی  | 


خباز در جلسه غيرعلني رسمي: دکتر خباز
*دولت بايد صرفه‌جويي در برق را از خود آغاز كند
*زور اداره برق به كشاورزان رسيده است

به گزارش خبرنگار پارلماني خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، محمدرضا خباز نماينده كاشمر در مجلس شوراي اسلامي در جلسه غير علني غير رسمي امروز مجلس كه جهت بررسي خاموشي هاي برق در كشور با حضور وزير نيرو برگزار شد، گفت: وقتي در وزارتخانه‌ها اسراف و تبذير باشد چطور مردم را از اسراف نهي مي‌كنيم چرا از كيسه مردم خرج مي‌كنيد.
خباز گفت: دولت بايد مديران دستگاههاي دولتي كه صرف جويي بيشتري دارند را تشويق و از طريق صدا و سيما معرفي كند.
نماينده كاشمر از افزايش بهاي قبوض كشاورزان كه از موتورهاي برقي در چاهها استفاده مي‌كنند، بشدت انتقاد كرد و گفت: در حال حاضر به جاي اينكه فشار را به برق هاي غير ضروري وارد كنند به برق چاههاي كشاورزي وارد مي‌كنند.
وي افزود: وقتي زورشان به مغازه دارهاي تهران نمي‌رسد به كشاورزان زور مي‌گويند بطوري كه قبوضي كه براي كشاورزاني كه از طريق برق از چاهها آب مي‌كشند، صادر شده 250 تا 270 هزار تومان است.
خباز تاكيد كرد: خرده مالكها توان پرداخت پول آب و برق را ندارند.
وي طرح تثبيت قيمتها در مجلس هفتم را زير سوال برد و خطاب به وزير نيرو گفت وقتي مي‌فرمائيد چرا قيمتها را افزايش نمي‌دهيد تا تعرفه ها متوازن شود بايد از خود شما پرسيد كه چرا دولت لايحه افزايش تعرفه ها را به مجلس نمي‌دهد تا مجلس آنرا تصويب كند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387ساعت 7 قبل از ظهر  توسط مانی  | 


دکتر خباز

 

 

محمد رضا خباز در هیئت رئیسه فراکسیون خط امام

هیات رئیسه دائمی فراکسیون اقلیت در جلسه امروز فراکسیون خط امام  مجلس هشتم انتخاب شد.

 در این نشست آقایان حسین هاشمیان ،محمدرضا  تابش ، قدرت الله علیخانی ، محمدرضا خباز ، داریوش قنبری ، پورفاطمی و نریمان بعنوان اعضای هیات رئیسه فراکسیون انتخاب شدند.

همچنین در این نشست ، حسین هاشمیان در مقام ریاست فراکسیون ابقا و محمدرضا تابش نیز به عنوان دبیرکل فراکسیون اقلیت انتخاب شد.

فراکسیون اقلیت مجلس هشتم که با نام فراکسیون خط امام فعالیت می کند دارای 70 عضو است.

افق مبهم سهام عدالت از نگاه خباز 
خباز عضو كميسيون برنامه و بودجه مجلس با بيان اين مطلب كه دورنماي سهام عدالت هنوز روشن نيست و نمي توان اظهارنظر صريحي در مورد آن كرد، مي گويد: پرداخت پاداش پايان خدمت به صورت سهام عدالت، توجيه ندارد.

به عنوان مثال وقتي موضوع پرداخت اين پاداش براي فرهنگياني كه در مرحله بازنشستگي بودند مطرح شد، از ديد آنان دريافت پاداش در قالب سهام عدالت قابل قبول نبود، چرا كه وقتي يك كارمند به مرحله بازنشستگي مي رسد، تازه هزينه هاي زندگي اش افزايش مي يابد لذا هر كارمند بازنشسته اي در اين مرحله به دنبال تأمين هزينه هاي زندگي خود است. حال اگر قرار باشد كه پرداخت پاداش پايان خدمت به شكل سهام عدالت صورت بگيرد، يك كارمند بازنشسته بايد سال ها در انتظار دريافت پاداشش بماند. بنابراين آن ها نمي خواهند كه حقشان را از طريق دريافت سهام عدالت به شكل نسيه و طي چندين قسط بگيرند بلكه به دنبال دريافت نقدي تمام وجه خود در مرحله بازنشستگي اند.

اعتبارات صندوق مهر امام رضا(ع) با آمار ازدواج متناسب نيست

بحث مهم اين است كه چرا با وجود صندوق مهررضا (ع) هنوز برخي بانك ها اقدام به پرداخت وام ازدواج و درنظر گرفتن اعتبارات سالانه براي اين امر مي كنند. چرا هنوز بسياري از زوج ها ترجيح مي دهند از وام ازدواج پرداختي از سوي بانك ها به جاي صندوق مهررضا (ع) استفاده كنند.

محمدرضا خباز، مخبر كميسيون اقتصادي، در اين زمينه گفت: در زمان تصويب و تشكيل اين صندوق، اهداف بسياري درنظر گرفته شده بود كه متاسفانه پس از ٣ سال هنوز اين اهداف برآورده نشده است.

وي افزود: در گذشته وام ازدواج از سوي  بانك ها به جوانان پرداخت مي شد كه زمينه سوء استفاده را فراهم آورده بود و برخي از جوانان چندين بار از اين وام استفاده مي كردند و برخي از آ ن ها، از دريافت اين وام محروم مي ماندند. علاوه بر اين كه به دليل پروسه طولاني آن و سخت گيري بانك ها هرسالبسياري از جوانان در نوبت دريافت وام باقي مي ماندند. بنابراين هدف از تشكيل صندوق مهررضا(ع) اين بود كه جوانان آسان، در كوتاه ترين زمان و به روز از تسهيلات وام ازدواج بهره مند شوند، درحالي كه اين امر تحقق نيافته است. خباز خاطرنشان كرد: صندوق مهررضا(ع) نيز برخلاف آنچه انتظار مي رفت، افراد متقاضي را با تشكيل پرونده به بانك ها معرفي مي كند كه باعث مي شود جوانان در گرداب امور اداري بانك ها و ضامن و ضوابط بانكي گرفتار شوند.

وي افزود: همچنين قرار بود زمان دريافت وام كوتاه تر شود كه اين طور نشد و عملا درحال حاضر زمان دريافت وام طولاني تر شده است. به گفته خباز، درحال حاضر شكايات زيادي از سوي جوانان در اين زمينه ارائه شده است مبني بر اين كه براي دريافت وام مدت ها در نوبت مانده اند. وي همچنين افزود: همچنين يكي از شكايت هاي زوج ها، درخصوص ارائه حواله دريافت كالاست؛ چرا كه به اعتقاد بسياري از آن ها، كالاهايي كه در اين مراكز ارائه مي شود ١٠ تا ٢٠ درصد گران تر از بازار و اغلب بي كيفيت و نامتناسب با سليقه زوج هاست.

خباز همچنين به نكته مهم ديگري اشاره كرد و گفت: درحال حاضر تعداد افراد پشت نوبت دريافت وام از سوي صندوق مهررضا(ع) بالاست و تعداد بسياري از متقاضيان در نوبت هستند. وي افزود: براساس آمار در گذشته، در يك سال ٤٦٠ هزار فقره ازدواج صورت گرفت در حالي كه اعتبارات صندوق براي ٣٥٠ هزار زوج بود كه اين مسئله باعث شد كه ١١٠هزار زوج در نوبت باقي بمانند و به دليل گذشت تاريخ ازدواج، از دريافت اين وام محروم شوند. به گفته مخبر كميسيون اقتصادي، بنابراين اعتبارات اين صندوق متناسب با آمار ازدواج نيست و به همين دليل بسياري از متقاضيان با داشتن معرفي نامه در بانك براي دريافت وام سرگردانند و همه آن ها يك جمله را مي شنوند كه «اعتبار نداريم».

وي افزود: اين مسئله باعث شده است كه بسياري از جوانان براي دريافت وام ازدواج از بانك ها كه مبلغ آن كمتر است، اقدام كنند. خباز گفت: اين صندوق بايد در پرداخت وام ازدواج و شرايط و ضوابط اعطا تجديدنظر كند تا جوانان بتوانند به راحتي وام ازدواج را دريافت كنند. وي همچنين خاطرنشان كرد: قرار است بعد از عيدفطر شرايط دريافت تسهيلات ازدواج آسان شود و ضامن حذف و به جاي آن از افراد متقاضي وام ازدواج موارد تضميني مثل چك يا سفته دريافت شود.

اعتراض محمد رضا خباز به تضییع حقوق داوطلبان شهرستانی در کنکور 

محمدرضا خباز نماينده كاشمر و هفت نماینده دیگر اعتراضات خود را در خصوص نحوه گزينش بومي دانشجويان و تضييع حق داوطلبان شهرستاني نخبه و باهوش در حضور وزیر علوم در مجلس مطرح كردند.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387ساعت 7 قبل از ظهر  توسط مانی  | 


مخبر كميسيون اقتصادي مجلس شوراي اسلامي گفت: دکتر خباز

توزيع كالا در كشور از نظم لازم برخوردار نيست كه مهمترين مانع در اجراي طرح هاي تنظيم بازار در كشور محسوب مي شود.به گزارش روابط عمومي مجمع نمايندگان استان  خراسان رضوي «محمدرضا خباز» با اشاره به كمبود گوشت مرغ در بازار اظهار داشت: باوجود اجراي طرح ضيافت در ماه مبارك رمضان توسط دولت، آثار آن به طور ملموس و در حد نياز مردم ديده نمي شود.وي افزود: تنظيم بازار يكي از وظايف اصلي وزارت بازرگاني است كه بايد در تمام طول سال انجام شود ولي در ايام ماه مبارك رمضان و ابتداي آغاز سال تحصيلي و عيدنوروز كه زمان هايي خاص براي خريد كالا به حساب مي آيند بايد به طور ويژه  برنامه ريزي شود.خباز تصريح كرد: كمبود عرضه برخي موادغذايي در ماه مبارك رمضان دلايل مختلفي دارد كه عدم در نظر گرفتن تمام پارامترها نظير نرخ جمعيت و ميزان مكان هاي عرضه موادغذايي مهم ترين دلايل در برنامه ريزي صحيح براي نظام تنظيم بازار كشور مي باشند.وي با بيان اين  مطلب كه يكي ديگر از مشكلات به نحوه اطلاع رساني درخصوص اجراي طرح هاي دولت برمي گردد خاطرنشان كرد: در برخي مواقع اطلاع رساني پيش از اجراي طرح ها، منجر به افزايش توقع و بدبيني و نارضايتي مردم از مجريان دولتي مي شود.وي تصريح كرد: دولت نبايد به سمت نظارت برود بلكه فعال كردن تشكل هاي مردمي را بايد در دستوركار قرار دهد.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 7 قبل از ظهر  توسط مانی  | 


