حضور آقاي خاتمي در انتخابات رياست جمهوري آينده كه استقبال اكثر افراد و گروههاي جناح اصلاحات را به دنبال داشته، از سوي برخي ديگر از گروههاي حاضر در اين جناح، با پرسشها و ابهاماتي مواجه شده و پاسخهايي در خور مي طلبد. اصلاح طلبان مخالف حضور خاتمي يا خود كانديدايي دارند و براي رياست جمهوري او برنامه ريزي و تلاش مي كنند، يا به دوران رياست جمهوري خاتمي انتقاداتي دارند و يا معتقدند كانديداتوري خاتمي براي جريان اصلاحات نه تنها سودبخش نيست، بلكه مضر نیز هست و آمدن او حتي ممكن است به تداوم حضور اقتدارگرايان در قوه مجريه كمك كند و از اين رو حضور وي را توصيه نمي كنند. طيف اخير بر اين باور است كه خاتمي واجد ظرفيت هايي است كه حساسيت اقتدارگرايان را برميانگيزد و حضور او اختلافات پردامنه و روزافزون طیف مخالفان اصلاحات را به نفع كانديدايي كه خود ايشان در تلاشند تا به نحوي كنارش بگذارند موقتاً پايان ميدهد. بنابراين تدبير حكم ميكند خاتمي نيايد تا تشتت طیف رقیب به اتفاق نگرايد و تكثر كانديدا در آن، بتواند زمينه شكست افراد ناكارآمد و پايان دوران ناكارآمدي را فراهم كند. آمدن خاتمي انتخابات را دو قطبي ميكند و اين اتفاق به سود اقتدارگرايان است. آنان با بسيج امكانات مباح و غيرمباح و بهره گيري از تمام ظرفيتهايي كه در رسيدن به قدرت ياري گرشان بوده است در كارزاري دوقطبي هر حريفي را شكست ميدهند. خاصه اگر آن حريف خاتمي باشد كه لذت مغلوب ساختنش مضاعف است و در اردوي اقتدارگرايان انگيزه و تحرك بيشتري را ايجاد ميكند.
در پاسخ به اين تحليل بايد گفت اتحاد جناح راست حول كانديداتوري رئيس كنوني دولت، در صورت حضور خاتمي كاملاً قابل پيش بيني است. چه در غير اين صورت راستها در شرايط تكثر كانديدا شكست خود را تضمين كرده اند و در صورت كنار نهادن احمدي نژاد و اعلام حمايت از كانديدايي ديگر به بزرگترين ضد تبليغ براي كليت جناح خود دست زده اند، چرا كه اين حركت اعترافي ضمني به شكست احمدي نژاد در اداره كشور و ناكارآمدي دولت او محسوب ميشود. بنابراين حضور خاتمي به تقويت نسبي همگرايي ها در جناح راست كمك ميكند و يك انتخابات دوقطبي را رقم ميزند، به نحوي كه دو جناح سياسي ايران با حفظ تمام مرزبندي ها و خطوط قرمز خود در اين انتخابات به مصاف يكديگر مي آيند. اين مساله همانطور كه اشاره شد – از ديد دوستان منتقد، «زيان» حضور خاتمي محسوب ميشود. در حالي كه در تحليلي دقيقتر «فايده» حضور اوست.
براي انتخابات رياست جمهوري در ايران دو مرحله پيش بيني شده است كه اگر هيچ يك از نامزدها راي نصف به علاوه يك را به دست نياورند، دو تن كه بيشترين راي را اخذ كردهاند به مرحله دوم مي روند. اگر انتخابات آتي با غيبت آقاي خاتمي و در نتيجه با تكثر نامزدها و حضور چهره هاي مطرحي چون حداد عادل، ولايتي، پورمحمدي، قاليباف، رضايي و... همراه باشد به احتمال فراوان دو مرحله اي خواهد بود و با توجه به حمايتهاي بيدريغ مقامات عالي نظام از رئيس فعلي دولت و برنامه ريزي و تكاپوي گسترده جريان حاكم براي جلب حمايتهاي مردمي از طريق روشهايي چون توزيع مستقيم وجوه نقدي بين مردم در سفرهاي استاني، راهيابي احمدي نژاد به مرحله دوم چندان دور از ذهن نيست. در اين شرايط، دو حالت براي نامزد ديگري كه با احمدي نژاد به مرحله دوم ميرود متصور است. او يا از متحدین سابق احمدی نژاد خواهد بود كه در اين صورت نتيجه براي اصلاحطلبان تفاوت چنداني نخواهد داشت و يا اصلاح طلب خواهد بود كه در اين صورت يك مصاف دو قطبي حاصل ميشود و همان اتفاقي رخ ميدهد كه موافقان تكثر كانديدا و نيامدن خاتمي از آن گريزان هستند. به اين ترتيب كه كليت جناح راست يكپارچه و متفق (دست كم در ظاهر) در مقابل كانديداي اصلاح طلب به حمايت از احمدي نژاد مي پردازد. به عبارت ديگر انتخابات آتي در غياب خاتمي و در صورت تكثر كانديدا يا به محركه رقابت درون جرياني راستها بدل خواهد شد و يا يك نامزد اصلاح طلب به همراه احمدي نژاد به مرحله دوم خواهد رفت كه در اين صورت نقض غرض دوستان منتقد حضور خاتمي اتفاق افتاده و جناح راست مرزبندي هاي سياسي و هويتي خود با جناح چپ و اصلاح طلب را فداي اختلافات سطحي با جريان حاكم نخواهند كرد و حمايت از كانديداي نزديك به خود را به هر تصميم ديگري ترجيح خواهد داد.
طبق آنچه گفته شد صرف نظر از آمدن يا نيامدن خاتمي انتخابات آتي در مطلوب ترين حالت و در واپسين مرحله دو قطبي خواهد بود و مضار احتمالي يك پيكار دوقطبي را خواهد داشت. بنابراين مدبرانه است با تمهيد مقدمات نامزدي فردي كه آمدنش انتخابات را در همان مرحله اول دوقطبي ميكند ابتكار عمل و طراحي زمين بازي را از دست ندهيم و در مصافي تمام عيار با جناح راست قضاوت در مورد عملكرد خاتمي و احمدي نژاد را به جامعه بسپاريم.