سرمقاله عصر نو شماره 77

در دوران پس از پیروزی انقلاب اسلامی مسائلی که ذهن و اندیشه بخشهایی از جامعه را به خود مشغول داشته البته کم نبوده است، اما تنها برخی از رخدادها توانسته اند بسیار بیش از مسائل دیگر و در سطح ملی کانون توجه و حساسیت جامعه قرار گیرند و مدتها ذهن و اهتمام مردم را به خود معطوف کنند. ماجرای آقای کردان از جمله این مسائل است. در سالهای پس از انقلاب البته وزیران و مسئولان فاقد تحصیلات عالیه داشته ایم. اگر چه با گذشت زمان و تربیت نیرو و کادر مورد نیاز کشور تعداد این افراد در سطح مدیریت عالی کشور به حداقل رسید، ولی پس از روی کار آمدن دولت نهم مجدداً رو به افزایش نهاد. همچنین در میان دولتمردان و وزیران کنونی به راحتی میتوان دو سه نمونه از کسانی را نام برد که مدرک دانشگاهی خود را از طرق متعارف و قانونی کسب نکرده اند، اما نمونه آقای کردان با تمام نمونه های فوق متفاوت است. سابقه ای حداقل شبهه ناک، مدرک تحصیلی جعلی از یکی از معتبرترین دانشگاههای جهان، سالها کسب حقوق براساس مدرک مذکور، ارائه اطلاعات غلط از سوابق تحصیلی و علمی به مجلس در جریان اخذ رأی اعتماد و قرار گرفتن در رأس حساسترین وزارتخانه های کشور که اداره آن نیازمند صلاحیتهای ویژه و برخورداری از شخصیتی شفاف و بدور از ابهام است، از جمله خصوصیاتی است که ماجرای آقای کردان را به حادثه ای متفاوت تبدیل کرد. به خصوص آن که ایشان به جای کسی معرفی میشد که در برگزاری انتخابات گذشته تلاش مجدانه ای برای تأمین رضایت سررشته داران قدرت به کار بست و از هیچ کوششی دریغ نکرد، اما بدون هرگونه دلیل قانع کننده ای مجبور شد صندلی وزارت کشور را به نفع آقای کردان خالی کند.
عوامل فوق ماجرای مذکور را به ماجرایی منحصر به فرد در جمهوری اسلامی تبدیل کرد و بر فهرست اولین های دولت نهم که ظاهراً پیشتاز پدیده ها و اقداماتی بی سابقه است یک اقدام بی سابقه دیگر را افزود و اگر سخنان اخیر مقام رهبری نبود این ماجرا تا مدتها می توانست موضوع بحث محافل رسمی نظام به ویژه مجلس باشد.
نکته ای که در ماجرای آقای کردان باید بدان توجه کرد این است که ابعاد و جنبه های مختلف ماجرای مذکور محدود به شخص آقای کردان نبوده و نیست. چرایی تصمیم رئیس دولت نهم در معرفی چنین فردی برای پست وزارت کشور، زمینه ها و بسترهای مناسب در ساختار قدرت که طرح کاندیدایی مانند آقای کردان را برای احراز پست وزارت ممکن می سازد، ابهامهای مالی و غیر مالی دیگری که در باره عملکرد آقای کردان در معاونت اداری مالی صدا و سیمای جمهوری اسلامی در زمان ریاست آقای لاریجانی مطرح است و البته حمایت کامل ایشان را نیز با خود داشته است و در گزارش تحقیق و تفحص مجلس ششم بدان تصریح شده است، ابهامها و سئوالهایی که در باره نقش ایشان در ماجرای کارناوال عصر عاشورا بر سر زبانهاست و مهمتر از همه رأی اعتماد مجلس هشتم به ایشان و فروکش کردن ناگهانی تمام حرف و حدیثها از جمله نکاتی است که ماجرای آقای کردان را از سطح مسائلی که ابعادی فردی و شخصی دارد خارج میسازد. به عبارت دیگر منحصر کردن ماجرای آقای کردان به مسائلی نظیر جعلی بودن یا نبودن مدرک وی و قانونی بودن یا قانونی نبودن اخذ حقوق براساس این مدرک تحصیلی در سالیان متمادی، انحراف آشکار و غفلت از ابعاد مهمتری است که فراتر از محدوده شخص ایشان مطرح است. برای فهم بهتر این نکته کافی است توجه کنیم در صورت صحت آنچه که درباره مدرک تحصیلی ایشان گفته می شود، موارد مشابه و افرادی که در جامعه از مدرک تحصیلی سوء استفاده میکنند کم نیستند، اما آنچه که ماجرای آقای کردان را از این موارد متمایز میسازد و فراتر از یک رخداد فردی قابل پیگیری حقوقی، مطرح میکنند، حضور و نقش آفرینی مجموعه ها، افراد، عوامل و زمینه هایی علاوه بر شخص ایشان است.
به گمان ما مهمترین جنبه این ماجرا جنبه اخلاقی و معنوی آن است. به گمان ما ماجرای مذکور به اندازه کافی مهم و حساس هست و میتوان و ضرورت دارد از منظر اخلاقی و معنوی به آن نگریست و با نقد اخلاقی آن، سطح و حساسیت های اخلاقی و به طور کلی التزام نظام و جامعه را به موازین اخلاقی و معنوی ارزیابی کرد.
مقدمتاً باید به این حقیقت تأکید کنیم که آنچه انقلاب اسلامی ایران را از سایر انقلابها متمایز ساخته است، شعار جمهوریت و آزادی نبود، زیرا پیش از انقلاب اسلامی ایران و حتی بیش از آن انقلابهای دیگر جهان از جمله انقلاب فرانسه بر مسئله آزادی و جمهوریت تأکید کرده اند. همچنین امتیاز انقلاب اسلامی ایران بر سایر انقلابهای جهان شعار و تحقق توسعه و پیشرفت و شکوفایی اقتصادی نبود. دیگر انقلابهای جهان بیش از انقلاب ایران، هم در سطح شعار و هم در سطح عمل اهتمام بیشتری به امور مذکور داشته اند. از نظر جنبه های ضد استعماری و ضد استبدادی نیز میتوان انقلابهای دیگری را بر شمرد که توفیق و کارکردی کمتر از انقلاب اسلامی ایران نداشته اند. انقلاب ما از همه این وجوه برخوردار بود، اما آنچه که این انقلاب را از سایر انقلابها متمایز میسازد پیام اخلاقی و معنوی آن بود. این انقلاب تنها انقلاب جهان معاصر است که بر حضور اخلاق و معنویت در عرصه سیاست و اجتماع تاکید کرد و در واقع نوعی پاسخ به بحران معنویت در جهان معاصر بود.
رهبر این انقلاب یک شخصیت دینی و معلم عرفان و اخلاق بود. روحانیان و عالمان دین نظیر بهشتی و باهنر و مطهری که بنا بر هویت و جایگاهشان بیش از سیاست و قدرت به اخلاق و معنویت ملتزم بودند، در بالاترین رده های رهبری این انقلاب حضوری تعیین کننده داشتند. اکنون در آستانه سی امین سال پیروزی انقلاب اسلامی ماجرای آقای کردان و رفتار حاکمیت و نظام و جامعه در قبال آن فرصت مناسبی فراهم آورده است تا میزان حضور و قدرت معنویت و اخلاق را در جامعه و نظام خود ارزیابی کنیم.
بدون شک اگر ماجرای آقای کردان در یکی از کشورهای توسعه یافته رخ میداد احساسات عمومی چنان جریحه دار میشد که موج اعتراض و انتقاد را در سطح جامعه برمی انگیخت، به حدی که تنها استعفای وزیر میتوانست پاسخ قانع کننده ای به آن باشد. اما با کمال تأسف دیدیم بسیاری از با پوزخندی ساده و البته پر معنا تنها به نظاره آن نشست و واکنشها نسبت به این ماجرا از حد گفتگو در تاکسی و محیط کار و مهمانیهای شبانه فراتر نرفت. کرختی قشرها نسبت به نقض سهل و آسان ارزشهای اخلاقی ممکن است موقتاً برای حاکمان مطلوب باشد، اما به نحو آشکاری تهدیدآمیز است. بی تفاوتی نسبت به ارزشها و باورهای اخلاقی و معنوی البته نتیجه فرایندی از حساسیت زدایی نسبت به نقض اخلاق و معنویت و مشاهده مستمر نقض اخلاق و معنویت و به بازی گرفتن مقدسات و باورهای دینی مردم در خدمت قدرتی است که نشان دین بر آن زده شده است. براساس چنین فرایندی است که اکنون میتوان پاسخ گفت که آیا براستی جامعه ما اخلاقی تر از گذشته شده است؟ و با گذشت سی سال از انقلابی که نشان اخلاق و معنویت بر پیشانی داشت جامعه چه میزان در این حوزه پیشرفت داشته است ؟
گفته اند الناس علی دین ملوکهم. علل و عوامل تضعیف وجدان اخلاقی جامعه و فقدان حساسیت جامعه نسبت به ارزشهای اخلاقی را باید در رفتار حاکمان جستجو کرد. به عنوان یک نمونه آشکار رفتار حاکمان در قبال ماجرای آقای کردان بود. حاکمانی که خود را مدافع و ملتزم به اصول اسلام و انقلاب میدانند و از همین رو برخود نام اصولگرا نهاده اند چه سهمی و یا موضعی دراین ماجرا داشتند؟ دولتی که خود را تنها دولت طرفدار گفتمان انقلاب و ملتزم به اسلام میداند و در این مسیر چنان تعصب می ورزد که نام دولت اسلامی و نه دولت جمهوری اسلامی برخود می نهد، برگزیننده و پیشنهاد دهنده آقای کردان برای وزارت است. رئیس این دولت در پاسخ مخالفان بدون توجه به اتهام دروغ و جعل مدرک و اخذ حقوق با مدرک تقلبی و برخی سوابق اخلاقی که برای بیان آن درخواست تشکیل جلسه محرمانه میشود، انتخاب ایشان را به تأیید و موافقت رهبری مستند میکند. رهبر اصولگرایان مجلس هشتم بدون آن که تردیدی در صحت اتهام ادعای کذب و جعل مدرک و ... علیه آقای کردان داشته باشد، در توجیه اعمال و رفتارهای غیر اخلاقی وی میگوید « تنها معصومان دروغ نمیگویند» و به این ترتیب به جامعه پیام میدهد که توقع صداقت و وفای به عهد و سلامت نفس و امانتداری از مسئولان توقع بیجایی است، چون فقط از معصومان میتوان التزام به این ارزشها را انتظار داشت. به عقیده او جامعه نباید از انتخاب فردی متهم و بلکه مجرم در سطح وزارت و عضو کابینه جمهوری اسلامی شگفت زده شود، زیرا این همه توصیه به اخلاق و التزام به معنویت و دینداری که برنامه های هفت کانال سیمای جمهوری را به خود اختصاص داده ، برای دولتمردان نیست. آنان نه تنها برای حفظ مصالح نظام و نه تنها برای حفظ مصالح جناحی بلکه حتی برای حفظ منافع شخصی خود نیز میتوانند دروغ بگویند و از بیت المال استفاده نامشروع کنند. او به این سئوال پاسخ نگفت که اگر گناه و جرم برای غیر معصوم چندان دور از انتظار نیست آیا بر صدر نشاندن مجرم و گناهکار و اعطای پست وزارت به وی در نظامی که نشان دین بر پیشانی دارد، نیز امری طبیعی و شرط اصولگرایی و مقتضای ادعای اسلام پناهی و شریعتمداری است؟ آقای باهنر روشن نساخت که اگر دروغ و ریاکاری و عوام فریبی از دوستان و همفکران ایشان تنها به دلیل این که معصوم نیستند امری دور از انتظار نیست، پس چه تفاوتی میان اصول گرایی و افکار ماکیاولیستی وجود دارد؟ ما به جای ایشان به این سئوال پاسخ میدهیم تفاوت اصول گرایی حاکم با افکار ماکیاولیستی در این است که ماکیاول به استقلال سیاست و تفکیک آن از حوزه اخلاق و پنهان نشد قدرت و قدرت مداران در پشت نقاب دین و اخلاق معتقد بود، اما اصول گرایان حاکم به استفاده از این همه در خدمت قدرت و منافع خود معتقدند.
این تنها آقای باهنر نبود که با توجیه غیر معصوم بودن آقای کردان جامعه را به فراموشی اخلاق دعوت کرد. رئیس دولت نهم در گامی فراتر کردان را به عنوان یک نیروی حزب اللهی و مؤمن از جمله کسانی که باید در تمام سطوح مدیریت کشور را به دست بگیرند، یاد کرد، او نیز نه تنها اتهام جعلی بودن مدرک آقای کردان را نفی نکرد بلکه بطور غیر مستقیم آن را تأیید کرد و گفت این ورق پاره ها برای ما هیچ ارزشی ندارد. نداشتن آنها نباید موجب این شود که نیروهای حزب اللهی و انقلابی مدیریت کشور را به دست نگیرند و کشور از وجود آنها در سطح اداره امور محروم شود. همین دفاع اخلاقی رئیس دولت نهم از کردان بود که به وی جرأت داد بدون نفی اتهاماتی که مخالفان متوجه وی کرده اند، مدعی شود: «مخالفان هیچیک در توان مدیریتی من شک نکردند و نتوانستند آن را زیر سئوال ببرند». او هم ظاهراً از این تجربه دریافته بود که نه در سطح نظامی که مجلسش به وی رأی اعتماد میدهد و نه در سطح قشرهای که این ماجرا را به سکوت به نظاره نشسته اند، رفتار وی چندان حساسیت و عصبانیتی بر نمی انگیزد و تتمه حساسیتها نیز با برخی ابتکارات و اقدامات قابل رفع است. از این رو بلافاصله پس از استقرار در وزارت کشور دستور داد تا یکصد هزار تومان به کلیه پرسنل وزارت کشور پاداش داده شود و همگی به همراه خانواده و به خرج وزارت کشور سفری سه روزه به مشهد داشته باشند و در هتلهای پنج ستاره اسکان داده شوند تا همه چیز با سلام و صلوات ختم به خیر شود و کارمندان وزارت کشور بر هر آنچه در مجلس علیه ایشان گفته شده صلوات بفرستند و خوش و راضی باشند.
اما وجود مخالفان جدی با وزارت آقای کردان در جمع اصولگرایان مجلس نیز داستان دیگری است. در نگاه اول وجود تعداد قابل توجهی از مخالفان در میان جریان اصولگرا این امید را در دلها زنده میکند که هنوز اخلاق و معنویت در حاکمان کنونی موقعیت و جایگاهی دارد. اگر کسانی مانند آقای باهنر و رئیس دولت اصولگرا و مهرورز به بدیهی ترین ارزش های اخلاقی بی توجهند، همفکران آنها در مجلس چنین نیستند و میتوان خوشحال بود که انحطاط اخلاقی کل نظام و مجلس ما را تهدید نمیکند اما با دقت در منطق مخالفان آقای کردان و مشروح سخنان مخالفان در جلسه رأی اعتماد به وزیر کشور این امید و شادمانی خیلی زود رنگ میبازد. آنان بارها در نطقهای خود در مخالفت با کردان خطاب به رئیس دولت نهم تصریح کردند با این روشی که شما در پیش گرفته اید مجلس و دولت را به اصلاح طلبان تقدیم خواهید کرد. در واقع مشکل بسیاری از آقایان با انتخاب آقای احمدی نژاد بی اصولی و نقض اصول بدیهی اخلاقی و ارزشی و انقلابی نبود، بلکه مشکل ایشان آن بود که معرفی امثال کردان به عنوان وزیر و رأی اعتماد مجلس احتمالاً موجب قدرت گرفتن بیش از پیش اصلاح طلبان و خارج شدن مجلس و دولت از دست ایشان خواهد شد. رأی اعتماد مجلس به آقای کردان و تحولات یکی دو هفته بعد که به فراموشی سپرده شدن کامل ماجرای کردان انجامید، این حقیقت را بیش از پیش به اثبات رساند که آقایان با حضور افرادی مانند آقای کردان در سطح وزارت و مسئولیت های نظام مشکلی ندارند. پس از رأی اعتماد کردان، برخی از رندان جریان حاکم در مجلس بلافاصله چاره کار را در آن دیدند که مسئله آقای مشائي را چنان دامن بزنند که ماجرای آقای کردان به فراموشی سپرده شود. در این مسیر از عالمان دین هم هزینه کردند تا این احساس در جامعه شکل بگیرد که خدای ناکرده برای عالمان ما اظهار یک موضع سیاسی غلط و قابل جبران اساساً با دروغگویی و بی اخلاقی و فساد و ریاکاری و تزویر قابل مقایسه نیست آنچنان که در برابر اولی به هیچ وجه نمیتوان سکوت کرد اما از کنار دومی به راحتی میتوان گذشت. اما نقض بدیهی ترین ثوابت نظام و انقلاب از سوی آقای مشایی و تطهیر کسانی حداقل گناهشان نقل مکان از سراسر جهان به فلسطین و غصب زمین و خانه کاشانه فلسطینیان محروم و آواره است نیز نباید چندان مشکل آفرین شود. عمده کردن سخنان آقای مشایی تا آنجا که ماجرای آقای کردان را تحت الشعاع قرار دهد اشکالی ندارد، اما منتقدان آقای مشایی باید در می یافتند که تأکید و دفاع بر اصول و ثوابت انقلاب تنها برای از میدان به در کردن رقیب اصلاح طلب و یا حد اکثر برای تحت الشعاع قرار دادن مسائلی مانند ماجرای کردان کاربرد دارد و نباید آن را خیلی جدی بگیرند، حتی اگر سخنان آقای مشایی پس از سفر هوشنگ امیر احمدی به تهران و از تهران به تل آویو مطرح شده باشد. از این رو سخنان رهبری در ملاقات با هیئت دولت بهانه یا فرصتی بود تا آقایان اصول گرا به بهانه آن هرگونه انتقادی را به دولت مغایر با سخنان رهبری دانسته و اعلام کنند به دلیل این که سخنان راهبری را برتر از همه امور میدانند و دیگر مسئله آقایان کردان و مشايي برایشان حل شده است!
سخن آخر ما سخن کسانی است که با خشم و اندوه آتشی را که بر مزرعه ای که یک عمر برای به بار نشستن آن سختی و مرارت کشیده اند، به نظاره نشسته اند. سخنی از سر دردمندی به عالیترین سطوح مسئولیت نظام است: ماجرای آقای کردان بیش از هر چیز نشانه بالینی بیماری خطرناک انحطاط اخلاقی و تضعیف حساسیت نسبت به نقض و نفی ارزشهای معنوی و اخلاقی و انسانی در نظام و جامعه ماست. این شیوه ره به جایی نخواهد برد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387ساعت 6 بعد از ظهر  توسط مانی  | 


محمدرضا خباز نماینده کاشمر تصریح کرد: دکتر خباز

ما نمی توانیم نسبت به مشکلات نخبگان بی تفاوت باشیم.

به گزارش خبرنگار خانه ملت، وی گفت: اگر گفته می شود که اشتباهی رخ نداده پس این همه اعتراض چیست؟ در بررسی های که کردیم مشخص شد در موارد زیادی حق با معترضین است.

نماینده کاشمر افزود: ما رتبه های زیر 10 داریم که در دانشگاه قبول نشده اند. وقتی کمیسیون تخصصی و روسای دانشگاه ها از تغییرات جدید اطلاع نداشتند نمی توان گفت که دستگاه سازمان سنجش ایرادی ندارد.

وی تصریح کرد: ما نمی توانیم نسبت به مشکلی که برای نخبگان کشورمان پیش آمده بی تفاوت باشیم.

نماینده کاشمر گفت: درخواست می کنم حداقل برای رتبه های زیر 1000 یک راهکار پیدا کنیم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387ساعت 5 بعد از ظهر  توسط مانی  | 


درود بر سه مرد انقلابی             هاشمی و خاتمی و کروبی

مراسم بزرگداشت شهید آیت الله صدوقی فرصت خوبی بود تا سه ضلع مثلث اصلاحات این بار در جلوی لنزهای دوربین های عکاسان خبری به همگان یک پیام را بدهند:«اگر هم اختلافی به وجود می آید موقتی است و در نهایت این اتحاد و یکدلی است که در بین اصلاح طلبان به وجود می آید، ما به اتحاد رسیده و خواهیم رسید و پیروزی در نهایت از آن اصلاح طلبان متحد است.»
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387ساعت 5 بعد از ظهر  توسط مانی  | 


بوی گل سوسن و یاسمن آید
اميدها به حضور خاتمي در انتخابات افزايش يافت
مريم خاتمي:اگر مردم بخواهند خاتمي در انتخابات شرکت مي‌‏کند

خواهر رئيس‌‏جمهور سابق کشورمان گفت: خاتمي آبروي خود را از آن مردم مي‌‏داند و بارها تاکيد کرده است اگر مردم به او نياز داشته باشند، حاضر است آبرويي که از مردم کسب کرده است، براي مردم خرج کند.

مريم خاتمي در گفت وگو با خبرنگار "ايلنا" در پاسخ به سوالي مبني بر اينکه "آيا آقاي خاتمي در انتخابات آينده شرکت مي‌‏کند"؟گفت: خاتمي همواره تاکيد دارد اگر آبرويي در اين کشور کسب کرده از جانب مردم بوده است و هر وقت که به لحاظ شرعي و اخلاقي احساس وظيفه بکند در انتخابات شرکت مي‌‏کند.

وي تاکيد کرد: خاتمي خود را از آن مردم مي‌‏داند و حاضر است خودش را فداي مردم کند.

همسر فرزند شهيد صدوقي همچنين با اشاره به ويژگي‌‏هاي شخصيتي اين شهيد محراب گفت:يکي از مواردي که شهيد صدوقي بر آن تاکيد داشتند پياده شدن اسلام ناب بود و همواره در تلاش براي شناساندن چهره رحماني و عقلاني از دين بودند.

وي افزود: ايشان چالش‌‏هاي فراواني با متحجرين و تنگ نظراني که هيچ عقيده‌‏اي را غير از خودشان بر نمي‌‏تابيدند، داشته و هيچ وقت روي خوش به اين گروه نشان نمي‌‏دادند.

مريم خاتمي به نظر شهيد صدوقي در خصوص راي مردم اشاره کرد و گفت: شهيد صدوقي تاکيد فراواني بر راي و نظر مردم داشتند و معتقد به حق حاکميت مردم بر سرنوشت خود بودند و با کساني‌‏ که ارزشي براي راي مردم قائل نبودند به شدت برخورد مي‌‏کردند.

وي تصريح کرد: شرايط اوايل انقلاب با زمان حاضر قابل مقايسه نيست ولي به نظر مي‌‏رسد اگر ايشان در مقطع فعلي حضور داشتند شايد نظرات ديگري در برخورد با مسائل کشور بيان مي‌‏کردند.

خواهر رئيس‌‏جمهور سابق کشورمان در ادامه گفت: در مقطع فعلي فرزند شهيد صدوقي توانسته ادامه دهنده راه ايشان باشد و وضعيت آرام شهر يزد به برکت مديريت فرزند شهيد صدوقي است

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم شهریور 1387ساعت 8 قبل از ظهر  توسط مانی  | 


دکتر خباز

نماینده مردم کاشمر در مجلس با بیان اینکه دولت نهم در مهار تورم عقب گرد داشته است، گفت: افزایش رشد نقدینگی از 70 هزار میلیارد تومان به نزدیک 150 هزار میلیارد تومان از عواملی است که رشد تورم در کشور دامن زده است. محمد رضا خباز افزود: طبق قانون برنامه چهارم توسعه ما باید از نظر تورم یک رقمی باشیم و براساس سند چشم انداز، دولت جمهوری اسلامی ایران در ابعاد اقتصادی باید به گونه ای عمل کند که در افق 1404 رتبه اول منطقه را داشته باشد. وی گفت: در ابتدای دولت نهم نرخ تورم 5/11 تا 12 درصد بوده است و هم اکنون به اعتراف خود بانک مرکزی تورم بالای 20 درصد و به نظر مرکز پژوهشهای اسلامی بالای 5/26 درصد است. خباز تصریح کرد: به این معنا دولت نه تنها از نظر مهار تورم موفق نبوده است بلکه عقب گرد هم داشته است. وی با بیان اینکه عده ای می گویند مقداری از تورم مربوط به تورم جهانی است، گفت: با بررسیهای صورت گرفته مشخص شده که 5/2 درصد از تورم مربوط به تورم جهانی است و مابقی در اثر ناکار آمدی ارکان اقتصادی کشور بوده است. خباز گفت: نقدینگی کشور در سال جاری باید به زیر 20 درصد می رسید در حالیکه نسبت به سال گذشته بیش از 43 درصد رشد داشته و این رشد نقدینگی به تورم دامن خواهد زد. وی گفت: در ابتدای دولت نهم رشد نقدینگی حدود 70 هزار میلیارد تومان بوده اما در حال حاضر نقدینگی نزدیک به 150 هزار میلیارد تومان و بیش از دو برابر رسیده است.

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم شهریور 1387ساعت 7 قبل از ظهر  توسط مانی  | 


خبرگزاری ایسکانیوز: فراکسیون حامیان ولایت امروز با درخواست جمعی از نمایندگان اصولگرا و تعدادی از نمایندگان اصلاح طلب مجلس از هیات رییسه تشکیل شد.
به گزارش روز سه شنبه خبرنگار باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران "ایسکانیوز"این نمایندگان در نامه ای به هیات رییسه مجلس نوشتند، ما که جمعی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی را تشکیل می دهیم خواستار تشکیل فراکسیون حامیان ولایت در جهت پیشبرد اهداف مجلس در راستای خط مشی مقام معظم رهبری هستیم و تقاضای اعلام موجودیت این فراکسیون را داریم.
نامه مذکور توسط این نمایندگان که بیشتر آنها اصولگرا و تعداد کمی از آنها نیز از نمایندگان اصلاح طلب از جمله خباز و پزشکان بودند با امضاهایشان موافقت خود را در زمینه ایجاد این فراکسیون اعلام کردند.
این فراکسیون در تاریخ 15 مردادماه 87 به امضای ناطق نوری رسید و رسما تشکیل شد./
+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت 11 بعد از ظهر  توسط مانی  | 


داستان دکترای افتخاری وزیر جدید کشور و پاسدار سابق ـ علی کردان ـ از سیر تا پیاز گفته شده است و نیاز به یادآوری ندارد. به‌علاوه، پرزیدنت دکتر احمدی‌نژاد، به تمام قیل و قال‌ها با دو کلمه جواب داد که برای «خدمتگزاری» نیازی به این کاغذپاره‌ها نیست!

در حاشیه جعلی بودن مدرک کردان

در زمانی که ملکه ثریا همسر شاه بود بختیاری‌ها در دربار و دولت نفوذ داشتند. یکی از خوانین که در محل می‌زیست و می‌شنید فلان خان وزیر و فلان خانزاده وکیل شده است راه افتاد، آمد به تهران و گریبان خویشاوند صاحب نفوذ خود را گرفت که برای پسرش لهراسب، فرمان حکومت اصفهان را از شاه بگیرد.خان صاحب‌نفوذ گفت برای حکومت (استانداری) دیپلم باید داشت، لهراسب که درس نخوانده و دیپلم نگرفته است.
متقاضی رنجید و به‌حال قهر و با تغیّر گفت «حالا که نوبت لهراسب رسید دیپلم اِخاهه؟!»



و باز، یک حکایت قدیمتر:
کریم‌خان زند ـ بلاتشبیه ـ مثل پرزیدنت احمدی‌نژاد از لایه‌های پایین اجتماع به مقام فرمانروایی و مملکتداری رسیده بود.زمانی که کریم‌خان جوان بود و در ملایر می‌زیست رفیقی داشت به‌نام خالو چهارشنبه (لرها مخرج صوتی «خ» ندارند و خالو ـ دایی ـ را «هالو» تلفظ می‌کنند). وقتی نادرشاه طایفۀ زند را به خراسان کوچانید، بین خالو کریم و خالو چهارشنبه افتراق افتاد.روزگاری گذشت و انقلاباتی در ایران رخ داد و خالو کریم، به‌عنوان وکیل‌الرعایا بر مسند پادشاهی نشست و شیراز را پایتخت خود قرار داد.

خالو چهارشنبه در کمال ناباوری این خبر را شنید و حال و حکایت با زنش بازگفت. عیالش او را تشویق کرد که به شیراز برود و رفیق سابقش را دیدار کند.خالو چهارشنبه چارق به‌پا کرد و کوله‌پشتی خود را بر دوش گرفت و روانۀ شیراز شد. در برابر قصر سلطنتی، نگهبانان راه بر او بستند که کیستی و چه می‌خواهی. گفت هالو چهارشنبه‌ام و می‌خواهم هالو کریم را ببینم!

سرنگهبان، بعد از پرس و جوی لازم، گزارش به کریم‌خان داد و کسب تکلیف کرد. کریم‌خان، خالو چهارشنبه را با اشتیاق پذیرفت و بر سر و صورتش بوسه زد و دستور داد او را به حمام بردند و جامه‌های نو پوشاندند.چند روزی گذشت و خالوچهارشنبه در قصر میهمان بود تا آن که کریم‌خان به او گفت چه می‌خواهی تا تو را به آرزویت برسانم.خالو چهارشنبه خواستار منصب شیخ‌الاسلامی لرستان شد.

کریم‌خان، منشی‌باشی را به حضور خواند و دستور داد خالو چهارشنبه را با خود ببرد و فرمان شیخ‌الاسلامی استان به نامش بنویسد و به دستش بدهد.منشی‌باشی اطاعت امر کرد. فرمان را نوشت و به دست خالو چهارشنبه داد تا بخواند و نظر بدهد. خالو گفت من سواد ندارم.منشی‌باشی گفت پس بمان تا بروم و فرمان را به مهر وکیل‌الرعایا برسانم.به‌نزد کریم‌خان بازگشت و اظهار تعجب کرد که چه‌طور می‌توان بیسوادی را به منصب شیخ‌الاسلامی گماشت. کریم‌خان گفت: اشکالی ندارد، یک فرمان هم برای سوادش بنویس!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت 10 بعد از ظهر  توسط مانی  | 


طومار الکترونیک دعوت از خاتمی

همه ایرانیان برای ایران

اگر شما هم دوست داريد سيد محمد خاتمي را در جايگاه رياست جمهوري كشورتان ببينيد و به هر دليل يا دلايلي معتقديد خاتمي بايد بيايد، مي‌توانيد با اقدامات زير «پويش دعوت از خاتمي» را ياري دهيد:

«طومار الكترونيكِ» دعوت از خاتمي براي نامزدي در انتخابات رياست جمهوري دهم را امضا كنيد و از دوستان خود بخواهيد كه به شما بپيوندند.

• از طريق اين لينك به عضويت در «پويش دعوت از خاتمي» درآييد و ما را در فعاليت‌هايمان ياري دهيد.

• وب‌سايت «موج سوم» را به دوستان خود معرفي كنيد و در خوانده‌شدن محتويات وب‌سايت توسط ايرانيان بيشتري به ما كمك كنيد.

• به طور منظم به سايت «موج سوم» سر بزنيد و با خواندن آخرين اخبار ديدارها، مصاحبه‌ها و يادداشت‌ها، خود را براي دفاع بهتر از ضرورت نامزدي خاتمي مجهزتر كنيد و بكوشيد آشنايان خود را براي همراهي با اهداف «پويش» قانع سازيد.

• اگر وبلاگ‌نويس هستيد دعوت «فراخوان پُست وبلاگ نويسي» را اجابت كنيد و با ذكر دلايل خود از آمدن خاتمي دفاع كنيد و لينك پست خود را از طريق آدرس mailto:khatamiblog@mowj.irبراي ما ارسال نماييد . اگر وبلاگ‌نويس نيستند ولي از دانشوران و فعالان سياسي و اهل انديشه و قلميد و در اين‌باره سخن شنيدني داريد نيز يادداشت‌هاي خود را از طريق آدرس فوق براي ما بفرستيد. گزيدة اين پست‌ها و يادداشت‌ها در اين وب‌سايت و در روزنامه‌هاي معتبر و سراسري كشور منتشر خواهند شد.

• در نشست‌ها و همايش‌هاي پويش كه پيشاپيش در اين وب‌سايت اعلام خواهند شد شركت كنيد.

• اگر صاحب وبلاگ يا وب‌سايت هستيد، لوگوي تبليغي پويش را در وبلاگ يا سايت خود درج كنيد.

• اگر عضو تشكل يا گروه خاصي (انجمن‌هاي اسلامي دانشجويان دانشگاه‌هاي كشور، و ديگر تشكل‌ها، نهادهاي مدني و گروه‌هاي سياسي) هستيد، بكوشيد حمايت تشكل متبوع خود را از نامزدي خاتمي جلب كنيد و در صورت تصويب رسمي اين حمايت در تشكل خود، نام تشكل يا گروه‌تان را به همراه مشخصات و شماره تلفن‌تان به آدرس mailto:supportkhatami@mowj.irارسال كنيد.

• اگر پيشنهادي داريد كه در شرايط فعلي و با امكانات موجود قابل اجرا است و ما را در نزديك‌شدن به هدفمان (افزايش احتمال نامزدي خاتمي) ياري مي‌كند، از طريق آدرس mailto:tarhepouyesh@mowj.irبا ما در ميان بگذاريد و در اجرايش ما را ياري دهيد.

• اگر صاحب رسانه هستيد (چه روزنامه و گاه‌نامه‌هاي مكتوب و چه وب‌سايت و وبلاگ) با بازنشر محتويات اين وب‌سايت با ذكر منبع، صدا و ادلة‌ مدافعان نامزدي خاتمي را به گوش كسر برزگتري از ايرانيان برسانيد.

با مهر و توكل بر خدا

«پويش (كمپين) دعوت از خاتمي»

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 6 بعد از ظهر  توسط مانی  | 


محمد رضا خبازنماينده مردم كاشمر، بردسكن و خليل آباد در مجلس شوراي اسلامي در پاسخ به سوال يكي از روستاييان بردسكن گفت: در بحث ارجاع بيمه هاي روستايي متاسفانه سيستم ارجاع دفترچه ها، نقص قانوني دارد و بايد در مجلس اين موضوع مطرح و بازنگري شود. به گزارش خبرنگار ما محمدرضا خباز كه براي بازديد به ميان اهالي ٥ روستاي بردسكن رفته بود، به همراه بخشدار مركزي و جمعي از مسئولان اجرايي اين شهرستان با اهالي روستاهاي آهوبم، سير، خانقاه و خوشاب از توابع بخش مركزي و اهالي روستاي كلاته جمعه از توابع بخش انابد شهرستان بردسكن ديدار كرد و از نزديك در جريان مسائل و مشكلات مردم اين روستاها قرار گرفت.اهالي اين روستاها در رابطه با بحث جاده، تامين آب شرب، اجراي طرح هادي روستا، جبران خسارت ناشي از سرمازدگي و خشكسالي، وضعيت بهداشت و درمان و بحث دفترچه هاي بيمه و مشكل ارجاع دفترچه هاي بيمه، وضعيت امنيت، لاي روبي قنات ها و احداث كانال هاي آبياري، پوشش تلفن همراه و وضعيت شبكه هاي آب رساني سوالاتي را مطرح كردند و از نماينده مردم و مسئولان خواستند در اين رابطه تدابير لازم را بينديشند.

در اين سفرها نماينده مردم ترشیز کهن در مجلس شوراي اسلامي خدمت كردن به مردم را خدمت كردن به دين و امام زمان (عج) دانست و گفت: مسئولان وظيفه دارند مشكلات مردم را به طور دقيق مورد بررسي قرار دهند و در حد توان خود مشكلات آنان را برطرف كنند.محمد رضا خباز در جمع اهالي روستاي كلاته جمعه از توابع بخش انابد بردسكن گفت: با توجه به اين كه اين روستا در نزديكي معدن مس تكنار قرار گرفته مي تواند به عنوان ستاره درخشاني در اين منطقه بدرخشد. وي به مشكل آب شرب اين روستا اشاره كرد و گفت: مسئولان بايد از سخن گفتن بي مورد پرهيز كنند و كمر همت را براي خدمت كردن به مردم ببندند. وي از مسئول اداره آبفاي روستايي خواست مشكل آب اين روستا را برطرف و به اندازه نياز مردم آب را با تانكر به اين روستا حمل كند. وي همچنين گفت: عامل توسعه هر منطقه اي جاده مي باشد كه مي طلبد مسئولان امر جاده اين روستا را تسطيح و آسفالت كنند. وي در جمع مردم روستاي آهوبم حضور پيدا كرد و از نزديك مشكلات و نيازهاي مردم را مورد بررسي قرارداد و از مسئولان مربوطه خواست به سوالات مطرح شده پاسخ دهند

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم شهریور 1387ساعت 7 قبل از ظهر  توسط مانی  | 


عضو فراکسيون اقليت مجلس گفت: مهمترين ويژگي دولت شهيد رجايي و شهيد باهنر ساده دکتر خباززيستي آنها به معناي واقعي است.

محمدرضا خباز عضو فراکسيون اقليت مجلس شوراي اسلامي در گفتگو با خبرنگار سياسي برنا گفت: اولين ويژگي شهيد رجايي و شهيد باهنر ساده زيستي آنها به معناي واقعي است و رجايي از جمله کساني بود که بيشترين نفع را به حال جامعه و کمترين بهره را از بودجه عمومي داشت.

وي صداقت و راستي را دومين ويژگي شهيد رجايي خواند و افزود: رجايي سعي داشت به مردم صادقانه واقعيت هاي جامعه را بيان کند و هيچ زماني آمار غير واقعي نمي داد چراکه مي دانست ارائه آمار غير واقعي ممکن است مردم را به ظاهر سرگرم کند اما آثار منفي بسيار بدي به دنبال خواهد داشت.

خباز افزود: به ياد دارم شهيد رجايي اعلام کرد که هيچ کس در دولت من در ميان وزراء نبايد حقوقش از 16 هزار و 500 تومان افزايش پيدا کند .

وي افزود: او به مديرانش مي گفت اول بايد از خودتان شروع کنيد ضمن اينکه خودش هم با همان روش زندگي کرده بود.

وي با بيان اينکه هم طراز بودن رجايي با مردم از ويژگي هاي برجسته او بود، تصريح کرد: رجايي از جنس خود مردم بود البته مردم سابقه مديريت شهيد رجايي را در آموزش و پرورش داشتند زيرا مدتي وزير آموزش و پرورش بود و در آن مدت تمام تلاش خود را براي بالا بردن سطح جامعه به کار برد.

اين نماينده مجلس در ادامه در مقايسه دولت ها با دولت رجايي اظهارداشت: هر يک از دولت هاي بعد از دولت شهيد رجايي به نوعي به کشور و جامعه خدمت کردند و ما خوشحاليم که برايند مديريت کشور ما مديريت سالمي است و لي هرکدام از دولت ها در مقايسه با دولت شهيد رجايي داراي کمبودهايي هستند به نظر بنده عالي ترين نوع مديريت، مديريت دولت شهيد رجايي است که اگرچه کوتاه بوده اما او مديريتي کاملا الهي، معنوي و مکتبي داشت .

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم شهریور 1387ساعت 11 بعد از ظهر  توسط مانی  | 


خاتمی پاینده   رئیس جمهور آیندهسرمقاله عصر نو - شماره ۷۶

با نزديك شدن به انتخابات رياست جمهوري سال آينده، اقتدارگرايان براي تداوم تسلط بر عرصه قدرت سياسي و اجرايي و منابع اقتصادي كشور تلاش خود را افزايش داده اند و بديهي است كه تكنيك هاي مربوط به آنچه كه در انتخابات سال هاي اخير « مهندسي انتخابات » ناميده شده در دهمين انتخابات رياست جمهوري نيز از سوي پايه گذاران اين روش و روزی خورندگان آن به كار گرفته شود و همگان سعي اقتدارگرايان را در برگزاري يك انتخابات غير رقابتي و نمايشي ديگر شاهد باشند. در اين ميان وظيفه جناح اصلاح طلب حضور با هدف پيروزي و ناكام گذاشتن اين نوع انتخابات است. به بيان جديتر معرفي كانديدايي كه انتخابات مهندسي شده را به ناكامي بكشاند و حسرت تداوم قدرت را بر دل مهندسين آن بگذارد رسالت همه علاقمندان به سرنوشت كشور و نظام و خصوصا اصلاح طلبان و نيروي مستقل در انتخابات رياست جمهوري آينده است.
براي توضيح بيشتر ضروري است تبيين مختصري از عبارت «مهندسي انتخابات» به دست داده شود و در ضمن آن به انتخابات سالهاي اخير اشارهاي كوتاه صورت گيرد.
انتخابات مهندسي شده به نوعي از انتخابات گفته ميشود كه اولياي امور و برگزاركنندگان آن با استفاده از قدرت اجرايي و اعمال نفوذ از طرق سخت افزاري فضا و مراحل انتخابات را به نحوي طراحي و عملياتي كنند كه از دل آن به نتيجه مطلوب و هدف از پيش تعيين شده خود نائل نشوند.
(گفته اند دموكراسي روشي است معين با نتايج نامعين. پنجره را كه باز كنيم هم هواي تازه وارد اتاق ميشود و هم خرمگس. طبق اين تعريف دموكراسي ماهيتاً «غيرقابل پيش بيني» و طبعاً «مخاطره آميز» است. اما به لحاظ نرم افزاري و با كار فكري و فرهنگي و از طريق رشد آگاهي هاي سياسي و اقناع افكار عمومي و بدون بهره گيري از ساز و كارهاي اجرايي و ابزار حكومتي ميتوان نقض تعريف فوق را اثبات كرد. با همسو ساختن افكار جامعه با خويش مي توان احتمال خطرآفريني دموكراسي را كاهش داد به نحوي كه ماهيت اين مفهوم از بين نرود و در حاكميت مردم خللي وارد نشود. لذا آنچه مذموم است دخالت حاكمان و دستگاههاي حكومتي در انتخابات و اعمال قدرت ايشان از مجاري اجرايي و دولتي است نه حاكميت بر قلوب و همراه ساختن فكرها با خود).
پديده مهندسي انتخابات در ايران به آن گونه كه در سالهاي اخير ظهور يافته از شدت گرفتن تخريب هاي جناح اقتدارگرا عليه جريان هاي اصلاح طلب و مستقل در آستانه انتخابات آغاز ميشود. مسئوليت انجام اين مرحله به صدا و سيما و رسانه هاي جريان ضد اصلاحات محول شده كه بيشتر آنها دولتي و وابسته به بيت المال هستند. در مرحله بعد هيات هاي اجرايي و نظارت بر انتخابات، كانديداهاي اصلاح طلب مطرح و مستعد پيروزي را رد صلاحيت ميكنند و به نامزدهايي كه احتمال رأي آوريشان اندك است، مجال حضور در انتخابات را مي دهند تا فرد مطلوبشان در يك «نمايش رقابت» به پيروزي برسد. مهندسي انتخابات در اين مرحله شعبده ديگري نيز ارائه ميكند: مثلاً اگر در يك حوزه انتخابيه راهيابي يك كانديداي «اصولگرا»ي خاص به مجلس هدفگذاري شده باشد و تعدد كانديداهاي «اصولگرا»، رأي اصولگرايان آن حوزه را در معرض شكنندگي قرار داده باشد، مهندسي انتخابات در ردصلاحيت و حذف بقيه كانديداهاي اصولگرا درنگ نميكند. اين طرح ها تا كنون در دو انتخابات مجلس هفتم و هشتم عملياتي شده و بيش از دو سوم تركيب دو مجلس پيش از برگزاري انتخابات مشخص شده بود. در مورد انتخابات رياست جمهوري نيز آنگونه كه در دوره نهم اتفاق افتاد بازي هاي هدفدار اقتدارگرايان كانديداي اصلاح طلبان پيشرو را ابتدا ردصلاحيت كرد و سپس او را به انتخابات بازگرداند كه ايجاد چنين تعليقي در روند انتخابات و تصميم گيري هواداران اصلاحات تاثير منفي گذاشت.
در مرحله بعد، در خلال فعاليتهاي انتخابات و در آستانه انتخابات، اقتدارگرايان با استفاده بي حد و حصر از صدا و سيما، مساجد و ارگانهاي خبري دولتي، تخريبها عليه جناح اصلاحات را با شدت بيشتري پي مي گيرند و بالاخره در روز انتخابات تشكيلات سازماندهي شده برخي از نهادهاي حكومتي متشكل از نظار شوراي نگهبان، نمايندگان وزارت كشور و ديگر افراد ذيربط و بيربط وابسته به برخي نهادها و حاضر در شعب اخذ رأي در هنگام رأي گيري و شمارش آرا در غياب نمايندگان نامزدها و در محيطي عاري از نظارت به نحوي عمل ميكنند كه تصور سلامت انتخابات را به كلي مخدوش ميكند. اقتدارگرايان – صرف نظر از انتخابات خبرگان كه مختصات منحصر به خود را دارد – تاكنون دو انتخابات شوراهاي سوم و مجلس هشتم را برگزار كردهاند كه از نظر شاخص هايي چون سلامت رأي گيري، شمارش آرا و اعلام نتايج يكي از ديگري مساله دار تر و مبهمتر است.
آنچه كه مختصراً مورد اشاره قرار گرفت «انتخابات» از نوع «مهندسي شده» بود كه قطعاً هماوردي با آن كار افرادي است كه از تخريبها نهراسند، ردصلاحيتشان براي حاكميت هزينه فراوان در پي داشته باشد و نيز تهديد به ردصلاحيت در تصميم گيريشان تاثير نگذارد، وجوه شخصيتي و فكريشان انگيزههاي فسرده را احيا كند و جامعه را به حركتي ديگر از جنس دوم خرداد راغب سازد و حضورشان در انتخابات با چنان استقبالي از سوي مردم مواجه شود كه تقلب گسترده و مهندسي انتخابات هم توان بلااثر كردن آن را نداشته باشد. نامزد اصلاحطلبان در انتخابات آتي بايد بتواند تمام مراحل انتخابات مهندسي شده و نيز تعليقها و ترفندهاي محتمل پيشبيني نشده را خنثي كند.
2- تهديد سيدمحمد خاتمي به ردصلاحيت از سوي نماينده ولي فقيه در موسسه كيهان و چند تن از شاگردان محمد تقي مصباح یزدی و هواداران احمدي نژاد مويد هراس آنان از حضور وي در انتخابات آتي رياست جمهوري است. چه، خاتمي از چنان تشخصي برخوردار است كه ردصلاحيتش براي حاكميت گران تمام ميشود و چنان مقبول است كه شكست انتخابات مهندسي شده و رئيس جمهور مطلوب اقتدارگرايان در مصاف با او از امروز قابل پيش بيني باشد. هيچ يك از مراحل و تكنيكهاي مهندسي انتخابات در انتخاباتي كه خاتمي يك طرف آن است كارگشا نيست و خاتمي باطل السحر اين نوع انتخابات است. نكته اي كه اقتدارگرايان به آن پي برده اند و چون در تخريب «خاتمي نامزد انتخابات» منفعتي نمي بينند و نيز به سنگين بودن هزينه ردصلاحيت او واقفند با هدف عقب نشيني و اعلام انصراف او از كانديداتوري بحث ردصلاحيتش را مطرح كرده اند. اين اتفاق – در صورت وقوع – دو موفقيت براي اقتدارگرايان در پي دارد: تهديدي متوجه كارايي و اثربخشي انتخابات مهندسي شده نميشود و ميوه اين نوع انتخابات رياست جمهوري خود را تمديد يافته مي بينند و دوم آنكه كانون قدرت هزينه ردصلاحيت خاتمي را متحمل نميشود.
3- با توجه به اينكه تهديد به ردصلاحيت خاتمي به صورت جدي ابتدا از سوي شخص منصوب مقام رهبري در روزنامه كيهان و يكي از نزديكان دفتر ايشان صورت گرفته است. اين پرسش جدي به وجود مي آيد كه آيا شريعتمداري براساس تمايلات خود قادر به ديدن رياست جمهوري مجدد خاتمي نيست و موضع شخصي خود را در اين زمينه واگويه كرده يا از موضع ناصب خود در اين زمينه سخن ميگويد و ردصلاحيت خاتمي يا ممانعت بي سر و صدا و بي هزينه از ورود او به عرصه انتخابات منويات مقام رهبري است؟
به نظر ميرسد صواب و مصلحت آن باشد كه فرض دوم هر چه سريعتر از سوي مراجع ذيربط باطل اعلام شود.
كاملاً مفروض و بديهي است كه شوراي نگهبان در بررسي صلاحيت نامزدهاي انتخابات رياست جمهوري بدون هماهنگي با رهبري عمل نميكند.
4- اقتدارگرايان از شنيدن اين جمله كه «فقط خاتمي ميتواند احمدي نژاد را شكست بدهد» ذوق زده مي شوند و آن را اذعان اصلاح طلبان به اعتبار و محبوبيت رييس دولت اعلام ميكنند. در حالي كه منظور متكلم از احمدي نژاد در اين جمله نه شخصيت حقيقي و حقوقي محمود احمدي نژاد، رئيس دولت نهم، بلكه «محصول و برآيند مهندسي انتخابات» است. اقتدارگرايان نيك مي دانند بسته به صلاحديد كانون قدرت افراد در معرض تغييرند. افراد اهميتي ندارند خصوصاً اگر در دوران دولتمردي شان كشور با زحمات و مشكلات سهمگيني مواجه شده باشد و جناح متبوعشان لطمات حيثيتي فراواني ديده باشد. مهم نبرد با پديده «انتخابات مهندسي شده» و شكست دادن طراحان آن است و تعداد كثيري از چهره هاي جناح اصلاحات از اين ظرفيت برخوردارند، مشروط به اينكه شوراي نگهبان رفتار جناحي خود را كنار بگذارد و برخورداري بي رويه جناح استبداد طلب از مواهب حكومتي كاهش يابد و انتخابات در فضايي نسبتاً برابر برگزار شود. در چنين شرايطي شكست چهره هايي رشيدتر، كارآمدتر و خوشنام تر از رئيس جمهور فعلي براي چهره هاي اصلاح طلب به راحتي مقدور خواهد بود. به بيان صريحتر شخص احمدي نژاد در تحليل فوق اهميت و موضوعيت ندارد، مهم غلبه بر كانديداي مطلوب قدرت است، كاري كه خاتمي از پس آن برميآيد.
5- تاكنون چند تن از دوستان اصلاح طلب يا نزديك به جناح اصلاحات حركت هايي را براي كانديداتوري در انتخابات رياست جمهوري آغاز كرده اند اما حركت هيچ يك خشم و غضب اقتدارگرايان را به دنبال نداشته است، اما طرح كانديداتوري خاتمي در انتخابات آتي و استقبال افكار عمومي و فعالان سياسي و نخبگان كشور از اين موضوع و عدم تكذيب آن از سوي شخص وي – چنان كه ذكر شد – تاكنون منجر به بروز و واكنش هايي تهديدآميز از طرف چهره هاي اقتدارگرا شده است. اين موضوع از چه طرح و تحليلي حكايت ميكند؟ آيا جز اين است كه استبدادطلبان حضور خاتمي را به معني شكست خود ميدانند و با تهديد به ردصلاحيت او براي منصرف ساختنش تلاش ميكنند؟ ترس جناح اقتدارگرا از خاتمي چه منشايي دارد؟ مخاطب اين پرسشها در درجه اول برخي از دوستان همراهي است كه به دوران رياست جمهوري خاتمي ايرادهاي غير واقعبينانه مي گيرند و او را به مماشات با قدرت و بي تفاوتي و عدم دفاع محكم از حقوق مردم، فعالان سياسي، زندانيان و... متهم ميكنند. آنها بايد براي اين پرسش پاسخي فراهم كنند كه چرا شاخكهاي جناح اقتدارگرا حال كه احتمال حضور خاتمي در انتخابات افزايش يافته علامت خطر ميدهد و به واكنش وادارشان ميكند؟ حجم تهديدها و تخريب ها عليه خاتمي پايمردي او در پيگيري مطالبات مردم را نشان نميدهد؟ طراحان و مجريان تخريبها براي كار خود هدفي ندارند؟
6- متهم كردن خاتمي به بي صلاحيتي از سوي حاميان احمدي نژاد يك طنز مضحك است.
نماينده ولي فقيه در روزنامه كيهان آنجا كه مينويسد: «... دوران رياست جمهوري آقاي دكتر احمدي نژاد بعد از دوران رياست جمهوري آقا، مطلوبترين بوده و هست و نگارنده بي ترديد براي دور دوم به عنوان يك شهروند معمولي به ايشان رأي خواهم داد و در ميان كساني كه احتمال كانديداتوري آنها مي رود كسي را شايسته تر از ايشان نمي شناسم...» (كيهان، 16/5/87). نشان می دهد که درك درستي از «مطلوبيت» و «شايستگي» ندارد و نسبت به معناي اين واژه ها توجيه نيست، يا هراس از بازگشت اصلاح طلبان بر شدت مجيزگويي هاي او نسبت به احمدي نژاد و دولت نهم افزوده است.
به هر حال بايد متوجه بود كه اقتدارگرايان پس از سه سال حكمراني بلامنازع و در اختيار داشتن تمامي ظرفيتهاي حكومت و منابع فراوان اقتصادي عملكردي از خود به جا گذاشته اند كه متعصبترين چهره هاي اصولگرا امروز در صف جديترين منتقدين دولت و عملكرد سياسي و اقتصادي آن ايستاده اند.
پس از سه سال حكمراني در قالب حاكميت يك دست و به بارآوردن نابساماني هاي فراوان در عرصه هاي اقتصاد سياست خارجي، فرهنگ و... طبيعتاً اقتدارگرايان از طرف افكار عمومي در جايگاه متهم مي نشينند. آنها تلاش ميكنند كه از اين جايگاه برهند و اين قابل تحقق نيست مگر اينكه به هيات شاكي و مدعي درآيند، فرافكني كنند، گذشتگان را مقصر ناكاميها جلوه دهند، افراد مطرح براي رياست جمهوري را تخريب كنند، به بي صلاحيتي متهم كنند تا كسي به بي صلاحيتي متهمشان نكند، براي رقيب اتهامات جعلي و واهي رديف كنند تا كسي ويرانيهاي سه سال اخير را به رويشان نياورد. آنها دست پيش گرفتهاند كه پس نيفتند. تقلايي كه نتيجه نخواهد داد.

+ نوشته شده در  جمعه هشتم شهریور 1387ساعت 0 قبل از ظهر  توسط مانی  | 


خبرگزاري فارس: عضو شوراي مركزي حزب اعتماد ملي گفت: تدوين قانون جامع انتخابات باعث مي‌شود هر كسي به خود اجازه ندهد كانديداي رياست جمهوري شود.دکتر خباز

محمدرضا خباز عضو شوراي مركزي حزب اعتماد ملي در گفتگو با خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس، با اشاره به ضرورت بازنگري و اصلاح قانون انتخابات رياست جمهوري، گفت: بر مبناي قانون اساسي رئيس جمهور دومين شخصيت كشور محسوب مي‌شود و به خاطر همين جايگاه رفيع شخصي كه مي‌‌خواهد كانديداي رياست جمهوري باشد، بايد داراي ويژگي‌هاي خاصي باشد.
نماينده مردم كاشمر در مجلس هشتم در ادامه اظهار داشت: رئيس جمهور علاوه بر آنكه رئيس هيئت دولت و ناظر وزرا است، داراي سمت‌هاي مهم و حساس ديگري چون رئيس شوراي عالي امنيت ملي، رئيس شوراي عالي انقلاب فرهنگي، رئيس شوراي عالي اقتصاد و... است كه به نوعي سكان هدايت كشور را در دست دارد و مدير اجرايي كشور محسوب مي‌شود.
خباز با اشاره به لزوم تغييرات در قانون انتخابات رياست جمهوري، افزود: تدوين قانون جامع انتخابات باعث مي‌شود هر كسي به خود اجازه ندهد براي اين جايگاه رفيع خود را معرفي كند، در انتخابات نهم رياست جمهوري شاهد اين معضل بوديم و خيلي از آنها ادعا مي‌كردند كه چون بي‌كار هستيم كانديداي رياست جمهوري شده‌ايم كه اين زيبنده جمهوري اسلامي نيست.
عضو شوراي مركزي حزب اعتماد ملي در ادامه سخنان خود افزود: اين قانون موجب خواهد شد تا بيش از ده پانزده نفر به خود اجازه ندهد كه در اين عرصه حضور يابند و مسلما اين افراد داراي ويژگي‌هاي وارسته‌اي خواهند بود و مي‌توانند از جريان اصلاح‌طلب و يا از جريان اصولگرايان باشند كه در نهايت به سود نظام خواهد بود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم شهریور 1387ساعت 6 بعد از ظهر  توسط مانی  | 


دکتر خبازمعادن غني شهرستان بردسكن به ويژه معدن مس تكنار اين شهرستان، با وجود ١٢ سال پي گيري هنوز ناشناخته و گمنام است. مسئولان وزارت صنايع و معادن كشور هنوز باور ندارند كه معدن مس تكنار بردسكن يكي از معادن غني ايران است.

لذا توجه و اختصاص اعتبار براي بهره برداري از اين معادن غني و منحصر به فرد، درحد مطلوب نيست.

معدن مس بردسكن كه ذخيره آن ٥٠٠ هزار تن برآورد شده است، در ٢٨ كيلومتري جنوب غربي بردسكن و در روستاي «كلاته جمعه» قرار دارد.

نماينده مردم كاشمر بردسكن و خليل آباد، در بازديد از اين معدن گفت: مسئولان وزارت صنايع و معادن از اهميت اين معدن بي اطلاع هستند و باورشان نيست كه معدن مس تكنار بردسكن يكي از معادن غني ايران اسلامي است.

وي با اعلام اين كه راه نجات كشور اتكا به نفت نيست بلكه توجه به معادن است، افزود: خوشبختانه منطقه كاشمر و بردسكن را يك كمربند مس فرا گرفته و دولت بايد در اين رابطه كارهاي مطالعاتي بيشتري انجام دهد.

«محمدرضا خباز» گفت: تا وقتي كه دولت روي معادن منطقه مطالعه نكند هيچ كس در منطقه سرمايه گذاري نمي كند. عضو كارگروه صنعت و معدن خراسان رضوي گفت: معدن مس تكنار بردسكن يكي از معادن قديمي اين منطقه است كه سابقه فعاليت آن به قبل از انقلاب برمي گردد.

وي گفت: بعد از اين كه اين معدن تحويل شركت احياي صنايع خراسان شد قول دادند كه در منطقه كار فرآوري انجام و شمش مس توليد شود ولي متاسفانه با گذشت ١٢ سال از اين فعاليت، هنوز كار آن چناني در اين معدنصورت نگرفته است. عضو كميسيون اقتصادي مجلس  شوراي اسلامي گفت: اگر شركت احياي خراسان نمي تواند سرمايه گذاري كند، بايد از يك سرمايه گذار ديگر دعوت كنيم تا هرچه سريع تر معدن از اين حالت خارج شود.

نماینده مردم ترشیز کهن گفت: با سرمايه گذاري قطره چكاني در اين معدن كار به جايي نخواهد رسيد مگر اين كه خود دولت فازهاي يك و دو معدن را مطالعه كند تا بعد سرمايه گذار بتواند مراحل بعدي را انجام دهد. خباز افزود: درحال حاضر به ازاي هر تن كنسانتره در اين معدن، ١٨ گرم مس توليد مي شود و از طريق روش لچينگ به ازاي هر تن، ٧٠ گرم مس به وجود مي آيد.

دکتر خباز معدن مس تكنار بردسكن را غني ترين معدن مس در كشور دانست و گفت: بايد چند كار اساسي در اين معدن انجام شود: اولا خود وزارت صنايع و معادن از نظر اعتبارات به اين معدن كمك كند و كارهاي مطالعاتي آن را انجام دهد. ثانيا مشكل  آب معدن بايد به طريقي حل شود چرا كه دركار اين معدن، آب از ضروري ترين بحث هاست.

در اين بازديد مديرعامل معدن مس تكنار بردسكن، گزارشي از كارهاي انجام شده را بيان كرد. مهندس «مجتبي زاده» بحث اكتشاف از اين معدن را يكي از اولويت هاي كاري اعلام كرد و گفت: با برنامه ريزي هايي كه انجام شده در سال جاري مبلغ ٥٠٠ ميليون تومان براي بحث حفاري و كار استخراج در اين معدن هزينه خواهد شد. وي گفت: درنظر داريم ظرفيت كارخانه فرآوري معدن را از ١٥٠ تن در روز تا پايان امسال به ٣٦٠ تن برسانيم.

به گفته وي طي سال گذشته تاكنون بيش از ٢٨٠ تن كنسانتره به معادن سرچشمه كرمان حمل شده كه براي اين معدن ٢٨٠ ميليون تومان ارزش افزوده داشته است.

مجتبي زاده افزود: ٤٠درصد سهام اين معدن توسط سازمان بازنشستگي كشور خريداري، ٤٨ درصد آن مربوط به شركت صنايع احياي خراسان و ١٢درصد آن مربوط به افراد ديگر است. وي افزود: اگر اين معدن راه اندازي شود مي تواند منشاء تحول، از لحاظ اقتصادي و اشتغال در منطقه و براي منافع كشور مفيد باشد.  

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت 9 قبل از ظهر  توسط مانی  | 


خباز درگفت‌وگوباايسنا: دکتر خباز
*
نقد بايد خيرخواهانه‌ و براي اصلاح امور باشد

*
فرمايشات مقام معظم رهبري بيان واقعيات موجود كشور و دولت است

يك عضو فراكسيون خط امام(ره) در مجلس هشتم درباره فرمايشات مقام معظم رهبري در ديدار با اعضاي هيات دولت گفت:« اين فرمايشات مقام معظم رهبري مانند سنوات گذشته حاكي از بيان واقعيت‌هاي موجود كشور و دولت است و هم امام(ره) و هم مقام معظم رهبري هميشه سعي داشتند كه از دولت‌ها حمايت كنند، تا آنها در انجام وظايف خود موفق باشند

محمدرضا خباز در گفت‌وگو با خبرنگار پارلماني خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، با بيان اين مطلب ادامه داد:« دستگاه اجرايي كه اجراي امور كشور را بر عهده‌ دارد و همه مردم نيز با آن سرو كار دارند، حتما با حمايت رهبري مي‌تواند موفقيت‌هاي بيشتري كسب كند.»

وي با اشاره به ويژگي‌هايي كه مقام معظم رهبري براي دولت نهم برشمردند، گفت:« در اين ديدار مقام معظم رهبري عنوان كردند كه به دليل اين ويژگي‌ها بايد بيشتر از دولت حمايت شود.»

نماينده مردم كاشمر و بردسكن در مجلس با بيان اين‌كه دولت نهم در مبارزه با فساد اقتصادي از جرات بيشتري برخوردار است، گفت:« مبارزه با فساد اقتصادي، يك جرات و همت ويژه مي‌خواهد كه اين دولت از آن برخوردار است، البته مقام معظم رهبري به اين نكته نيز اشاره كردند كه داشتن اين جرات به معناي انجام كامل وظيفه نيست، اما همين همت مبارزه با آنها جاي تقدير دارد

وي متذكر شد:« البته نكته ديگر سخنان مقام معظم رهبري اين بود كه حمايت از دولت به معناي نبود نقص‌ها نيست، زيرا خود به خود قوه مجريه مشكلاتي دارد و در برخي از مواقع ناكامي‌هايي داشته است، بنابراين حمايت‌هاي مقام معظم رهبري از دولت به معناي بي‌نقص بودن دولت نيست.»

اين عضو فراكسيون خط امام(ره)، با بيان اين‌كه ما نيز بايد دولت را حمايت كنيم، تا نقايصش را برطرف كند، خاطرنشان كرد:« در بحث تورم مقام معظم رهبري عنوان كرده بودند كه مقداري از آن در اثر تورم جهاني است، و مقدار ديگر با راهكارهاي داخلي قابل مهار شدن است، بنابراين دولت بايد با ابزارهايي كه در اختيار دارد، راهكاري جهت كنترل آن در نظر بگيرد، زيرا در حال حاضر مردم از اين تورم رنج مي‌برند.»

خباز با اشاره به طرح تحول اقتصادي كه مقام معظم رهبري از آن به عنوان طرح خوبي ياد كردند، ادامه داد:« اين طرح در سند چشم انداز و برنامه 5 ساله ديده شده است و از اين نظر حائز اهميت است كه كار بسيار مهمي است، اما خود مقام معظم رهبري نيز تاكيد داشتند كه نبايد براي دستيابي به اين كار مهم، عجله صورت گيرد و هم‌چنين نبايد براي رسيدن به هدفمند كردن يارانه‌ها عجله كرد و بايد به دقت و درايت و به دور از شتاب زدگي، اين كار انجام شود.»

نماينده مردم كاشمر و بردسكن گفت: « مقام معظم رهبري عنوان داشتند كه ممكن است براي اجرايي شدن قسمتي از اين طرح، تورم به وجود آيد كه بايد زودتر راهكار آن پيش‌بيني شود.»

وي در مورد بخش ديگري از سخنان مقام معظم رهبري مبني بر اين‌كه در سال آخر دولت‌ها انتقادهايي صورت مي‌گيرد كه نبايد آن انتقادها به تخريب تبديل شود، گفت:« حضرت علي‌(ع) نيز فرموده‌اند كه كاري نكنيد كه موجب تهمت بشود، بنابراين ما نبايد دست به روشي بزنيم كه مورد انتقاد قرار بگيريم

مخبر كميسيون اقتصادي مجلس با بيان اين‌كه نفس خدمت، انتقاد را به دنبال خود دارد، افزود:« ديكته نانوشته‌ غلط ندارد، اما مهم آن است كه كساني كه نقد مي‌كنند با چه نيتي اين كار را انجام مي‌دهند، آيا نيت‌شان خيرخواهانه و يا شيطاني است.»

وي گفت:« كساني كه به كشور و نظام علاقه‌مند هستند بايد كاري كنند كه انتقادات عالمانه و سازنده باشد، نه انتقاداتي كه از روي هواي نفس سرچشمه مي‌گيرد، طبيعي است كه وقتي دولت مي‌خواهد عوض شود، كساني كه مي‌خواهند راي و نظر مردم را به سمت خود جلب كنند، خود به خود از دولت انتقاد مي‌كنند.»

نماينده مردم كاشمر در مجلس با اشاره به انتقادهاي صورت گرفته از سوي رييس جمهور نسبت به دولت‌هاي گذشته در زمان تبليغات انتخابات دولت نهم عنوان كرد:« خود آقاي احمدي‌نژاد نيز از همين روش استفاده كردند و ديگران هم از اين روش استفاده خواهند كرد و در كشور چنين چيزي رسم است، اما خوب است كه نقد، خيرخواهانه‌ و براي اصلاح امور و الهي باشد، نه براي تخريب شخصيت‌ها؛ بنابراين معتقدم بايد در انتقاد‌ها بيشتر به تكليف و رضاي خدا فكر كنيم

خباز در پايان گفت:« اگر هدف‌مان الهي باشد، بايد براي آن ابزار الهي پيدا كنيم و نقدي كه از روي دلسوزي و انگيزه‌ي معنوي باشد خود به خود اجر خواهد داشت، و نقدي كه از روي هواي نفس و دلخوش كردن خود باشد، حتما در آينده پشيماني به بار خواهد آورد.»

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 2 بعد از ظهر  توسط مانی  | 


مدال طلای یک اصلاح طلب ،
مرهمی برای کاروان ورزشی ایران
+
پیام تبریک خاتمی

نواندیش: هادی ساعی تکواندو کار ایرانی با غلبه بر حریف ایتالیایی خود ، تنها مدال طلای کاروان ورزشی ایران در المپیک پکن را بدست آورد.

هادی ساعی توانست در یک رقابت نفس گیر بر حریف ایتالیایی خود غلبه کند.

گفتنی است علاوه بر مدال طلای هادی ساعی (عضو اصلاح طلب شورای شهر تهران) کاروان ورزشی ایرای تاکنون 1مدال برنز نیز بدست آورده است.

رييس‌جمهور پيشين ايران در پيامي خطاب به هادي ساعي كسب مقام قهرماني در المپيك پكن را به وي تبريك گفت.


به گزارش  دفتر حجت‌الاسلام و المسلمين سيدمحمد خاتمي، متن كامل اين پيام بدين شرح است:

بسم‌الله الرحمن الرحيم


مرد بزرگ اخلاق، ورزش و انسانيت پهلوان هادي ساعي!


پيروزي درخشان شما در المپيك پكن و كسب عنوان بزرگ‌ترين قهرمان المپيك تاريخ ايران به شما و ملت بزرگواري كه دامان پاكش پرورش‌گاه بزرگاني چون شماست، مبارك باد.


شما شايسته‌ي اين پيروزي بوديد؛ ملت بزرگوار مستحق شادي در بلندي ناشي از اين افتخار است. برايتان سلامتي و بهروزي از درگاه خداوند مسئلت دارم.

+ نوشته شده در  شنبه دوم شهریور 1387ساعت 7 قبل از ظهر  توسط مانی  | 


دكتر خبازهمزمان با شب نيمه شعبان شب ميلاد قائم آل محمد ( عج ) دكتر خباز نماينده توانمند مردم ترشيز كهن در مجلس شوراي اسلامي در ضيافت شامي كه از سوي جبهه مشاركت ايران اسلامي حوزه شهرستان كاشمر برگزار شده بود ، شركت كردند .

ايشان در سخناني با تبريك ميلاد حضرت مهدي ( عج ) و آروزي تعجيل در فرج ايشان ، لزوم وحدت و همدلي را ياد آور شدند و بر اتحاد بيشتر بين احزاب اصلاح طلب كشور تأكيد كردند .

خباز رمز موفقيت اصلاح طلبان در انتخابات آينده رياست جمهوري را داشتن كانديداي واحد و ارائه برنامه واحدي از سوي تمام احزاب اصلاح طلب دانستند و تأكيد نمودند با وجود شرايط خاص و نابسامان اقتصادي در كشور اين فرصت در اختيار اصلاح طلبان قرار دارد تا بار ديگر پيروز ميدان رقابت شوند .

نماينده مردم ترشيز كهن با اشاره به طرح  تحول اقتصادي از سوي دولت اين طرح را ابزاري براي استفاده انتخاباتي دانست و تاريخ مصرف آن را تا قبل از انتخابات رياست جمهوري اعلام كرد .

خباز اعلام كرد با توجه به عملكرد ضعيف دولت در عرصه اقتصادي و سياست خارجي بزرگان و دلسوزان نظام از جمله آقاي ناطق نوري ، آقاي هاشمي رفسنجاني ، آقاي كروبي و آقاي واعظ طبسي و آقاي خاتمي به اين نتيجه رسيده اند كه بايد با همكاري و همدلي كشور را از اين وضعيت بحرانی نجات دهند .

ايشان در پايان از حضار خواستند تا وحدت و همدلي را در بين خود حفظ نمايند و خود را براي انتخاب اصلح در انتخابات آینده رياست جمهوري آماده نمايند . 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 7 قبل از ظهر  توسط مانی  | 


دكتر خبازمحمد رضا خباز با انتقاد از نحوه پاسخگویی وزرا به نامه های نمایندگان اظهار داشت: وزرا باید جایگاه نمایندگان را محترم بدانند.

به گزارش خبرنگار خانه ملت، نماینده کاشمر افزود: در مکاتباتی که با با وزرا داریم مشاهده می شود که آنها پاسخ نماینده را از طریق معاون پارلمانی و اخیرا مدیرکل پارلمانیشان می دهند.

وی افزود: اگر این روال دنبال شود بعید نیست در آینده پاسخ نمایندگان را دربان وزارتخانه بدهد.

نماینده کاشمر خطاب به هیات رییسه گفت: انتظار اینست که شما از جایگاه و شأن نمایندگان دفاع کنید.

باهنر در پاسخ به تذکر این نماینده گفت: طی تفاهمی که با نمایندگان داشتیم قرار شد تذکرات شفاهی مربوط به اداره جلسه علنی باشد.

وی اظهار داشت: اگر قرار باشد باب اینگونه تدکرات باز شود آنوقت این بحث گسترده شود. بهتر است این موضوعات را بصورت کتبی به ما اطلاع دهید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 8 قبل از ظهر  توسط مانی  | 


جنگ يا صلح؟

 سرمقاله عصر نو – شماره 75

به‌طور كلي در طي سال‌هايي كه موضوع غني‌سازي هسته‌اي به عنوان يكي از مشكلات في‌مابين جمهوري اسلامي ايران و طرف های مقابل بخصوص اروپاييان و در راس آنها ايالات متحده مطرح شده است،‌همواره دو نگرش تحليلي از سوي كارشناسان داخلي و خارجي ارايه شده است.
الف- نگرشي كه معتقد به مبنايي‌بودن اختلافات جمهوري اسلامي با جهان غرب است و موضوع غني‌سازي را در كنار مسايلی مثل صدور انقلاب، محو اسرائيل از نقشه جهان و مقابله نظامی با امپرياليزم آمريكا، به عنوان استراتژي اساسي جمهوري اسلامي مورد توجه قرار مي‌دهد.
بر اين اساس، مساله‌‌هسته‌اي سواي آنكه رويكردي صلح‌آميز داشته باشد يا به سمت ابزاري تهديدآميز حركت ‌كند، از امهات سياست خارجی بوده و تعليق غني‌سازي به مثابه عدول از اصول و خطوط قرمز استقلال‌طلبي جمهوري اسلامي است كه مانند فرش دستباف ظريف ايراني، قرار است بدست ظريف امثال آقای جليلي، تار به تار غني‌سازي در يك پروسه معطوف به خريد زمان ، گل هسته‌اي را،‌در وسط قالي سياست خارجی به نمايش درآورد.
اين نگرش تحليلي مي‌تواند به سلسله‌اي از اظهارات رسمي و رفتارهاي مسوولان عالي‌رتبه نظام جمهوري اسلامي استناد كند. از رهبري كه رئيس‌جمهور (احمدي‌نژاد) را مسئول پيشبرد سياست هسته‌اي دانسته تا ديگر مشاوران رهبري (مثل علي‌اكبر ولايتي) اندازه‌هاي مسئوليت را دريابند.ایشان صريحاً بيان مي‌دارند (( ملت ايران در مورد كساني كه همچون آمريكا از روي عناد، با حق دستيابي به دانش هسته‌اي مخالفت مي‌كنند، با كسانی كه خطوط قرمز را رعايت مي‌كنند و خواستار مذاكره درباره مسايل گوناگون از جمله هسته‌اي هستند،‌تفاوت قايل مي‌شود))، تا احمدی نژاد كه بارها و بارها با سرسختي تمام و با الفاظي سراسر تقابل و تهاجم در كنار مقامات نظامي، جشن هسته‌اي برپا كرده و آخرين مشتلق را با خبر سانتريفيوژهاي 5-6 هزار تايي از ملت و رهبري مطالبه مي‌كند كه «امروز دشمنان پس از راه‌اندازي صدها و هزاران دستگاه غني‌سازي، با عقب‌نشيني آشكار و پذيرش ملت ايران،‌خواستار عدم گسترش فعاليت‌هاي هسته‌اي از اين به بعد شده‌اند».
حتي جليلي در آخرين اظهاراتش پس از بازگشت از ژنو اساساً منكر هرگونه بحثي در خصوص تعليق شد.
اين رهيافت تحليلي مي‌تواند از ديگر سو به جديت علائم تقابل آمريكا با مساله هسته‌اي ایران را توجیه نمايد. مذاكرات ژنو و پايان بي‌نتيجه‌اي كه تنها، زمان خريدن را براي جمهوري اسلامي رقم زد و هشدار كارشناسان هسته‌اي در خصوص خبر تكثير 6 هزار سانتريفيوژ و قابليت رسيدن به بمب هسته‌اي پس از يك دوره 6 ماهه و هشدارهاي مقامات اروپايي مبني بر اتمام دوره زمان‌كشي براي ايران و روند رو به اجماع جهاني از سال‌هاي گذشته تا به امروز اشاره كند.
بر اين اساس ديگر نمي‌توان با توجه به بروز اجماع جهاني در سطح سازمان ملل، شوراي امنيت، اتحاديه اروپا و حتي اجماع احزاب دمكرات و جمهوري‌خواه در ايالات متحده كه هزينه‌هاي بسيار سنگين مالي و اقتصادي را بر جمهوري اسلامي تحميل كرده است، به آينده كار خوشبين بود. «اوباما» نامزد رياست‌جمهوري آمريكا در آخرين اظهاراتش وجود هرگونه پيوند ميان مذاکرات اخیر و استراتژي ايالات متحده آمريكا (تعليق غني‌سازي توسط ايران) و هر نوع عقب نشینی در برابر ايران را رد كرد و با لحن تهديدآميز، امكان حمله اسرائيل به ايران را ضروري دانست. با اين وصف مي‌توان چنين نتيجه گرفت كه مساله هسته‌اي ايران در رقابت‌هاي انتخاباتي ايالات متحده صرفاً عنصري چالشي نيست تا دو چهره رقابت‌جو در حوزه صلح يا جنگ را براي رقبا ترسيم كند. در واقع چنانچه رقابتي نيز در اين حوزه صورت گيرد، رقابت دو حزب دموكرات و جمهوري‌خواه براي پيشتازي براي ختم اساسي امر (تعليق) است.
از اين رو مي‌توان نتيجه گرفت نه جمهوري اسلامي مي‌تواند از زواياي رقابت انتخاباتي در ايالات متحده بهره چنداني ببرد و نه آمريكا قصد ارايه چنين فرصتي را به ايران دارد.
حاشيه‌سازي‌هاي دستگاه سياست خارجه ايران و سياست‌هاي تهديدآميز نظاميان، بر قابليت بالقوه تهديد ايران دامن مي‌زند. سلسله‌اي از شواهد در اين حوزه قابل جمع‌آوري است تا به اين نگرش برسيم كه نه از نقطه ‌نظر مقامات ايالات متحده آمريكا و نه از نقطه‌نظر جامعه جهاني و اروپا و نه از نقطه‌نظر شوراي امنيت و حتي البرادعي و نه از نقطه نظر دشمن سنتي ايران (اسرائيل) كه در يك سوي اين جبهه قرار دارند، ضرورت تعليق غني‌سازي (پيش يا پس از اعمال راست آزمايي) امري شکلی نيست كه بتوان آن را صرفاً يك تاكتيك براي رسيدن به اهداف ديگر دانست.
از ديگر سو ظاهراً جمهوري اسلامي با پذيرش هزينه‌هاي سنگين از جمله انزواي بين‌الملل و تحقير ديپلماتيك و تحريم‌هاي سنگين اقتصادي و تهديدهاي جدي، نشان داده است كه بابت هدفي استراتژيك و واقعي كه در راه رسيدن به آن شوخي ندارد، حاضر به هرگونه منازعه‌اي است.
در غير اين صورت در مقام تحليل و ارزيابي «هزينه و فايده» مسئله هسته‌اي، يعني در صورتي كه اهدافي ورای چالش‌هاي ديپلماتيك وجود داشته باشد، آنگاه بايد نتايج چنان شگرفي را از طريق ديپلماسي انتظار داشت كه بر همه ضررهای واره به كشور بچربد. اين امر با توجه به آنكه مقامات جمهوري اسلامي هنوز تعريفي از «در غلتان» سياست خارجه ارايه نداده‌اند، بسيار بعيد به‌نظر مي‌رسد. به عبارت ديگر تاكنون اين نزاع، هزينه‌هايي جدي‌تر از يك دعواي زرگري را در پي داشته است.
چنانچه رويكرد سابق ‌الذكر را بپذيريم، مي‌توان حواشي امر را صرفاً بازي زمان خريدن براي جمهوري اسلامي دانست. گذشته از امكان يا عدم امكان يا ثواب و خطابودن پروژه زمان خريدن در واقع تطويل مذاكره، ديپلماسي خنده،‌استقبال از راه اندازي دفتر حفاظت منافع آمريكا در ايران و حتي سفرهاي مكرر بشار اسد يا سولانا و هر كس ديگر در اين چارچوب جاي دارند تا وقت از دولتمردان ايالات متحده گرفته شود تا نهايتاً انشاء‌الله كشور به توان کامل هسته‌اي دست يابد.
ب- نگرش دوم پيرامون مساله هسته‌اي بر اين مبنا استوار است كه موضوع غني‌سازي دستاويزي است تا بر آن اساس اهداف و مقاصد كلان تري در سطح بين‌المللي تعقيب شوند.
اين رويكرد با توجه به شرايط حاكم بر دو كشور ايالات متحده و جمهوري اسلامي و شباهت‌هاي جريان‌هاي سياسي حاكم (نومحافظه کاران در ايالات متحده – اقتدارگرايان در جمهوري اسلامي ايران) امكان تفاهم و تعامل بيشتري را به منظور رسيدن به هر نتيجه قاطع موجود مي‌داند.بويژه آنكه اقتدارگرايان جمهوري اسلامي در راس جريان دولتي، اجرايي و مذاكره‌اي، داراي اختيارات و حقوق خاص بيشتري براي هرگونه تفاهم هستند.
اين نگرش در طي چند ساله اخير (بعد از رياست جمهوري خاتمي) شواهدي را مورد توجه قرار مي‌دهد كه سابقاً كمتر وجود داشته‌اند، همانند همكاري‌هاي گسترده‌تر با ناظران آژانس بين‌المللي انرژی اتمی در جهت راستی آزمايي، تعليق‌هاي پنهاني و ديپلماسي پنهان، تفاهم دو كشور در حوزه تقويت امنيت در عراق، مذاكرات مستقيم كه براي اولين بار پس از اشغال سفارت آمریکا، دراین سطح ميان دو كشور صورت پذيرفته‌است، طرح جدی موضوع افتتاح دفتر حفاظت از منافع امريكا در ايران، شكست تابوي مذاكره در هر حوزه ميان دو كشور و مجموعه‌اي از اين دسته قراين كه صرفاً در حد و توان دولتي متكي به حمايت حاكميتي است.
اين نگرش تحليلي در برخي مقالات منتشره در نشريه عصر نو نيز وجود داشته‌اند.
مي‌توان در جمع‌بندي مشتركات دو ديدگاه فوق به نتايج زير رسيد.
1- هر دو ديدگاه، پروسه زمان خريدن از سوي جمهوري اسلامي را سودمند و رو به جلو ندانسته و مضرات آن را با توجه به قطعنامه‌ها و تحريم‌هاي سنگين و شكل‌گيري اجماع جهاني عليه ايران، زیانبار و تهديدآميز مي‌دانند.
2- هر دو ديدگاه، موضوع تعليق غني‌سازي را به عنوان استراتژي اجماع جهاني و ايالات متحده تلقي مي‌كنند و امكان عقب‌نشيني طرف مقابل را بسيار اندك مي‌دانند.
3- هر دو ديدگاه نسبت به حاشيه‌سازي‌هاي دولت نهم از جمله طرح هولوكاست، مانورهاي نظامي تهديدآمیز و شعار محو اسرائيل انتقاد داشته و معتقدند این گونه اقدامات به تشديد بحران و جلب تهديدهايي غيرضروري می انجامد.
4- هر دو ديدگاه، علايمي از بلاتكليفي در سياست خارجه و وجود چندگانگي در دستگاه ديپلماسي نظام جمهوري اسلامي را تایید می کند. علايمي كه با تعيين پروژه غني‌سازي به عنوان يك «هدف» يا يك «وسيله» حاصل شده اند.
5- هر دو ديدگاه نسبت به تهديدآميز بودن شرايط جهاني و احتمال بروز خطراتي جدي‌تر كه می تواند كيان نظام سياسي و منافع ملي را دچار خدشه جدي نمايد هشدار داده و تمامي جريان‌هاي سياسي در هر دو كشور جمهوري اسلامي و ايالات متحده، بروز يك جنگ منطقه‌اي را جدي‌تر از هر زمان ديگر دانسته و آرايش نيمه‌جنگي در حوزه‌هاي اقتصادي و سياسي، در ايران را نيز به همین دليل ارزیابی می کنند.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 5 بعد از ظهر  توسط مانی  | 


خباز در گفت‌وگو با ايسنا: دكتر خباز
وزير كشوردربرگزاري انتخابات ثابت كند كه بي‌طرف است
بايدرفع دغدغه مردم دررابطه با تحول اقتصادي ازاولويت‌هاي كاري وزير اقتصاد باشد

مخبر كميسيون اقتصادي مجلس شوراي اسلامي ابراز عقيده كرد: اگر چه به سه وزير كابينه راي اعتماد داديم، اما اهميت اين وزرا در حد نصف كابينه بود.

محمدرضا خباز در گفت‌وگو با خبرنگار پارلماني خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، اظهار داشت: اميدواريم اين سه وزير در يك سال باقي مانده از عمر دولت بتوانند، اقدامات خوبي در عرصه اقتصاد، راه و كشور انجام دهند.

نماينده مردم كاشمر در خانه ملت با بيان اين‌كه امروز مهمترين مشكل كشور و مهمترين گرفتاري مردم اقتصاد است، به آراي بالاي وزير اقتصاد در بين دو وزير ديگر اشاره و عنوان كرد: وزيري را انتخاب كرديم كه بتواند در حد توان خود به اقتصاد كشور سر و سامان بدهد، و مهمترين اولويت كاري وزير اقتصاد بايد اين باشد كه اقتصاد دولت بازار را به اقتصاد بازار دولت سوق دهد.

وي همچنين رفع دغدغه مردم در رابطه با تحول اقتصادي را از ديگر اولويت‌هاي كاري وزير امور اقتصادي و دارايي عنوان كرد و گفت: ‌اين مساله مورد بحث همه مجالس خانوادگي و جامعه است، مردم عده‌اي در باور و عده‌اي در ناباوري بحث‌هاي تحول اقتصادي را مطرح مي‌كنند و چون وزير اقتصاد خود رييس كار گروه تحول اقتصادي بوده، بايد بتواند از عهده اين كار بسيار سنگين برآيد.

وي با اشاره به عدم پرداخت وام از سوي بانك‌ها طي شش ماه اخير گفت: اگرچه خوشبختانه به وسيله رييس كل بانك مركزي در رابطه با مسكن قفل‌هاي بانك باز شد، اما در حال حاضر كساني كه سرمايه‌هاي خودشان را در اين كشور به كار گرفته‌اند و به حرف دولت اعتماد كرده و باور كردند كه دولت مي‌خواهد در امر توليد به آنها كمك كند، مقدار زيادي از امكانات زندگي خود را به اميد تسهيلات بانكي هزينه كرده‌اند و در وسط زمين و آسمان‌ رها شده‌اند، بنابراين، اين سه كار بايد اولويت كاري وزير اقتصاد باشد.

نماينده مردم كاشمر و بردسكن در خانه ملت همچنين درباره اولويت كاري وزير راه و ترابري نيز گفت: همانطور كه خود وزير در دفاعياتش بيان كرد، بايد بتواند در مدت يك سال، به دو الي سه موضوع مهم بپردازد كه افزايش راه‌هاي ريلي يكي از آنهاست، زيرا در كشور ما راه‌آهن بسيار عقب است و دولت بايد تمام مساعي خويش را به كار ببرد تا راه آهن را كه ارزانترين و سهل الوصول‌ترين راه مسافرت و حمل بار براي مردم است، را در كشور رونق دهد.

وي افزود: با توجه به افزايش خودرو در كشور، براي جلوگيري از تصادفات كه هزينه سنگيني براي كشور دارد، وزير راه بايد ميزان راه‌هاي 2 بانده را افزايش دهد و سپس به راه‌هاي روستايي بپردازد، زيرا آنها سال‌ها در انتظار جاده آسفالت هستند و هنوز روي جاده‌هاي خاكي رفت و آمد مي‌كنند.

مخبر كميسيون اقتصادي مجلس ادامه داد: اگر اين سه تكليف را براي وزير راه و ترابري قايل شويم، در مدت يك سال به بيش از اين سه كار نخواهد رسيد.

وي درادامه با بيان اين‌كه وزير كشور از لحاظ سياسي مهمترين وزير كابينه محسوب مي‌شود، گفت: وزير كشور علاوه بر اين‌كه وزير داخلي است و امنيت داخلي كشور بر عهده اوست، مهمترين كار ديگري كه در ظرف سه سال گذشته بر عهده او گذاشته‌اند، توزيع بودجه‌هاست.

وي با بيان اين‌كه كار توزيع بودجه و نظارت بر آن در گذشته بر عهده سازمان مديريت بود، اما با دستور رييس جمهور اين سازمان جمع و به عنوان معاونت برنامه‌ريزي در استانداري‌ها ادغام شد، خاطرنشان كرد: بنابراين وزارت كشور نه تنها وظيفه امنيت داخلي كشور را بر عهده دارد، بلكه وظيفه توزيع بودجه‌هاي كشور را نيز به عهده گرفته كه كار وزارت كشور را دو چندان كرده است.

نماينده مردم كاشمر و بردسكن با بيان اين‌كه اولين اولويت كاري وزارت كشور امنيت شهروندان است، گفت:‌ متاسفانه هنوز در برخي مناطق ديده مي‌شود كه افراد اوباش و خودسر با نيش چاقو از مردم باج مي‌گيرند و با تحريك عواملي كه دارند، مردم را اذيت و آزار مي‌دهند.

اين نماينده مجلس گفت: پسنديده دولت عدالت محور نيست كه در اين كشور و در زير چتر جمهوري اسلامي افراد و عواملي باشند كه بتوانند به مردم زور بگويند و مردم از آنها بترسند و از ترس آنها به پناه پليس و قانون نروند.

خباز دومين اولويت وزارت كشور را رفع دغدغه گروه‌هاي سياسي عنوان كرد و گفت: در حال حاضر گروه‌هاي سياسي اين دغدغه را دارند كه نگاه وزير كشور به تحزب چيست و آيا احزاب را قبول دارد و يا ندارد؟

وي گفت: وزير كشور در برنامه‌هاي خود عنوان كرد كه قصد تقويت احزاب نظام را دارد و راه نجات كشور از راه تحزب است و احزاب را بايد رونق بخشيده تا آنها با حضور فعالانه در صحنه‌هاي سياسي و اجتماعي موجب ارتباط قوي‌تر بين مردم و حاكمان شوند، زيرا احزاب پل ارتباطي بين مردم و حاكمان هستند و وزير كشور مي‌تواند با تقويت احزاب اين پل ارتباطي را محكم‌تر كند تا گروه‌هاي سياسي و مخاطبين آنها به آينده كشور علاقمندتر شوند و اطمينان بيشتري داشته باشند كه نظام بر مبناي اهداف اوليه خودش كه آزادي انديشه و بيان است، پافشاري مي‌كند.

نماينده كاشمر و بردسكن با بيان اين‌كه وزير كشور و معاونانشان بايد در موضوع برگزاري انتخابات عملا ثابت كنند كه بي‌طرف هستند، گفت:‌ ذهنيت داشتن و علاقمند بودن به فردي قابل انكار نيست، اما امكانات كشور امانتي در دست آنهاست و به نظر بنده وزير كشور و استانداران و فرمانداران همه تلاش خود را بايد به كار ببرند تا مردم باور كنند كه آنها بي‌طرف هستند.

اين عضو فراكسيون خط امام (ره)، با بيان اين‌كه‌ وزير كشور بيان كرد كه برايش راي و نظر مردم اولويت دارد و شرعا و قانونا موظف هست با نمايندگان مردم كه مردم در آخرين انتخابات به آنها راي داده‌اند، تعامل داشته باشد، عنوان كرد كه اين حرف ايشان بسيار براي ما خوشايند بود.

خباز در پايان گفت: هرچقدر كه وزارت كشور به راي مردم و نظر نمايندگان كه منتخب مردم هستند، توجه كند، رشد يافتگي و توسعه يافتگي خود را نشان مي‌دهد.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 7 بعد از ظهر  توسط مانی  | 


خباز در گفت‌وگو با ايسنا: نماينده مردم ترشيز كهن در مجلس هشتم
خبرنگاران سربازان خط‌ مقدم احياي دموکراسي هستند
استقبال از خبرنگاران دليل توسعه فکري مسوولان است

نماينده مردم كاشمر و بردسكن در مجلس شوراي اسلامي گفت: خبرنگاران سربازان خط مقدم احيا و حفظ دموکراسي و آزادي‌هاي فردي و اجتماعي هستند و مي‌توانند پل ارتباطي بين مظلومان و قدرتمندان جامعه باشند.

محمدرضا خباز در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) ، منطقه خراسان، شغل خبرنگاري را مقدس، بسيار خطير و پر مسووليت دانست و گفت: همان طور که معلمي شغل انبياء است، شغل خبرنگاري نيز همتا و هم پايه شغل معلمي است.

نماينده مردم كاشمر و بردسکن در مجلس گفت: تصميم‌گيران و تصميم سازان کشور و آحاد مردم بايد به خبرنگاران به چشم عزت و احترام بيشتري نگاه کنند و اطلاعات درست را در اختيار خبرنگاران قرار دهند، تا پل ارتباطي بين مردم و دولت‌مردان باشند.

مخبر کميسيون اقتصادي مجلس شوراي اسلامي به ويژگي‌هاي يک خبرنگار خوب اشاره کرد و گفت: يک خبرنگار بايد شجاع باشد و در مرحله دوم طمع نداشته باشد و اگر اين دو ويژگي را داشته باشد، خود به خود مي‌تواند شغل ارزشمند انبياء را به دست بگيرد.

وي صداقت در گفتار و نوشتار خبرنگاران را مورد تاکيد قرار داد و گفت: خبرنگاران بايد واقعيت‌ها را بدون هيچ ترسي انعکاس دهند، چرا که مانند نورافکني هستند که تاريکي‌هاي جامعه را با خبرهاي خود روشن مي‌کنند.

نماينده مردم كاشمر و بردسکن در مجلس هشتم افزود: مسوولان بايد پاسخ خبرنگاران را بدهند، ولي اگر مسوولي احساس کند، برخي از خبرها باعث فتنه‌انگيزي و سوءاستفاده دشمنان مي‌شود، نبايد آن را بيان کند.

خباز در رابطه با مسوولاني که پاسخ خبرنگاران را نمي‌دهند، گفت: کساني که با خبرنگاران رابطه خوبي ندارند، يا تفکر ديکتاتوري در ذهنشان حاكم است و يا افرادي هستند که به خاطر نقاط ضعفشان از خبرنگاران مي‌ترسند.

مخبر کميسيون اقتصادي مجلس شوراي اسلامي گفت: مسوولان بايد با آغوش باز خبرنگاران را بپذيرند، زيرا مسلم است كه خبرنگاران بايد نظر و ايده مسوولان را به گوش مخاطبان برسانند.

خباز افزود: استقبال از يک خبرنگار و توجه به خبرنگاران دليل بر توسعه فکري يک مسوول مي‌باشد و هر چند که مسوولان توسعه فکري بيشتري را داشته باشند و به دموکراسي و اطلاع رساني و آگاهي به مردم اعتقاد داشته باشند، خود به خود آغوششان براي خبرنگاران باز مي‌باشد.

نماينده كاشمر و بردسكن در پايان با بيان اين‌كه انتقاد باعث سازندگي کشور مي‌شود، افزود: اگر انتقاد نباشد استبداد رشد مي‌کند، ولي بايد اصول انتقاد رعايت شود.

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت 7 قبل از ظهر  توسط مانی  | 


محمد رضا خبازچندي پيش قائم مقام بانك مركزي خبر داد يكي از بندهايي كه در طرح تحول اقتصادي در نظر گرفته شده، موضوع « ارزش گذاري پول ملي» است كه براي اجرايي شدن اين بند بايد حذف تعدادي از صفرهاي اسكناس ها در دستور كار قرار گيرد.

اين موضوع در گذشته نه چندان دور هم توسط برخي مسئولان اقتصادي كشور عنوان شده بود، در آن هنگام فقط در حد حرف و پيشنهاد باقي ماند.

با توجه به اين كه اكنون دوباره بحث ارزش گذاري پول ملي مطرح است و يكي از مواردي كه در اين بحث در نظر گرفته شده، حذف تعدادي از صفرهاي اسكناس ها مي باشد، تا چه حد اين موضوع مي تواند جدي باشد؟

تبعات حذف تعدادي از صفرهاي پول ملي بر اقتصاد و نظام پولي چيست؟

آيا اين اقدام باعث كاهش يا افزايش تورم خواهد شد؟

و آيا ديگر كشورها اقدام مشابهي انجام داده اند؟

با اين وجود برخي مسئولان بر اين باورند كه با اجراي طرح هدفمند كردن يارانه ها و افزايش تورم، چاره اي جز كاهش صفرهاي پول ملي نداريم.

«خباز» مخبر كميسيون اقتصادي مجلس هشتم اين موضوع را تكليفي براي دولت مي داند و در اين باره مي گويد: در قانون توسعه چهارم و در سند چشم انداز، اين طرح در نظر گرفته شده است، بنابراين دولت نمي خواهد مورد جديدي را عملياتي كند، بلكه در راستاي تكاليفش عمل خواهد كرد.

وي مي افزايد: طرح ارزش گذاري پول ملي، يكي از مراحل ٧ گانه تحول اقتصادي است و تصور نمي كنم كه دولت بتواند به غير از مرحله اول كه هدفمند كردن يارانه ها باشد موارد ديگر تحول اقتصادي را در دستور كار قرار دهد.

به گفته مخبر كميسيون اقتصادي، حفظ ارزش پول ملي يكي از بحث هايي است كه هنوز درحد يك ايده است و كارشناسي لازم درباره آن انجام نشده است.

برخي كشورها مثل تركيه در سال هاي اخير اقدام به حذف ٣ صفر از اسكناس خود كردند و در اين زمينه، با توجه به در نظر گرفتن زير ساخت هاي ضروري، موفق بودند. اما معلوم نيست طرح هايي كه در ديگر كشورها اجرايي مي شوند، بتوانند در كشور ما هم جواب دهند، بنابراين اگر به دنبال اجراي چنين طرحي مي باشيم ابتدا بايد آن را بومي و سپس آن را اجرا كنيم.

خباز در پاسخ به این سوال كه براي اجراي اين طرح نياز به چه زيرساخت هايي است؟مي گويد:اجراي اين طرح، ضروري است و بايد اين تحول صورت بگيرد، اما اين كه نحوه اجراي آن چگونه بايد باشد، قابل تامل و بحث است، فقط اميدواريم به شرايط مطلوب دست يابيم چرا كه قطعا با هدفمند كردن يارانه ها، نرخ تورم به ٢ تا ٣ برابر رقم فعلي خواهد رسيد و به طور مسلم با اين افزايش تورم، ارزش پول ملي كاهش خواهد يافت، بنابراين چاره اي نداريم كه از صفرهاي اسكناس بكاهيم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387ساعت 8 قبل از ظهر  توسط مانی  | 


خباز در تذكر آئين‌نامه‌اي: محمد رضا خباز

برنامه‌هاي 2 وزير پيشنهادي هنوز به نمايندگان ارائه نشده است

رييس مجلس شوراي اسلامي در واكنش به تذكر نماينده كاشمر و بردسكن در تاخير دولت نسبت به ارايه شرح حال و برنامه وزراي پيشنهادي به مجلس همزمان با معرفي اين افراد از سوي دولت به قوه مقننه، اين تذكر را وارد و تاخير در اين زمينه را تخلف دانست.

به گزارش خبرنگار پارلماني خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، محمدرضا خباز ، نماينده‌ي مردم كاشمر و بردسكن در خانه‌ي ملت، در تذكري شفاهي با استناد به ماده‌ي 188 آيين‌نامه‌ي داخلي مجلس، گفت: اين ماده در مورد معرفي وزرا به وسيله‌ي رييس جمهور است كه در سطر دوم آمده معرفي بايد كتبا بوده و به همراه شرح حال هر يك از وزيران و برنامه‌ي دولت تسليم مجلس شود.

وي اظهار داشت : در تبصره‌ي يك همين ماده آمده است در مواردي كه معرفي يك يا چند وزير باشد به همين سبب بايد معرفي شوند و تنها در مورد برنامه‌ها و صلاحيت وزيران پيشنهادي به ترتيب فوق‌الذكر اقدام خواهد شد.

مخبر كميسيون اقتصادي در ادامه با بيان اين‌كه سه شنبه گذشته هشتم مرداد ماه، سه تن از وزرا از سوي رييس جمهور معرفي شدند، افزود: در ذيل نامه معرفي شده رييس جمهور عنوان شد كه برنامه‌هايشان تقديم مي‌شود، در حالي كه رييس وقت جلسه (باهنر) همانجا تذكر دادند كه برنامه‌اي ضميمه نيست و معاون رييس جمهور نيز اعلام كرد كه در اسرع وقت برنامه‌هاي وزراي پيشنهادي تقديم مجلس مي‌شود، در حالي كه تا ساعت دو بعد از ظهر روز گذشته متاسفانه به جز ريز نامه وزير پيشنهادي اقتصادي و دارايي از دو وزير پيشنهادي ديگر معرفي‌نامه و برنامه‌اي ارايه نشده است.

خباز خاطر نشان كرد: امروز هم تا ساعت هشت صبح قبل از ورود جلسه داخل كازيوهاي نمايندگان برنامه‌اي گذاشته نشده است، در حالي كه روز سه شنبه قرار است كه به وزرا راي دهيم و نمي‌دانيم چه رفتاريست كه با مجلس انجام مي‌شود.

نماينده‌ي مردم كاشمر در خانه‌ي ملت همچنين با بيان اين‌كه آيا قرار است نمايندگان در ابهام بمانند و قرار نيست كه از برنامه وزراي پيشنهادي مطلع شويم، افزود: چگونه مي‌خواهيم به كسي را كه نه برنامه‌اش را مي‌دانيم و نه خودش را مي‌شناسيم، راي دهيم.

وي در خواست كرد كه به رييس جمهور تذكر دهيد كه برنامه‌هاي وزراي پيشنهادي را هر چه زودتر ارايه دهند تا ما فرصت مطالعه و تحقيق داشته باشيم، چرا كه قرار است راي آگاهانه باشد.

لاريجاني نيز در پاسخ به خباز، اظهارداشت: تخلف كرده‌اند و بايد همراه با معرفي وزرا، پيشينه و شرح حال آنان را ارايه مي‌دادند، اما انجام ندادند و ظاهرا اسرع وقت‌شان تا امروز صبح طول كشيده است، اما الان در صندوق‌هاي نمايندگان هست و توزيع شده است.

رييس مجلس شوراي اسلامي، تصريح كرد: شرح حال وزراي پيشنهادي اگر ديروز هم به نمايندگان ارايه مي‌شد دير بود و بايد همراه معرفي وزرا داده مي‌شد، بنابراين تذكر خباز وارد است.

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم مرداد 1387ساعت 8 بعد از ظهر  توسط مانی  | 


مخبر كميسيون اقتصادي مجلس

اشاره:توانمندسازي سرمايه هاي انساني و كاهش فاصله سطح دانش و مهارت نيروهايي كه وارد بازاركار مي شوند و توسعه كيفي هم زمان با توسعه كمي نيروي كار در بخش دولتي و غيردولتي از جمله اهدافي است كه طي سال هاي اخير توسط سازمان فني و حرفه اي دنبال مي شود؛ چرا كه بنا به اعتقاد بسياري از كارشناسان و مسئولان ٧٠درصد دانش آموختگان آموزش عالي فاقد مهارت لازم حتي در رشته هاي تحصيلي براي ورود به بازار كار هستند.

همچنين ضعف عملكرد مراكز كاردانش به دلايلي چون كمبود نيرو و امكانات و ... باعث شده است كه اغلب دانش آموختگان اين نظام نيز از توانمندي لازم براي ورود به بازاركار و كارآفريني برخوردار نباشند؛ درحالي كه در بسياري از كشورها مراكزي مثل آموزش فني و حرفه اي و دانشگاهي عامل صنعتي شدن بوده است. كشور ما با وجود تلاش هايي كه در اين راستا شده، نتوانسته است بهره اي از نيروي تحصيلكرده و دانشگاهي خود در بخش صنعت و كارآفريني ببرد. به همين دليل در سال هاي اخير براي پركردن اين خلاء سازمان فني وحرفه اي كشور شكل گرفت تا با استفاده از آموزش هاي كوتاه مدت و بلندمدت و حمايت هاي اقتصادي در قالب تسهيلات زودبازده، افراد جوياي كار را آموزش دهد و آن ها را با مهارت هاي لازم وارد چرخه كار در بخش دولتي و غيردولتي كند. اما اكنون اين سوال وجود دارد كه تا چه حد روند حرفه آموزي توانسته است در ساماندهي افراد جوياي كار و همچنين در وارد شدن نيروي متخصص و آموزش ديده به بازار كار موفق باشد و تا چه اندازه نظام استخدامي كشور از افراد دوره ديده كه فعاليت آن ها مي تواند به افزايش كيفيت و بهره وري بينجامد، بهره گرفته است.

مخبر كميسيون اقتصادي مجلس با اشاره به اين كه مهارت آموزي در نظام استخدامي كشور محلي از اعراب ندارد، گفت: استفاده از نيروي متخصص كه دوره هاي حرفه آموزي را گذرانده و مهارت لازم را براي ورود به رشته هاي تخصصي كسب كرده است، در نظام استخدامي كشور جايگاهي ندارد.

خباز در گفت وگو با خراسان افزود: شواهد امر نشان مي دهد كه در اغلب رشته هاي تخصصي افراد غيرمتخصص به دليل استفاده از رانت مشغول به كار هستند و بسياري از افراد متخصص در گرداب بيكاري دست و پا مي زنند. وي تصريح كرد: دوره هاي مهارت آموزي و حرفه آموزي يكي از راهكارهايي است كه به تربيت افراد متخصص در زمينه هاي مختلف در رشته هاي موردنياز مي انجامد.در علم اقتصاد نيز تاكيد شده است كه اگر خواهان ايجاد اشتغال مولد هستيم، بايد از نيروهاي توانمند و آموزش ديده استفاده كنيم.

سازمان فني و حرفه  اي نيز با اين هدف، وارد عرصه مهارت آموزي به افراد خواهان ورود به چرخه كار شده است؛ اما بررسي ها حاكي از آن است كه در بخش صنعت، كشاورزي و فني همواره از افرادي در رشته هاي تخصصي استفاده شده است كه تخصص و مهارت لازم را ندارند و به همين دليل در سال هاي اخير آسيب هاي جدي به اين بخش ها وارد شده است.

وي افزود: آنچه در نظام استخدامي كشور مغفول مانده و كشور لطمات بسياري از اين ناحيه ديده است، لزوم فعاليت افراد مهارت ديده و به اصطلاح «كار بلدي» است كه از طريق آموزش هاي دوره اي ، با علم روز آشنا هستند.

خباز در پاسخ به اين سوال كه افرادي كه سال هاي اخير جذب بازار كار شده اند چقدر داراي مهارت هاي لازم بوده اند و چند درصد از آن ها در دوره هاي مهارت آموزي شركت كرده اند، گفت: آمار دقيقي از اين مسئله در دست نيست اما شواهد نشان مي دهد ، درصد بالايي از افراد شاغل در حال حاضر فاقد مهارت و تخصص لازم هستند. وي به جذب دانش آموختگان دانشگاهي در برخي مشاغل فني و صنعتي اشاره كرد و گفت: اين افراد تنها داراي مدرك در آن رشته هستند و به طور قطع مي توان گفت كه اكثر آن ها فاقد مهارت لازم مي باشند. يكي از راهكارهايي كه براي جذب دانش آموختگان در رشته هاي فني و تخصصي توصيه مي شود، اين است كه آن ها پس از اتمام تحصيل در دوره هاي مهارت آموزي شركت كنند و پس از كسب مهارت لازم وارد چرخه اشتغال شوند.

خباز همچنين با انتقاد از ناهماهنگي دوره هاي حرفه آموزي با پتانسيل هاي هر منطقه گفت: يكي از مواردي كه منجر به بيكاري و جذب نشدن كارآموزان مي شود اين است كه براي برگزاري دوره هاي حرفه آموزي هيچ گاه پتانسيل هاي مناطق مختلف كشور در نظر گرفته نمي شود. در حالي كه قبل از برگزاري دوره هاي آموزشي بايد پتانسيل هاي هر استان در نظر گرفته شود.

به عنوان مثال اگر پتانسيل يك استان كشاورزي است، بايد كلاس هاي حرفه آموزي در مورد علوم روز كشاورزي باشد به طوري كه افراد پس از اتمام اين دوره ها بتوانند در بخش كشاورزي مشغول به كار شوند و علاوه بر آن به ارتقاي سطح كشاورزي در آن منطقه كمك كنند يا اگر پتانسيل اصفهان، مربوط به صنايع دستي است كلاس هاي حرفه آموزي بايد حول محور آموزش صنايع دستي برگزار شود. وي افزود: يكي از دلايلي كه با وجود برگزاري اين كلاس ها هنوز بسياري از آموزش ديدگان جذب بازار كار نشده اند، ناهماهنگي برگزاري كلاس ها با پتانسيل هاي مناطق مختلف كشور است.

خباز هم چنين در پاسخ به اين كه سازمان فني وحرفه اي به چه ميزان توانسته است به مهارت آموزي و اهداف مدنظر دست يابد گفت: اين سازمان به نيمي از اهداف خود در زمينه حرفه آموزي به افراد جوياي كار با حمايت دولت دست يافته است، اما نواقصي نيز دارد كه بايد بازنگري و برطرف شود.

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم مرداد 1387ساعت 7 قبل از ظهر  توسط مانی  | 


نماينده مردم ترشيز كهنبردسكن، نوري - نماينده كاشمر ، بردسكن و خليل آباد با بيان اين كه اجراي طرح تحول اقتصادي آرزوي ديرينه مردم است با اظهار تأسف گفت: سال ٨٧، از نظر اقتصادي سال سختي براي مردم است و بايد طرح تحول اقتصادي به شكلي كاملا كارشناسي شده اجرا شود.محمدرضا خباز كه براي افتتاح دفتر ارتباط مردمي در بردسكن در جمع مردم سخن مي گفت اظهار داشت: دولت و مجلس بايد در تصميمات خود يك تفكر داشته باشند تا كارها به نحو احسن انجام شود.وي به مسئله خشكسالي و سرمازدگي اشاره كرد و گفت: از ٣٠ استان كشور فقط استان سيستان و بلوچستان دچار خشكسالي و سرمازدگي نشده است و ٢٩ استان ديگر از جمله استان خراسان رضوي و شهرستان بردسكن دچار خشكسالي و سرمازدگي شده اند.

وي با اشاره به كاهش توليد گندم گفت: امسال بايد ٥ ميليون تن گندم واردات داشته باشيم.اين نماينده مردم با اشاره به قطعي گاز در زمستان سال گذشته در اين شهرستان گفت: به خاطر استفاده مردم از انرژي برق مقرر شد قبض هاي برق منطقه ازتخفيف ويژه اي برخوردار شوند. وي همچنين گفت: قرار بود شركت گاز به خاطر قطع گاز مبلغ ٥٠ هزار تومان در قبض هاي گاز مردم منطقه منظور كند كه متأسفانه هنوز اين كار اجرايي نشده است.خباز به پروژه هاي در دست اقدام اين منطقه اشاره كرد و گفت: متأسفانه برخي از پروژه ها در بردسكن از جمله پروژه كارخانه سيمان فقط در حد نصب يك تابلو باقي مانده است.

وي افزود: مسئولان شهرستان بايد براي حضور سرمايه گذاران فرش قرمز پهن كنند و به استقبال صاحبان سرمايه بروند.در اين مراسم حاج علي صابري به عنوان مسئول دفتر ارتباط مردمي نماينده مردم ترشيز كهن در بردسكن به حاضران معرفي شد.

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم مرداد 1387ساعت 7 قبل از ظهر  توسط مانی  | 


خبازبايد برنامه‌ وزراي پيشنهادي را بررسي كنيم

خبرگزاري فارس: مخبر كميسيون اقتصادي مجلس با بيان اينكه بهتر بود دولت در معرفي وزرا با مجلس هماهنگي مي‌كرد، گفت: براي راي به وزراي پيشنهادي بايد برنامه‌ آنان را در كميسيون‌هاي مجلس بررسي كنيم.

به گزارش خبرنگار امور مجلس خبرگزاري فارس، محمدرضا خباز نماينده كاشمر در مجلس در حاشيه جلسه علني امروز سه‌شنبه مجلس در جمع خبرنگاران با اشاره به معرفي سيدشمس‌الدين حسيني به عنوان وزير پيشنهادي دولت براي تصدي مسوليت وزارت اقتصاد و دارايي گفت: تا امروز فكر مي‌كرديم كه صمصامي به عنوان وزير پيشنهادي اقتصاد به مجلس معرفي مي‌شود؛ چرا كه در كميسيون اقتصاد با صمصامي جلسه داشتيم و برنامه‌هاي او را بررسي كرديم، همچنين نظرات كميسيون را به صمصامي منتقل كرديم.
وي با بيان اينكه حق رئيس جمهور است تا هر كسي را كه مي‌خواهد به عنوان وزير پيشنهادي به مجلس معرفي كند، افزود: اين روش خوبي نيست كه كميسيون‌هاي تخصصي مجلس در جريان معرفي وزرا نباشند.
مخبر كميسيون اقتصادي مجلس خاطرنشان كرد: نمايندگان امروز همزمان با ملت در جريان معرفي وزراي پيشنهادي قرار گرفتند، اما بهتر اين بود كه دولت با كميسيون‌هاي تخصصي مجلس هماهنگي مي‌كرد؛ چرا كه براي ارايه راي اعتماد به وزرا اين هماهنگي اوليه لازم است و به همين دليل ما با آقاي صمصامي جلسه داشتيم البته صمصامي در جلسه كميسيون اقتصادي گفته فكر نمي‌كنم به عنوان وزير اقتصاد معرفي شوم.
خباز در پاسخ به اين سوال كه آيا حسيني توانايي به عهده گرفتن مسئوليت وزارت اقتصاد را دارد، گفت: بايد برنامه‌هاي وي را بررسي كرده و وي را به كميسيون اقتصادي دعوت كنيم چرا كه حتي من به عنوان مخبر كميسيون هيچ شناختي از وي ندارم.

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 4 بعد از ظهر  توسط مانی  | 


كميسيون اقتصادي و بانك مركزي مشكلات بانكي و پولي را بررسي مي‌كنند

خبرگزاري فارس: مخبر كميسيون اقتصادي مجلس گفت: كميسيون اقتصادي مجلس و بانك مركزي مشكلات بانكي و پولي كشوDr.KHabbazر را بررسي و براي حل آن چاره انديشي مي‌كنند.

محمدرضا خباز نماينده كاشمر در مجلس شوراي اسلامي پس از پايان جلسه امروز كميسيون اقتصادي مجلس در گفت‌وگو با خبرنگار امور مجلس خبرگزاري فارس با بيان اينكه در اين جلسه طهماسب مظاهري رئيس كل بانك مركزي حضور داشت، گفت: قرار شد تا جلسات كميسيون اقتصادي مجلس و بانك مركزي براي حل مشكلات بانكي و پولي كشور ادامه يابد.
وي با اشاره به اظهارات طهماسب مظاهري در اين جلسه و با بيان اينكه وي اعلام كرد كه بانك مركزي آماده همكاري با كميسيون اقتصادي مجلس است، گفت: آقاي مظاهري گزارش‌هايي را درباره تورم، اصلاحات پولي، تبديل حساب ذخيره ارزي به صندوق ذخيره ملي، ميزان هزينه‌كرد ارزي كشور در بودجه سال 1387، وضعيت ذخاير ارزي كشور و ميزان اضافه برداشت‌هاي بانك‌ها از منابع بانك مركزي ارايه كرد.
مخبر كميسيون اقتصادي مجلس با اشاره به ديگر دستورات كاري كميسيون اقتصادي مجلس گفت: در ادامه جلسه شور اول لايحه اختصاص نيم درصد حقوق ورودي وصولي به گمرك ايران بررسي شد. در اين لايحه دولت تقاضا كرده نيم درصد از درآمدهاي گمرك صرف رفع مشكلات گمرك، مسائل اداري و توسعه نيروي انساني و تامين تجهيزات و رفاه كاركنان اين سازمان شود.
خباز با بيان اينكه كل درآمدهاي گمرك در سال گذشته پنج هزار ميليارد تومان بود، گفت: اختصاص نيم درصد از اين درآمد به معني استفاده از 25 ميليارد تومان است.
وي با بيان اينكه لايحه اصلاح ماده 16 قانون امور گمركي مصوب 1350 نيز از ديگر دستور كاري اين كميسيون بود، افزود: بر اساس اين ماده تا ظرف هشت ماه بعد از ترخيص كالا مشخص شود كه حقي از فردي و يا گمرك تضييع شده و اين حق حداقل هزار ريال باشد، مي‌توان مورد رسيدگي قرار گيرد.
نماينده كاشمر در مجلس شوراي اسلامي گفت: از آنجا كه اين قانون مصوب سال 1350 است در آن زمان هزار ريال مبلغ قابل توجهي بود ولي امروز اين مبلغ ارزشي ندارد، بنابراين دولت خواستار اصلاح اين لايحه و رساندن اين مبلغ به حداقل يك ميليون ريال شد.
به گفته خباز راي‌گيري در خصوص اين 2 لايحه به جلسه بعدي كميسيون موكول شده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 4 بعد از ظهر  توسط مانی  | 


سرمقاله عصرنو - شماره 74

واژه «آمریکا» در ادبيات سياسي امروز ايران در نسبت با ديگر واژه هاي سياسي ، منحصر به فرد و كم بديل است. شايد كمتر مفهوم و واژه اي به مانند آن ، مورد بحث و گفت وگو و مضمون سازي بوده است. در اشعار سياسي و زبان رسمي و اخبار و تحليلهاي رسانه هاي تبلیغی اين واژه همه روزه به فراواني به كار ميرود و تكرار ميشود تا حدي كه مرز ميان تبليغ و ضد تبليغ ، اثرگذاري و كليشه سازي ، تازگي جذب كننده يا عادت خسته كنند فروريخته و مخدوش میشود و تمايز میان آنها دشوار . واژه آمریکا واژه اي آمیخته با زندگي ما ايرانيان شده و در جای جاي این زندگی، اثرها و نشانه هاي آن در كوچه ، خيابان و خانه و تلويزيون ديده مي شد و گاه ديده نمي شود ! اين واژه چنان بار سياسي نیرومندي دارد كه حتي با رعايت ملاحظات رسمي و قانوني ، سخن گفتن و نوشتن درباره آن سخت و دشوار و گاه ناممكن شده است. برخي به دليل اظهارنظر درباره آن دچار گرفتاريها و مصائب شدند ، برخي مانند ماجراي پرونده نظرسنجي درباره رابطه با آمریکا ، به زندان رفتند . برخي از موقعيت اجتماعي خود محروم شدند . در گذشته دورتر دولت بازرگان به دليل اعتراض فزاينده به ديدگاهها و مناسبات برخي اعضایش با سفارت آمریکا، استعفا داد.
تسخير سفارت آمریکا به اوج رسيدن مفهوم سازي درباره آمریکا در ايران بود. در حول و حوش سفارت آمریکا در خيابان طالقاني تمامي گروهها و جريانهاي سياسي رنگارنگ بساط ضد آمریکايي بودن و حمايت از این رخداد پهن كرده بودند و اين ماجرا از صبح تا شب با بحثها و گفت وگوهاي خياباني ادامه مي يافت. فضاي كشور و جهان از موضوع اين تسخير و دستگیری اتباع آمریکایی آكنده شده بود و مفهومي به نام آمریکا در اذهان عمومي داخل و خارجي، رسمي و مدني و دولتي پروريده و غني سازي و معادليابي مي شد و لايه هاي دروني آن واكاوي . و البته برخي منتقد و معترض به اين معني سازي و مفهوم پروری.
مضمون و محتوايي كه در اين سالهاي پس از انقلاب اسلامي در خيابان طالقاني ساخته و پرداخته ميشد ، تلنگری بود بر خاطره سياسي مردم ايران در زمانی نه چندان دور. دهة 50، دهة ضد آمریکايي در ايران بود و گروههاي چپ ماركسيستي و سوسياليستي تحت تاثير و الهام جنگ سرد، واژه آمریکا را در حد امپرياليسم غارتگر و جنگ طلب مي نكوهيدند و به آن پر وبال میدادند. 28 مرداد و دخالت سازمان سيا در كودتاي ضد دولت ملی مصدق، اين خاطره ها و یادها را روشني و جلای بيشتري مي بخشيد و غليان آن در گره هاي مشت مردم در دوران انقلاب نمايان مي شد. در دیگر سو و در این سالها ؛ مفهوم "آمریکا" در ادبيات سياسي جهان همواره مترادف بوده است با جنگ ، چپاول ، استثمار ،استعمار نوين ، امپرياليسم و قدرت فرا «اقتدارگرا». براي اين ترادف و مفهوم سازی اسناد و شواهد تاريخي و سياسي بسياري منتشر و آشكار شده است. تا جايي كه سينماي هاليوود بخشي از اين وقايع نشانه هاي بسياري از اين قدرت مافياي سازمان يافته قرنهای بيستم و بيست و يكم را در فيلمهاي خود به تصوير كشيده است. از اين منظر و نیز آنچه در فيلمهاي هاليوودي نيز مي توان آن را مشاهده كرد، آمریکا يك دولت يا كشور معمولي نيست. آمریکا يك «نماد» است. اسطوره قدرت صنعتي و فوق تكنولوژيك و نظامي در صد سال اخير. آمریکا «ابردولت» و «ابرمرد» نيچهاي و "لوياتان" هابزي است كه بر كل جهان، بلكه بر كل گيتي و جهان ماوراء زمين «سلطه» يافته است. امروز اين سيادت با پايان جنگ سرد، بي منازعه و بي حريف شده است. اين قدرت "روئين تن" تمامي مخالفان و دشمنان خود را به زير كشيده و نقشه و طرح خود را در سراسر جهان به انجام رسانده است. آمریکا پيروز هميشگي بوده در همه شرايط، در همه مكانها و در همه زمانها، اگر در جايي مانند ويتنام هم شكست خورد، «پيروزي» در آنجا وجود نداشت. براي هيچكس! آمریکا نماد همان سرمايه داري و بورژوازيي است كه ماركس وعده داد كه در ستيز نهايي ميان "بنده و خدايگان"، برده و ارباب جهان متمدن صنعتي و پروتارليا و سرمايه داري، مغلوب "كار" خواهد شد و روزي مقهور جبر تاريخ خواهد شد. اين وعده ماركس ، در ديگر مكاتب مهم و شبه ماركسيستي نيز موثر افتاد و جريانهاي مخالف «وضع موجود» در جهان به گونه اي ديگر به «مفهوم سازي» اين وعده تاریخی پرداختند؛ نماد مصرف در "صنعت فرهنگي" آدورنو و مكتب فرانكفورت همان آمریکاست و هاليوودي كه مظهر تمام و کمال آن است. نماد «تكنولوژي» و «عقل ابزاري» كه همه چيز را به «شي» و «كالا» تبدیل و تحویل مي كند، هم اوست. تكنولوژيي كه انسان را مسخر خود مي كند و او را به تباهي و پوچي و نيهيليسم ميكشاند. نماد «فردگرايي» مضمحل كننده اخلاق، اصول و قرارداد جمعي هم اوست و مظهر سودانگاري و نفع طلبي و فايده انگاري بشر جديد.
به تعبير ژان بودریار در كتاب آمریکا؛ آمریکا نه روياء است و نه واقعيت، نوعي حاد واقعيت
hyperreality) ) است. زيرا آرمانشهري است كه از همان ابتدا طوري رفتار كرده كه انگار پيشاپيش تحقق يافته است... آمریکا يك تصوير تمام نگار (hologram
) غول پيكر است. از اين جهت كه در تك تك عناصرش اطلاعات مربوط به كل وجود دارد... (صفحه 40، آمریکا). بودریار دربارة تصور سينمايي و اسطورهاي بودن آمریکا و رابطه ميان آمریکا و سياست و رئيس جمهور شدن ريگان (هنرپيشه وسترن آمریکايي) به عنوان رئيس جمهور مينويسد:"اينجا در آمریکا... فرهنگ عبارت است از؛ فضا، سرعت، سينما و فنآوري. اين فرهنگ اصيل است... سينما يا سرعت يا فن آوري چيزهاي اضافي اختياريی نيستند... در آمریکا سينما حقيقي است. زيرا كل فضا و كل شيوه زندگي سينمايي است. ميان آن دو هيچ شكافي، همان جداسازي مورد تقبيح ما، وجود ندارد. زندگي سينماست (صفحه 132، آمریکا).1
بنابراين آمریکا دو صورت و چهره دارد يكي چهره واقعي، دوم چهره حاد واقعيت. چهره حاد واقعيت آمریکا هماني است كه هاليود از آمریکا به تصوير ميكشد و ترويج ميكند؛ دولتي «ابرزمانه» و "آرمانشهري"، با "قدرت فرازميني" و بلامنازع و اسطوره شكست ناپذيري كه با روشها و طرحهاي ساده اين زماني و اين جهاني قابل فروريختن و هزيمت نيست. اين نيروي افسانهاي یا به تعبير ژان بودريار، «هلوگرام» و نيروي منسجم و يكپارچه، فقط در تنازع نهايي ميان خير و شر، بنده و خدايگان و طبقه پرولتاريا و سرمايه داري به قهر و جبر تاريخ و اراده اي ماوراءقدرتهاي كنوني شكست خواهد خورد. بنابراين در زمان معين و مكان مشخص اين قدرت آسيب پذير نيست و در تمامي جنگهاي گرم و سرد پيروز خواهد بود. اين تصوير خاص طرفداران "وضع موجود" يا تسليم شدگان کنونی جهان امروز، و خاص اردوگاه ليبراليسم از هر نوع آن نيست. بلكه مخالفان افراطي و ستيزه جويان كور مخالف و دشمن آمریکا هم همين تصوير را از آمریکا دارند و ميكوشند همين تصوير را نفي و انكار كنند و هيبت و قدرت افسانهاي او را به چالش كشند. تصوير القاعده اي و طالباني از آمریکا هم همين است و حمله 11 سپتامبر آنان به برجهاي دو قلو از همين نگرش و تصوير از آمریکا نشات ميگرفت. در منطق بيان نشده و مستور القاعده، آمریکا موجود افسانه اي است كه بايد با عمليات و اقدامات محيرالعقول و ماوراءخرد و مافوق توان و تصور بشري او را شكست داد: با شیوة حمله با هواپيماي مسافربري به برجهاي دوقلو در قلب آمریکا (نيويورك). حمله 11 سپتامبر تهاجم و حملهای بر مبناي طرح و نقشه و اهداف استراتژيك نظامي يا حتي چريكي نبود، اقدامي "نمادين" براي زخمي كردن چهره اسطوره اي و نمادين آمریکا در جهان امروز بود. عجيب آن است كه اين تصوير از قبل هم وجود داشته و در برخي فيلمهاي اكشن هاليوودي به تصوير كشيده شده بود و گویی اقتباسی از همانها بود. اين اقدام، نمادين و به يك معنا «هاليوودي» بود و از اين منظر معلوم نيست القاعده ادامه تفكر «هاليوودي» بوده است و «هاليوود» «سرمشق» آن، يا هاليوود ادامه تخيل القاعده اي. آنچه مهم است اينكه در اين سالها اين دو همديگر را دائماً و مستمراً به نمايش گذاشته اند و القاعده تصوير هاليوودي حمله به برجها را و هاليوود تصوير القاعده را در تمامي فيلمهاي خود درباره اسلام، دشمنان آمریکا و مردم جهان و تروريستهاي قرن بيستم و مظهر بنيادگرايي اسلامي و مخالفان امنيت و آسايش جهاني. از اين منظر القاعده و طالبان «كاراكترهایی» هاليوودي دارند، مهم نيست شخصيت اصلي يا فرعي، مثبت يا منفي، نقش خوب يا نقش بد. القاعده همان هاليوود است و ادامه آن.
در اين صورت ميتوان باور كرد كه اگر القاعده حتي هيچ نسبت فكري و سازماني با آمریکا و «سيا» ندارد، اما در چارچوب فکر و منطق و ميل و خواست آنها عمل ميكند. آمریکا ميخواهد كه چهره دشمن مطلوب او، القاعده نوعي و «مثالي» باشد و راه مبارزه با او هم، همان سبك و سياق «نمادين» و «حمله به برجها». زيرا در اين صورت و در هر شرايطي كه پيش آيد، بازدر نهایت شكست ناپذيری آمریکا اثبات میشود. كما اينكه در ماجراي «حمله القاعده به برجهاي دوقلو» در بخش اول و ابتداي اين فيلم بلند و سريال (باز با اقتباس از فيلمهاي اكشن هاليوودي) ابتدا چهره بد و قهرمان منفي پيروز مطلق و غالب ميشود و بعد «سوپرمني» و "رمبویی" وارد ميشود و همه چيز را به نقطه تعادل و حاكميت خير برميگرداند. اين بار پس از حمله پيروزمندانه القاعده، "ارتش آمریکا»؛ اين «سوپرمن» زمان، در افغانستان و عراق وارد شد تا «قهرمان بد و منفي» را كه همچون خود آمریکا او هم «نمادين» است و كمتر از چهره، زندگي، حرفها و حتي زندهبودن يا نبودنش خبري واقعي در دست است، شكست ميدهد تا اسطوره شكستناپذيري آمریکا همچنان ادامه يابد و اينبار در چهرة "خوب مروج دموكراسي در جهان،" "سوپرمن نو." از اين حيث ژان بودريارحق داشت كه ميگفت: «جنگ خليج فارس» و حمله ارتش آمریکا به صدام در تجاوز به كويت «واقعي» نبود بلكه «جنگ رسانه اي» بود و در عالم واقع چنين جنگي رخ نداد. تفسيري از عبارت اين است که جنگهاي آمریکا در خليج فارس، افغانستان، عراق و... حقيقت واقعي ندارند بلكه «حقيقت رسانه اي» يا به تعبيري حقیقت اسطوره ای و نمادين دارند، نه اينكه ارتش آمریکا در دفاع از كويت وارد خليج فارس نشد. تصویر نمادین آمریکا که به دست قدرتهای رسانه ایش ساخته و پرداخته میشود، همواره سریعتر و جلوتر از خود واقعی آمریکا در جهان حرکت دارد و تاثیر میگذارد یا میخواهند که چنین باشد.
آمریکا پيروز قطعی ونهایی و بی منازعة جنگ اسطوره اي و نمادين است، در هر شرايط و هر وضعيتي. زيرا او از قدرت رسانه اي و تصويرسازي در جهان برخوردار است و با اتكاي بنيادين به آن، و نه ارتش و نيروي نظامي خود، پيام اسطوره ای و نمادين بودن خود را حتي در رفتار، كلام و كنش دشمن نمادين اش مانند القاعده، در سراسر جهان منتشر ، تبليغ و ترويج مي كند. القاعده در حمله به برجهای دو قلو ثابت کرد که مخالف با آمریکا و دشمنی با او چه کار سخت و محیرالعقول و ناشدنی است و لذا مبارزه با آمریکا را بی معنی و ناشدنی نشان داد.
مهمترين خصلت و ويژگي مبارزه «نمادين» با آمریکا نامشخص بودن و قابل سنجش نبودن اهداف و به عبارت ديگر واقعي نبودن اهداف و مهمتر از آن، تقديس خود «مبارزه» است. مبارزه اگر براي هدفي معلوم، معین و انضمامي و در زمان مشخص و مكان مشخص باشد، مبارزه و جنگ و نبرد واقعي است. اما اگر مانند مبارزة القاعده و پیکار تاریخی ماركسيسم فاقد هدف واقعي باشد و راهبردي براي همه زمانها و در همه مكانها، «نمادين» مي شود و ديگر هدفي ندارد، جز هدف مبارزه كردن. اين نگرش اگر آمریکايي و هاليوودي نباشد و منشا آن از القائات رسانه هاي آمریکا، در چارچوب اهداف و اميال اسطوره اي و نمادين شدن آمریکاست.
جنگ سرد نمونه تاريخي و بارز اين جنگ اسطوره اي است و شوروي ماركسيست با فريب خوردن در اين جنگ، خود را نابود كرد. زيرا شوروي ماركسيست به اتكاي اصل مبارزه نمادين و اسطوره اي پروتاليا و بورژوازي ، تمامي سرمايه و نيروهاي انساني و فكري و توان عملي و صنعتي خود را به پاي اين مبارزه گذاشت، تا اين اسطورة سرمايه داري و"امپرياليسم موجود" را از پاي درآورد. در اين مبارزه مقدس و نامعلوم كل كشور پهناور و قاره اي شوروي را به «زرداخانه و پادگان» «شرق» عليه «غرب»، بسيج كرد و آرايش داد و سازمان بخشيد و نظامي گري را محور اصلي برنامه خود قرار داد و مردم را زير زندگي «امنيتي» و «ضدجاسوسي» مورد فشار و محدوديت و اقتصاد را فلج و با حاکمیت مطلق و دیکتاتوری نمایندگان پروتالیا، سياست و احزاب را تعطيل كرد و همه چيز را با معیار اين دشمنی اصلي و تاريخي و ايدئولوژيك تفسير و تبيين و توجيه مي كرد و در نهايت بازنده شد و ايدئولوژي رهایي بخش ماركسيسم و تمامي اميدها و وعدههاي آن در اين جنگ اسطوره اي و نمادين سوخت و فرو ريخت. از اين منظر ماركسيسم بيشتر قربانی «جنگ نمادین سرد» شد تا منطق و فلسفة مادیگرایانه و حمايت از كارگر و سوسياليسم. با آگاهي از همين تجربة تلخ و زیانبار و تفسير درست از «جنگ سرد» بود كه روسيه كنوني و «چين اصلاح شده» مي كوشند تا فريب «جنگآوري» و «عربده كشي» غرب را نخورند و راه خود را بروند تا به جاي رودررويي نامحدود و بی انتها و سرمايه سوز و فلج كننده جنگ هم استراتژی هم تاکتیک، به آباداني و رونق اقتصادي خود بپردازند و عملاً ثابت كنند راه غرب و شرق در واقعيت از هم جداست،نه در نگرش «اسطوره اي»، و رودررويی و جنگ بي پايان و بي زمان و مكان.
چهره ديگر آمریکا ، صورت واقعي آن است كه خود آمریکا سعي دارد تا اين «پاشنه آشيل» و نقطه ضعف صورت روئين تن خود را از ديد ديگران پنهان کند و آن خصلت «شيطاني» آمریکاست. شيطان تا جايي و تا وقتي حضور و نفوذ دارد كه انسان از غايت و مقصود اصلي و الهي خود غافل است. كار ويژه «شيطان» غفلت است، غفلت از خود، مقصود، غايت و راه خود. شيطان «غير» است، «غير از خود» و سرگرم ماندن و غافل شدن از خود و توجه به غیر خود و مهمتر از آن فروماندن در شيطان و حتي متوقف ماندن در مبارزه و صرفاً نفي شيطان. «شيطان» وجه و صورت عدمي و نفي الوهيت نيست. زيرا بعد از خدا هيچ چيز نيست. شيطان عدم بعد حق نيست. شيطان غفلت از حق است و نداشتن یا نسیان مقصود و گمراه شدن از غايت حق و سير از خلق به سوی حق. برخلاف اسطوره كه عدم و وهم است. وهم خيالين و گمان صوري است. اسطوره مقابل حق نيست، مقابل «واقع» است، تا واقعيت را به چهره خود درآورد و آن را سايه خود بپندارند.
بر این اساس و در نسبت ميان انقلاب اسلامي و شيطان بزرگ، آمریکا تا جايي سلطه و استيلا دارد كه انقلاب اسلامي از اصول و غایت و راه خود (حق) غافل است و از پيماني كه با مردم دارد، منحرف ميشود و به «غير» ميپردازد، حتي از سر دشمني و مبارزه و نبرد. انقلاب اسلامي چيزي جز اصول و مباني آن نيست. اين مباني و اصول در شعار «آزادي، استقلال و جمهوري اسلامي» ظهور و تجسم يافته است. اين كعبه آمال و آرزوهاي امام و مردم بود كه با انقلاب اسلامي گشايشی براي نائلشدن به آن و تحقق آن آرزوهای تاریخی پديدار شد، تمامی دشمني تاريخي و خاص آمریکا از 28 مرداد تاكنون هم همين بود كه استقلال، آزادي و نظامي مبتني بر آراء و نظر و خواست مردم شكل نگيرد. اين «هدف واقعي»، روش و راهبردي «واقعي» دارد و. آن اجرا و تحقق قانون اساسی به عنوان تنها سند و نقشه راه انقلاب اسلامی و طرح مدون جمهوری اسلامی ایران است. نقشه و طرحی که استقلال و آزادي مردم را تضمين میكند و نظام جمهوري اسلامي را به مثابه يك الگو و مصداق همين ايده آرماني خود فعليت بخشد. خواست روشن و واضح آمریکا عملي نشدن اين تحقق و آرزو است و براي غفلت از آن «چهره نمادين» خود را با قدرت رسانه اي و ابزارهاي ديپلماسي به كار ميگيرد و تبليغ ميكند تا دشمن خود يعني نظام جمهوري اسلامي را با غافل و منحرف کردن از مسير و راه خود به مبارزهاي نمادين و نبردي كور و هاليوودي و القاعده اي بی انتها و جنگ سرد گونه سرگرم سازد. در اين مبارزه نمادين هم اکنون پيروز نهايي آمریکاست. القاعده وقتی در داخل نظام خود، آموزش را تعطیل کرد، مطبوعات را بست، همه را به اجبار به ریش داشتن واداشت، و مخالفان خود را در ملاء عام گردن میزد و در عین حال با عملیات محیرالعقول خود به برجهای دوقلو در قلب آمریکا حمله کرد و مردم بیگناه را کشت، از همان ابتداء در هر دو جبهه در برابر آمریکا شکست خورده بود. در جبهه داخل، چون که ثابت کرد آنچه هالیوود درباره اسلام میگوید که ضد تمدن، سواد، آزادی،دمکراسی و مردمسالاری و کرامت انسانی است، درست است و این تصویر هالیوودی از اسلام را برای نه تنها مردم جهان،بلکه برای مردم افغانی هم بازسازی کرد و به نمایش گذاشت. و در جبهة خارجی هم به مردم جهان نشان داد که مبارزه با آمریکا چقدر ابعاد احمقانه،وحشیانه و ضدانسانی دارد. آمریکا میداند جهان امروز جهان رسانه است و در جنگ شعار و مشت و نبرد نمادین و اسطوره ای او به اتکای قدرت رسانه ای تمامی مخالفان خود را شکست خواهد داد. اما آمریکا در برابر نرخ رشد چند رقمی و تورم تک رقمی،آزادی سیاسی و فرهنگی، انتخابات آزاد و حاکمیت بیچون و چرای مردم در کشورهای مخالف خود شکست واقعی را تجربه میکند. لذا در مبارزة واقعی با چهره واقعي آمریکا، پيروزي انقلاب اسلامي در گرو تحقق اصول و نقشه خود است. عمران، آباداني و آزادي مردم ايران عين شكست «آمریکاي واقعي» است. آمریکا از «آزادي» و مردمسالاری مردم ايران شكست واقعي را لمس ميكند، اما در صورت شكست نمادين خود از انقلاب اسلامي در دراز مدت پيروز نهايي هم اوست.
زماني كه نظام ايران درگير جنگ با عراق بود و رزمندگان ايران در تلاش براي عقبراندن دشمن واقعي از سرزمين واقعي با روشهاي واقعي و نبرد معنادار نظامي بودند، آمریکا كوشيد تا با بازكردن جبههاي ديگر در لبنان، انقلاب اسلامي را از «مبارزه واقعي» به «مبارزه اي نمادين» سوق داده و منحرف کند و فریب دهد. اين طرح فريب در منطق و تفکر امام خميني و شيطان دانستن آمریکا قابل درك و رمزگشایی بود و اعلام کرد؛ «راه قدس از كربلا» مي گذرد. امروز كه آمریکا مي كوشد تا ارايه برگه اي گونه گوني از مبارزه «نمادين» و اهداف نمادين خود عليه انقلاب اسلامي، نظام جمهوري اسلامي را در موضوعات ريز و درشت منطقه اي و جهاني ، سرگرم و غافل سازد ، تنها راه مبارزه واقعي با آمریکا نیز همان منطق است كه «راه مبارزه با شيطان بزرگ از قانون اساسي" ميگذرد. هر سطر و واژه اي از اين قانون كه ميثاق مردم و انقلاب اسلامي و سند پيوست شعار «آزادي، استقلال و جمهوري اسلامي» است، در ذات خود مبارزه «واقعي» با آمریکای واقعی است. تحقق آزادي احزاب، مطبوعات، انتخابات سالم و متكي بر رأي مردم و عدم دخالت «اغيار» و نهادها، عين مبارزه با آمریکاست و ما بعد الحق الا الاضلال. بعد از آن ديگر مبارزه واقعي با آمریکا نيست و هر اسمي و نامي داشته باشد، حتي نام «مبارزه با آمریکا» كوفتن بر طبل «هاليوود» و بازنمايي و بازتوليد«نمادین» آمریکا است. آمریکا از «وجود» انقلاب اسلامی و نظام جمهوري اسلامي بدون ماهيت و خصلتهاي بنيادين آن، یعنی آزادي و استقلال و جمهوري اسلامي، بيمناك و هراسناك نيست و مشكلي با آن ندارد، همچنان كه با جمهوري اسلامي پاكستان يا حكومت اسلامي عربستان و اعراب هيچ دشمني ندارد اگرچه به مصالحي به این مخالفت تظاهر میكند يا خود را ناخشنود میداند. آمریکا از انقلاب و نظام جمهوري اسلامي ايران مبتني بر آراي مردم و احزاب و مطبوعات و فرهنگ و سياست مي هراسد و «فعلیت» آن را در «جهان واقع»، مبارزهاي «واقعي» عليه موجوديت «واقعي» و اهداف «واقعي» خود ميداند و الا اسلام و دين صوری و منهای آزادي و مردم عين خواست آمریکاست و همان تصوير و كاراكتر «هاليوودي» بنلادن و طالبان است كه هر دو مقوم هم و در خدمت يك هدفند.

1- آمریکا، ژان بودريار، قانعيفرد، ققنوس، 1381.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم مرداد 1387ساعت 8 بعد از ظهر  توسط مانی  |